رانندهای که در آغوش مجروح شهید شد
به گزارش نوید شاهد البرز؛ بهروز آقاعلیاکبری در سال ۱۳۴۰ در تهران در خانوادهای معتقد به دنیا آمد. در هفت سالگی به همراه خانواده به کرج مهاجرت کرد. او دوران تحصیل خود را در کرج با موفقیت طی کرد و موفق به اخذ دیپلم در رشته علوم تجربی شد.
فعالیتهای انقلابی و اجتماعی
در اوج انقلاب اسلامی، وی در تظاهراتها و راهپیماییها فعالانه شرکت میکرد و دیگران را نیز به مشارکت تشویق مینمود. پس از پیروزی انقلاب، در سال ۱۳۵۸، به بسیج پیوست و دوره خدمت مقدس سربازی را گذراند. پس از خدمت، در سال ۱۳۶۲ ازدواج کرد که حاصل آن یک فرزند دختر بود. وی دارای یک مغازه رنگوابزارفروشی بود و از این طریق امرار معاش میکرد.
ویژگیهای برجسته:
-
فعال اجتماعی: عضو فعال مسجد جامع رجایی شهر بود و بیشتر وقت خود را صرف آموزشهای نظامی و راهنمایی دیگران میکرد.
-
مقید به فرائض دینی: بسیار به نماز اول وقت و نماز شب پایبند بود.
-
نیکوکار و خانوادهدوست: به پدر و مادرش احترام ویژهای میگذاشت و به افراد نیازمند از طریق شغلش کمک میکرد.
حضور در دفاع مقدس
با شروع جنگ تحمیلی، مانند دیگر جوانان میهن، از کمک به جبهه دریغ نکرد. او در عملیات کربلای ۵ شرکت داشت.
خاطره پیشبینی شهادت
یک روز قبل از اعزام به جبهه، از خواهرش خواست تا برای رفتن او استخاره بگیرد. نتیجه استخاره، بشارت به شهادت بود. در این لحظه، بهروز خوابی را که دیده بود برای خواهر تعریف کرد و گفت: «من دقیقاً ۱۵ روز دیگر شهید میشوم.» او در ۱۹ دیماه ۱۳۶۵ به جبهه اعزام شد.
نحوه شهادت
در تاریخ ۴ بهمن ۱۳۶۵، در منطقه شلمچه، شهید آقاعلیاکبری که رانندگی آمبولانس را بر عهده داشت، رزمندهای زخمی را بر روی زمین مشاهده کرد. هنگامی که از آمبولانس پیاده شد تا آن رزمنده را نجات دهد و به داخل آمبولانس منتقل کند، ترکشی به ناحیه گردن و پایش اصابت کرد و در دم به فیض عظیم شهادت نائل آمد. پیشبینی او دقیقاً ۱۵ روز پس از تعریف خوابش محقق شد.
روحیه و یادگار
شهید بهروز آقاعلیاکبری، نمونهای از یک بسیجی آگاه، متعهد و فداکار بود که تجارت و زندگی شخصی را رها کرده و در خط مقدم به مداوای مجروحان و کمک به همرزمانش پرداخت. شهادت او در حال نجات جان دیگری، بر زیباییهای ایثار او مهر تأیید میزند.
انتهای پیام/