«مادر جان مرا ببخش»؛ نامهای از جبهه که عطر دلتنگی میداد
به گزارش نوید شاهد استان مرکزی، شهید محرم غلامی در دوم تیرماه سال ۱۳۴۷، در خانوادهای مذهبی دیده به جهان گشود. خانواده نام او را محرم گذاشتند، اما به دلیل علاقه فراوانش به حضرت اباعبدالله الحسین(ع)، در خانه او را «حسین» صدا میزدند.
محرم از دوران دبستان به نماز و قرآن علاقه داشت و همزمان با تحصیل، در کلاسهای آموزش قرآن، مراسم مذهبی و نماز جماعت مسجد شرکت میکرد. او جوانی اهل مطالعه بود و در دوران راهنمایی و دبیرستان نیز ارتباط علمی خود را با فضای دانشگاهی حفظ کرده بود. کتابهای شهید مطهری و نهجالبلاغه از آثار مورد علاقهاش بود.
در کنار تحصیل و مطالعه، برای کمک به خانواده کار میکرد و در حرفه لحافدوزی مشغول بود. تلاشگری و مسئولیتپذیری از ویژگیهای بارز او بود و همواره سعی میکرد باری از دوش خانواده بردارد.
محرم از نظر اخلاقی نیز زبانزد خانواده بود. به گفته نزدیکان، هیچکس از او دلخور و ناراحت نمیشد و لبخند همواره بر لبانش بود. همین روحیه ایثار و فداکاری سبب شد در حالی که هنوز به سن سربازی نرسیده بود، داوطلبانه و از طریق پشتیبانی جنگ جهاد استان مرکزی راهی کردستان شود.
او چند ماه در جبهه کردستان و در گردان مهندسی رزمی خدمت کرد؛ گردانی که فرماندهی آن را برادر بزرگترش برعهده داشت. پس از مدتی حضور در جبهه، بهعنوان سرباز تیپ ۳ مریوان از لشکر ۲۸ کردستان به خدمت ادامه داد.
محرم در نامهای از کردستان، با لحنی صمیمی خطاب به مادرش نوشت: «مادر جان مرا ببخش، من از صمیم قلب دوست دارم.» او در همان نامه از پدر و مادرش خواست نگرانش نباشند و از آنان خواست اخبار و احوال خود را برایش بنویسند؛ نامهای که گوشهای از دلتنگی و محبت عمیق او به خانواده را نشان میدهد.
سرانجام در چهاردهم مردادماه سال ۱۳۶۷، هنگام درگیری با گروهکهای ضدانقلاب در منطقه عملیاتی مریوان، ترکش خمپاره به محرم اصابت کرد و این جوان بیستساله به شهادت رسید.
پیکر مطهر شهید محرم غلامی با حضور مردم شهیدپرور اراک تشییع و در گلزار شهدای این شهر به خاک سپرده شد؛ جوانی که پیش از رسیدن به سن سربازی، راه جهاد را انتخاب کرد و سرانجام در بیستسالگی به آرزوی شهادت رسید.
منبع: اداره هنری، اسناد و انتشارات بنیاد شهید و امور ایثارگران استان مرکزی