آخرین اخبار:
کد خبر : ۶۲۷۵۶۲
۱۰:۱۹

۱۴۰۵/۰۵/۲۴

«ماهی‌ها منو بخورن؟»؛ شوخی ماندگار شهید عباس شبانی که سال‌ها بعد رنگ واقعیت گرفت

شهید "عباس شبانی ورکانی"، جوانی خوش‌اخلاق، مهربان و دوست‌داشتنی بود که لبخند همیشه بر لب داشت. او که علاقه زیادی به ماهی داشت، روزی سر سفره با شوخی به خانواده گفت: «نکنه من آنقدر ماهی می‌خورم یه روز ماهی‌ها عصبانی بشن منو بخورن؟» کسی نمی‌دانست این شوخی ساده، سال‌ها بعد یادآور سرنوشتی تلخ خواهد شد؛ عباس در جریان عملیات کربلای ۵ در منطقه شلمچه به شهادت رسید و پیکرش مدتی مفقود بود تا سرانجام پس از تفحص به زادگاهش بازگشت.


به گزارش نوید شاهد استان مرکزی، شهید عباس شبانی ورکانی در ششم فروردین سال ۱۳۴۵ در روستای ورکان از توابع دلیجان و در خانواده‌ای مؤمن و مذهبی متولد شد. خانواده‌ای که از همان کودکی فرزندان خود را با آموزه‌های دینی و ارزش‌های اخلاقی آشنا می‌کردند.

«ماهی‌ها منو بخورن؟»؛ شوخی ماندگار شهید عباس شبانی که سال‌ها بعد رنگ واقعیت گرفت

عباس از همان سال‌های کودکی، جوانی باهوش، با ذکاوت و علاقه‌مند به تحصیل بود. با اشتیاق راهی مدرسه شد و تحصیلات خود را تا پایان دبیرستان ادامه داد و موفق به دریافت دیپلم شد.

اما زندگی برای عباس تنها در درس خلاصه نمی‌شد. پس از پایان تحصیل، برای کمک به خانواده وارد بازار کار شد و تلاش کرد بخشی از بار زندگی را از دوش پدر و مادر بردارد. در کارهای جوشکاری و تراشکاری مهارت و پشتکار زیادی داشت و از اینکه بتواند یاری‌رسان خانواده باشد، دریغ نمی‌کرد.

خانواده و دوستان، عباس را جوانی مهربان، خوش‌اخلاق و خوش‌رفتار به یاد می‌آورند؛ جوانی که لبخند از لبانش محو نمی‌شد و در برخورد با دیگران صمیمی و خوش‌رو بود.

یکی از خاطرات ماندگار خانواده، به علاقه عباس به ماهی بازمی‌گردد. او هنگام غذا خوردن با اشتهای فراوان غذا می‌خورد و ماهی را بیش از هر غذایی دوست داشت. یک روز سر سفره، وقتی غذایشان ماهی بود، با خنده خطاب به خانواده گفت: «می‌گم نکنه من آنقدر ماهی می‌خورم یه روز ماهی‌ها عصبانی بشن منو بخورن؟» آن روز همه خندیدند، بی‌آنکه بدانند سال‌ها بعد، همین جمله به خاطره‌ای تلخ و عجیب از زندگی عباس تبدیل خواهد شد.

با آغاز جنگ تحمیلی، عباس لباس رزم پوشید و به‌عنوان بسیجی گردان ولیعصر(عج) از لشکر ۱۷ علی‌بن‌ابی‌طالب(ع) راهی جبهه‌های نبرد شد. او حدود ۲۱ ماه در جبهه حضور داشت و در عملیات‌های مختلف به دفاع از کشور پرداخت.

سرانجام در جریان عملیات کربلای ۵ و در منطقه شلمچه، عباس شبانی به شهادت رسید. پیکر مطهرش مدتی در منطقه باقی ماند و سال‌ها در شمار شهدای مفقودالاثر قرار داشت.

پس از سال‌ها انتظار، پیکر شهید در جریان عملیات تفحص کشف و به زادگاهش بازگردانده شد تا در ورکان به خاک سپرده شود.

عباس رفت، اما خاطره لبخندهایش، اخلاق نیکش و آن شوخی ساده سر سفره، در ذهن خانواده باقی ماند؛ شوخی‌ای که شاید آن روز فقط یک خنده خانوادگی بود، اما سال‌ها بعد به یکی از ماندگارترین روایت‌های زندگی شهیدی تبدیل شد که در آب‌های جبهه به آسمان پیوست.

 

منبع: اداره هنری، اسناد و انتشارات بنیاد شهید و امور ایثارگران استان مرکزی


گزارش خطا

ارسال نظر
طراحی و تولید: ایران سامانه