کد خبر : ۶۱۱۳۰۴
۱۳:۴۷

۱۴۰۴/۱۱/۱۹
خاطره‌‌ای از شهید «اسحاق مریدی‌زاده»

شهیدی که زندگی‌اش درس ایمان و شجاعت بود

همسر شهید تعریف می‌کند: در زمان طاغوت، شهید به همراه چند نفر از همکارانش، عکس‌ها و اعلامیه‌های امام را بین مردم پخش می‌کرد. با اینکه ارتشی بود، خطر این کار را به جان می‌خرید. بعد از شروع جنگ، می‌گفت که آرزو دارد در جبهه‌های حق علیه باطل حضور داشته باشد.


به گزارش نوید شاهد هرمزگان، شهید «اسحاق مریدی‌زاده» یکم آبان ۱۳۲۸، در شهرستان بندرعباس چشم به جهان گشود. پدرش غلام و مادرش شوکت نام داشت. تا پایان دوره ابتدایی درس خواند. کارمند نیروی هوایی ارتش بود. در جبهه حضور یافت. سال ۱۳۵۵ ازدواج کرد و صاحب یک پسر و سه دختر شد. ششم مرداد ۱۳۶۱، در منطقه عملیاتی جنوب و در جریان عملیات رمضان به شهادت رسید. اثری از پیکرش به دست نیامد. مزار یادبود او در گلزار شهدای زادگاهش واقع است.

ی

آرزوی شهادت؛ روایتی از شجاعت و ایثار

در زمان طاغوت، شهید به همراه چند نفر از همکارانش، عکس‌ها و اعلامیه‌های امام را بین مردم پخش می‌کرد. با اینکه ارتشی بود، خطر این کار را به جان می‌خرید. بعد از شروع جنگ، می‌گفت که آرزو دارد در جبهه‌های حق علیه باطل حضور داشته باشد.

اولین بار که به جبهه رفت، می‌گفت: «هنوز در عملیات شرکت نکرده‌ام و آرزویم آنطور که دوست داشتم برآورده نشده است.» با اصرار بسیار، دوباره به جبهه بازگشت. در آخرین حمله که در ماه رمضان رخ داد، دشمن پاتک زد و دوستانش به من گفتند که او را دیده‌اند که تیر خورده است.

یکی از آشنایان هم تعریف کرد که صدای او را از رادیوی بغداد شنیده و مطمئن شده بود که زنده است. با اینکه برای او مراسم گرفته بودند، باز هم دل‌ها منتظر بازگشتش بود.

شهید از پنج سالگی به مکتب‌خانه می‌رفت و نماز می‌خواند. همواره به نیازمندان کمک می‌کرد؛ حتی در زمان انقلاب، وقتی همسایه‌ای بیمار بود، شهید به او پول داد و به جای آن سفته گرفت که هنوز باقی مانده است، چرا که سفارش کرده بود هرگز از آن استفاده نشود.

(به نقل از همسر شهید)

انتهای پیام/


گزارش خطا

ارسال نظر
تازه‌ها
طراحی و تولید: ایران سامانه