آخرین اخبار:
کد خبر : ۶۱۰۳۳۴
۱۲:۰۲

۱۴۰۴/۱۱/۰۷

روایتی از خط مقدم والفجر ۱؛ از خمپاره‌های شبانه تا زمزمه‌های یک رزمنده در جستجوی شهادت

یکی از رزمندگان حاضر در عملیات والفجر ۱، در خاطرات خود از لحظه آغاز حمله با رمز «یاالله یاالله» می‌نویسد و جزئیات اولین پیروزی بزرگ در منطقه فکه را روایت می‌کند. این روایت، صحنه‌های ماندگاری مانند حضور مقامات کشوری در قرارگاه، دعای عاشورا پیش از حمله و شهادت دوستانش را در بر می‌گیرد.


به گزارش نوید شاهد البرز، شهید عباس آزاد رنجبر، متولد سال ۱۳۴۵ در نجم‌آباد، جوانی خیاط و دارای تحصیلات ابتدایی بود که در ۱۶ سالگی، داوطلبانه راهی دفاع مقدس شد. او از طریق سپاه پاسداران انقلاب اسلامی و در تاریخ ۲۰ دی‌ماه ۱۳۶۱ برای دومین بار عازم جبهه شد و به‌عنوان آرپی‌جی‌زن در تیپ سلمان، گردان یاسر، گروهان ۲، دسته ۱ (ایمان) خدمت کرد. این رزمنده نوجوان، تنها پس از سه ماه حضور در خط مقدم، در عملیات والفجر ۱ و در تاریخ ۲۷ بهمن‌ماه ۱۳۶۱، در منطقه فکه با اصابت ترکش به درجه رفیع شهادت نائل آمد. پیکر پاک او در گلزار شهدای بهشت زینب نجم‌آباد آرام گرفته است.

خاطرات عملیات والفجر ۱ از زبان رزمنده‌ای که لیاقت شهادت را ندید

در ادامه خاطره دست‌نوشت از شهید عباس آزادرنجبر را بخوانید.

بسمه تعالی

در تاریخ چهاردهم دی ماه 1361، به جبهه آمدم. هم‌سنگران من به شرح زیر بود:

۱- سعید مزرعه آقایی
۲- مجید زمانی
۳- عباس نورمحمدی
۴- مرتضی حدادی
۵- محمد حدادی
۶- موگوئی
۷- توده زارع
۸- حسین امین رنجبر
۹- رجب مهین‌خیل
۱۰- حسن بهرامی
۱۱- مسعود آزاددهقان
۱۲- محمد فلاح‌زاده
۱۳- محمود فیروز رنجبر
۱۴- مرتضی امین رنجبر
۱۵- ولی‌الله امین رنجبر
۱۶- جعفر خیام

مجید یکی از دوستان من بود و خدمهٔ گیرینوف هم بود که مزدوران عراقی با سیمینوف او را شهید کردن و سعید آقایی هم زخمی شد. یک شب ۴ سرباز عراقی آمده بود برای شناسائی که بچه‌ها با آرپی‌جی آنها را به درک واصل کردند. یک شب من توی سنگر دیدبانی بودم که مزدوران عراقی ۵ تا خمپاره به دور سنگر زدن و به شکر خدا زنده ماندم و لیاقت شهادت را نداشتم. ما یک شب قبل از شب حمله، نزدیکی خط مقدم جبهه خوابیدیم که هواپیماهای عراقی آن منطقه بمب‌باران کردن.

شرح حمله والفجر ۱:

آغاز حمله ساعت ۲۱:۳۰ با رمز یا الله یا الله. هفدهم بهمن ماه 1361، قرارگاه خاتم‌الانبیا. با حضور مقامات کشوری از جمله: نخست وزیر، وزیر بهداری، ائمه جمعه تبریز و اصفهان، فاکر، محلاتی، اردبیلی، وزیر راه. قبل از شروع حمله در اتاق فرمان دعای عاشورا خواندند. هفدهم بهمن ماه 1361: به نام خدا تا ساعت ۹:۵ صبح با عبور از میادین و منبع مین، بخش‌های دیگری از خاک میهن اسلامی را پاک‌سازی نمودند. آزاد ضمن عبور از مرز با ناموس آتش دشمن، مناطق آزاد شده را از آتش آنان دور نگه می‌دارند. در ادامه حمله والفجر، پاسگاه‌های مرزی پس از ۶ روز اشغال متجاوزین بعثی صهیونیستی آزاد ساخت.

اهواز هجدهم بهمن ماه 1361: یک تیپ از لشکر بهار عراق با کلیه نفرات آنها کشته و زخمی یا اسیر شدند. ۲۵۰ کیلومتر از خاک میهن اسلامی آزاد شده است. با اجرای مرحله مقدماتی حمله والفجر در این حمله، دشمن اقدام به حفر کانال نمود و با به‌جاگذاشتن عده‌ای زیاد کشته، زخمی یا اسیر اقدام به فرار کردند. قرارگاه سیدالشهداء...

اهواز – اندیمشک؛ آن روز را خوب به خاطر دارم که عباس برای خداحافظی آمده بود. دو سه هفته قبل از آن هم دوست او شهید شد. عباس وقتی نماز می‌خواند، من بدنم میلرزید. چرا که با خدا راز و نیاز می‌کرد و از خدا طلب شهادت می‌نمود. زیر لب زمزمه می‌کرد و می‌گفت: خدایا، پروردگارا، مرا ببخش. من چگونه به صورت مادران و پدران شهدا بنگرم؟ خدایا مرا کمک کن تا انتقام خون برادرانم را از دشمن بگیرم. عباس بعد از نماز آمد سراغ مادر و گفت: مادرجان، اگر من بخواهم به جبهه بروم، می‌گذاری؟ مادرم هم که نماز می‌خواند گفت: پسرم، من به تو قول می‌دهم که اگر برادرت آمد، تو را خودم به جبهه خواهم فرستاد. عباس با لبخندی دلنشین گفت: چشم مادر. تاریخ عقد اول خرداد ماه ۶۷ انجام گرفت. ۱/۳/۶۷



انتهای پیام/


گزارش خطا

ارسال نظر
تازه‌ها
طراحی و تولید: ایران سامانه