آخرین اخبار:
کد خبر : ۶۳۰۱۴۱
۰۹:۰۰

۱۴۰۵/۰۶/۲۰

«عرشیا»؛ پسری که از ۱۵ سالگی مرد زندگی بود و مرد شهادت شد

مادر شهید «عرشیا ذوالقدر» از جوانی می‌گوید که از کودکی با نماز و دعا مأنوس بود و عشق به امام حسین(ع) در زندگی‌اش جایگاه ویژه‌ای داشت؛ پسری که از نوجوانی برای کمک به خانواده کار کرد، در دوران سربازی نیز روزهای مرخصی را به استراحت نمی‌گذراند و سرانجام در مسیر انجام وظیفه به شهادت رسید.


 

به گزارش نوید شاهد زنجان، شهید «عرشیا ذوالقدر» ششم مردادماه سال ۱۳۸۴ در قزوین متولد شد. او پس از دریافت دیپلم، به عنوان نقاش خودرو مشغول به کار شد و در کنار زندگی و فعالیت‌های روزمره، از کودکی ارتباط خود را با نماز و دعا حفظ کرده بود.

مادر شهید در روایت زندگی فرزندش می‌گوید عرشیا از همان دوران کودکی به نماز علاقه داشت و این علاقه تا آخرین روز زندگی‌اش ادامه پیدا کرد؛ به‌گونه‌ای که به گفته مادر، حتی یک نماز قضا در کارنامه زندگی او وجود نداشت. علاقه او به اهل‌بیت (ع) نیز بخش دیگری از زندگی عرشیا بود و مادر از عشق فرزندش به امام حسین (ع) سخن گفته است.

 

از ۱۵ سالگی برای کمک به خانواده کار می‌کرد

 

مادر شهید از سال‌های نوجوانی عرشیا نیز خاطراتی دارد که برایش بسیار ماندگار شده است. او می‌گوید عرشیا از ۱۵ سالگی با دستان خودش کار می‌کرد تا بتواند بخشی از هزینه‌های خانواده را تأمین کند.

این روحیه در سال‌های بعد نیز همراه او بود. حتی زمانی که به خدمت سربازی رفت، روز‌های مرخصی برایش فرصتی صرفاً برای استراحت نبود و تلاش می‌کرد از زمانش برای کار و کمک به خانواده استفاده کند. مادرش این ویژگی را نشانه مسئولیت‌پذیری فرزندش می‌داند.

 

«آدم باید مرد زندگی باشد»

 

یکی از خاطراتی که مادر شهید از آن با تأثر یاد می‌کند، جمله‌ای است که عرشیا در گفت‌وگویی با او بر زبان آورده بود.

مادر روایت می‌کند که عرشیا یک بار به او گفته بود: «مامان، آدم باید مرد زندگی باشد.»

این جمله بعد‌ها برای مادر معنای دیگری پیدا کرد؛ چراکه فرزندی که از نوجوانی تلاش می‌کرد بار مسئولیت زندگی را به دوش بکشد، سرانجام در مسیر انجام وظیفه جان خود را نیز برای دفاع از کشور تقدیم کرد. مادر در روایت خود، عرشیا را هم «مرد زندگی» و هم «مرد شهادت» توصیف می‌کند.

«عرشیا»؛ پسری که از ۱۵ سالگی مرد زندگی بود و مرد شهادت شد

آخرین خداحافظی؛ «دو روزه برمی‌گردم»

 

مادر شهید هنوز لحظه آخرین خداحافظی با فرزندش را به یاد دارد. او می‌گوید زمان برایش در همان ساعت متوقف شده است؛ حدود ساعت ۱۰:۳۰ شب، زمانی که عرشیا برای آخرین بار با خانواده خداحافظی کرد.

به گفته مادر، عرشیا هنگام خداحافظی با همان لبخند همیشگی به او گفته بود: «نگران نباش مامان، دو روزه برمی‌گردم.».

اما این بازگشت آن‌گونه که مادر انتظار داشت اتفاق نیفتاد. عرشیا در حمله رژیم صهیونیستی در تهران به شهادت رسید و پیکرش برای تشییع و خاکسپاری به زادگاهش، شریف‌آباد ابهر، بازگردانده شد.

 

صدای زنگی که هنوز در گوش مادر مانده است

 

مادر شهید می‌گوید صدای زنگ در آن شب هنوز در گوشش طنین‌انداز است. برای او، شهادت عرشیا تنها از دست دادن یک فرزند نبود؛ بلکه پایان ناگهانی زندگی جوانی بود که هنوز برای آینده خود و خانواده‌اش برنامه داشت.

با این حال، مادر در روایت‌هایش تلاش می‌کند از ویژگی‌هایی سخن بگوید که عرشیا را برای خانواده‌اش ماندگار کرده است؛ از مسئولیت‌پذیری و تلاش برای کمک به خانواده گرفته تا علاقه‌اش به نماز و امام حسین (ع).

«عرشیا»؛ پسری که از ۱۵ سالگی مرد زندگی بود و مرد شهادت شد

«عرشیا»؛ از زندگی روزمره تا شهادت

 

زندگی عرشیا ذوالقدر در ظاهر، زندگی یک جوان معمولی بود؛ جوانی که تحصیل کرده بود، شغل داشت، برای خانواده کار می‌کرد و دوران سربازی خود را می‌گذراند. اما روایت مادر نشان می‌دهد که در همین زندگی روزمره، ویژگی‌هایی وجود داشت که امروز بیش از گذشته برای خانواده ارزشمند شده است.

او از کودکی با نماز مأنوس بود، به امام حسین (ع) علاقه داشت، از نوجوانی برای کمک به خانواده کار می‌کرد و حتی در دوران سربازی نیز مسئولیت‌های خود را جدی می‌گرفت.

مادر شهید اکنون از فرزندی سخن می‌گوید که آخرین بار با وعده بازگشت خداحافظی کرد، اما بازگشتش به خانه در قالب پیکری بود که بر دوش مردم شریف‌آباد تشییع شد. پیکر شهید «عرشیا ذوالقدر» پنجشنبه پنجم تیرماه ۱۴۰۴ در شریف‌آباد ابهر تشییع و به خاک سپرده شد.

برای مادر، عرشیا همان پسری است که از ۱۵ سالگی تلاش کرد کمک‌خرج خانواده باشد و روزی به او گفت: «آدم باید مرد زندگی باشد»؛ جمله‌ای که پس از شهادتش، بیش از هر زمان دیگری در ذهن مادر ماندگار شده است.

 

انتهای پیام/

 

 

 


گزارش خطا

ارسال نظر
طراحی و تولید: ایران سامانه