همسر شهید

آخرین اخبار:
همسر شهید
خاطره‌‌ای از شهید «یعقوب رحیمی»

تهدید اشرار حریفش نشد؛ شهیدی که تا پای جان ایستاد

همسر شهید تعریف می‌کند: بارها اشرار به یعقوب هشدار داده بودند که در کارهای آنان دخالت نکند و حتی تهدیدش کرده بودند که او را خواهند کشت؛ اما گوش یعقوب بدهکار این تهدیدها نبود و همچنان به وظیفه‌اش ادامه می‌داد.
خاطرات شفاهی خانواده شهید «عباس نصری»؛

«بیست ثانیه‌ای که آخرین تماس ما شد»/ روایت همسر شهید «عباس نصری» از دلتنگی تا شهادت

«ساعت یازده و پنجاه‌ودو دقیقه بود؛ دلهره‌ای که در سینه‌ام نشسته بود، حالا به تپشی وحشتناک تبدیل شده بود. بارها تماس گرفتم، اما تنها پاسخی که می‌شنیدم، صدای اپراتور بود که می‌گفت: مشترک مورد نظر در دسترس نمی‌باشد. قلبم از این سکوت فرو می‌ریخت. دوباره تماس گرفتم و باز هم سکوت؛ تا اینکه ساعت دوازده و سی‌وپنج دقیقه بالاخره موفق شدم با عباس صحبت کنم؛ اما تنها برای ۲۰ ثانیه. ۲۰ ثانیه کوتاه که آخرین تماس من با او بود. حالش را پرسیدم، می‌خواستم بیشتر حرف بزنم، اما نشد...» این روایت، بخشی از آخرین لحظات زندگی مشترک «معصومه همسر شهید» با شهید سروان «عباس نصری» است؛ مردی که سال‌های زندگی خود را در راه پاسداری از مرزهای ایران اسلامی سپری کرد و سرانجام در راه تأمین امنیت کشور به شهادت رسید. در ادامه فیلم مصاحبه تصویری با همسر و مادر این شهید گرانقدر منتشر می شود.
پیام تسلیت نماینده ولی‌فقیه در بنیاد شهید و امور ایثارگران در پی درگذشت همسر شهید والامقام سرلشگر خلبان «شمشادیان»

پیام تسلیت نماینده ولی‌فقیه در بنیاد شهید و امور ایثارگران در پی درگذشت همسر شهید والامقام سرلشگر خلبان «شمشادیان»

نماینده ولی‌فقیه در بنیاد شهید و امور ایثارگران با صدور پیامی درگذشت بانوی مؤمنه و صبور حاجیه خانم شهناز رضایی، همسر شهید والامقام سرلشگر خلبان یحیی شمشادیان، فرزند شهید و خواهر شهید، را تسلیت گفت.
خاطرات شفاهی همسر شهید

ترسیدم از رفتنش، اما او به پرواز فکر می‌کرد

با التماس و دل‌نگرانی گفتم: راهی که می‌روی لبریز از خطر است، اگر می‌توانی نرو …، اما او نگاه آرام و مطمئنش را به چشمانم دوخت و گفت: “مجبورم بروم؛ این وظیفه بر دوش من است و اگر من نروم، چه کسی این پرچم را بردارد و کار را به سرانجام برساند؟ ”

دلنوشته| داودم... تو از جنس رسیدن بودی

«گفتند داود رفت... گفتم کجا؟ مگر می‌شود مردی که از خویش گذشته است، از جهان برود؟» این جملات، سرآغاز یادداشتی است که همسر شهید داود زندیه در سوگ یار دیرینش نگاشته؛ روایتی که در آن، شهادت نه پایان که آغاز رسیدن است و شهید، «قطره‌ای که خود را به آغوش موج سپرد» توصیف شده است. در این یادداشت، همسر شهید با زبانی سرشار از عشق و ایمان، از جاودانگی عشق و نامی می‌گوید که «بلندتر از هزار فریاد در تاریخ می‌ماند».

مدام مشغول کارهای فرهنگی بود

فاطمه غلامی همسر شهید «محمدتقی ابراهیمی» بیان می‌کند: شهید از نظر اخلاقی بسیار خوب بود و درک بالایی داشت، ما از نظر اخلاقی بسیار تفاهم داشتیم، همسرم بسیار مقید بود و مدام مشغول کارهای فرهنگی بود.

عهد بستیم که الگویمان حضرت زهرا (س) باشد

سوسن رمضانی همسر شهید مدافع حرم «فیروز حمیدی زاده» بیان می‌کند: همسرم از همان اول زندگی تنها خواسته‌ای که داشت این بود که الگوی مان حضرت زهرا «س» باشد و زندگی ساده‌ای را شروع کنیم.
در گفت‌و‌گو با نوید شاهد مطرح شد

مسیحای عشق در رؤیای همسر شهید جنگ رمضان؛ برگشت تا بگوید: «من زنده‌ام»

چندی بعد از مراسم خاکسپاری، فرزین به خوابم آمد؛ با همان چهره آرام و مهربانش رو به من کرد و گفت: «چرا غصه می‌خوری و این‌طور بی‌قراری می‌کنی؟ ببین، من توانستم نجات پیدا کنم و زنده‌ام…» این رؤیای صادقانه، مرهمی شد بر دل بی‌قرارم تا باور کنم، که شهدا زنده‌اند و نزد پروردگارشان روزی می‌خورند.

سفری به نیابت از «ایمان»

همسر شهید ایمان قایدی، در روایتی صمیمی، از دلبستگی شهید به خدمت، از سفر ناتمام کربلا، از روز‌هایی که شرایط منطقه اجازه رفتن نمی‌داد و از اجابت ناگهانی یک نیت در کنار مزار همسرش می‌گوید؛ روایتی که از جا ماندن او از یک سفر خانوادگی آغاز می‌شود و به زیارت کربلا به نیابت از شهید ختم می‌شود.
خاطره‌‌ای از شهید «عیسی خادمی رودان»

ما باید با تمام توان، با تکیه بر جوانان، از کشور و دینمان دفاع کنیم

همسر شهید تعریف می‌کند: مادرم از رفتن او ناراحت بود، اما عیسی می‌گفت؛ این یک وظیفه است و باید هرچه زودتر انجام شود. ما باید با تمام توان، با تکیه بر جوانان، از کشور و دینمان دفاع کنیم و در برابر دشمن این خاک و مرز و بوم بایستیم.

دلی که در مسیر کربلا ماند؛ روایتی از تعهد و ایثار شهید دادستان «علی‌اکبر حسین‌زاده»

اربعین برای خیلی‌ها یک میعادگاه است، اما برای همسر شهید «علی‌اکبر حسین‌زاده»، یادآورِ وعده‌ای است که هرگز محقق نشد. همسر این شهید بزرگوار با مرور خاطرات آن روزها، از حسرتِ شیرینِ همسفر نشدن با کسی می‌گوید که قلبش پیش از آنکه در کربلا باشد، در میان مردم و برای احقاق حق آنها می‌تپید.
فراز‌هایی از نامه‌های سردار شهید «حسن امام دوست» به همسرش

پرواز عاشقانه از قفس خاک تا آغوش معبود

در نامه‌های سردار شهید «حسن امام دوست» می‌خوانیم: سخن از عشق و عاشقی و پرواز ملکوتی، پرواز از این تن خاکی پرواز از این بند و قفس دست و پاگیر، پرواز به سوی تنها معشوق و تنها معبود یگانه مقصد و یگانه مقصود، که اگر نبود اجل معین الهی، حتی چشم برهم زنی آرام نمی‌گرفت و پر نمی‌کشید.
خاطرات شفاهی خانواده معظم شهدا؛

شناسایی پیکر شهید با انگشتر هدیه «رهبر معظم انقلاب»/ فیلم

لحظه تلخ قطع امید؛ خبر شهادت در گوشی و شناسایی پیکری که آرام جانم بود،پیکر شهید پس از شهادت سالم نبود؛ اما انگشتر هدیه رهبر معظم انقلاب، که در انگشتش بود مشخصۀ او بود.در ادامه فیلم خاطرات شفاهی همسر شهید «یداله مجتبایی» سرتیم حفاظت امیر سپهبد «سیدعبدالرحیم موسوی» و خانواده شهید از نحوه شهادت تقدیم حضورتان می شود.

اگر رهبر بفرمایند، جانم را تقدیم می‌کنم

همسر شهید حسین بردستانی از روحیه ولایتمداری و اخلاص این شهید والامقام می‌گوید؛ شهیدی که جانش را در مسیر اطاعت از ولی‌فقیه معنا کرده بود.
گفت‌وگوی نوید شاهد با همسر شهید مجتبی امیدی:

او شهیدوار زندگی کرد؛ شهادت، مزد سال‌ها بندگی‌اش بود

«سحر ناظریان» همسر شهید والامقام مجتبی امیدی، شهید حمله رژیم صهیونیستی به زندان اوین، از مردی روایت می‌کند که از سال‌ها پیش آرزوی شهادت را در دل داشت و زندگی‌اش را با ایمان، مردم‌داری، عشق به اهل‌بیت(ع) و خدمت به خانواده و جامعه معنا کرده بود. او می‌گوید: «همسرم همیشه می‌گفت: دعا کن شهید شوم؛ شهادت برای او یک آرزو نبود، سبک زندگی‌اش بود.»

مردی که تمام وجودش وقفِ عدالت و حق بود

همزمان با هفته قوه قضاییه همسر شهید دادستان «علی اکبر حسین‌زاده»، او از همسرش که نمادی از عدالت بود می‌گوید: زندگی با مردی که تمام وجودش وقفِ عدالت و حق بود، جنس دیگری داشت. علی اکبر من، بیش از آنکه متعلق به من و خانه باشد، متعلق به آرمان‌هایی بود که برایشان قسم خورده بود.
خاطره‌ای از شهید «محمد رضا غفاری توران» منتشر می‌شود

انفاق و مهربانی؛ میراث ماندگار شهید

این روحیه بخشش و دستگیری از نیازمندان، تنها به همان روز محدود نمی‌شد. شهید در تمام زندگی‌اش اهل کمک و انفاق بود و همیشه ما را نیز به یاری رساندن به مستمندان سفارش می‌کرد.

میدان را ترک نکنید

همسر پاسدار شهید «حمیدرضا مهدیان‌فر» از شهدای جنگ رمضان با اشاره به آخرین تماس‌های این شهید پیش از شهادت گفت: شهید مهدیان‌فر هر شب تماس می‌گرفت و تأکید می‌کرد مراقب خودتان باشید، اما میدان را ترک نکنید.

روایت بهاری که با شهادت آغاز شد

گزارشی از زندگی و شهادت شهید علی مزروعی
گفتگو با همسر شهید جنگ تحمیلی رمضان؛

مردی که با قرآن زندگی کرد و با دفاع از وطن آسمانی شد

شهید «محمدرضا جمال زاده» تنها یک مرزبان شجاع نبود؛ او انسانی بود که اخلاق و ایمان، در تار و پود رفتارش نفس می‌کشید. هرکس یک‌بار با او برخورد می‌کرد، احساس می‌کرد با مردی رو‌به‌روست که دلش روشن‌تر از چهره‌‌ی آفتاب‌سوخته‌اش است. جوانی که با قرآن زندگی کرد و برای دفاع از وطن آسمانی شد. روایت تلخ اما سرافرازانه‌ خانم سلیمان‌فر همسر معظم شهید و از فرهنگیان متعهد استان، از زندگی این شهید اخلاق‌مدار در ادامه منتشر می‌شود.
طراحی و تولید: ایران سامانه