شهید «دوستعلی کاکایی» در آخرین مرخصی اش به همسرش میگوید: حاج خانم عکس و شناسنامه مرا جایی جلو دستت نگه دار و آمادگی این را داشته باش که اگر گفتند شناسنامۀ فلانی را بده، مجروح شده است، بدان شهید شده ام. نوید شاهد ایلام در سالگرد شهادت خاطرهای از همسر این شهید والامقام منتشر میکند.
همسر شهید تعریف میکند: من اول مانعاش شدم و او گفت: «پسر عمهام قدرتالله شهید شده، زینب مادرش چه لیاقتی داشته که مادر شهید شده است.» همین جمله را که گفت من را کمی آرام کرد.
اصحاب کریمی مدیرکل بنیاد شهید و امور ایثارگران تهران بزرگ با صدور پیامی درگذشت «حاجیه خانم «عفت شجاع» همسر گرامی شهید معزز سپهبد علی صیاد شیرازی را تسلیت گفت.
اصحاب کریمی مدیرکل بنیاد شهید و امور ایثارگران تهران بزرگ با صدور پیامی درگذشت «حاجیه خانم «عفت شجاع» همسر گرامی شهید معزز سپهبد علی صیاد شیرازی را تسلیت گفت.
همسر شهید مرتضی ذوالفقاری از نحوه آشنایی و ازدواجش برایمان گفت: «بعد از چهار سال که از ازدواجمان گذشت. تصمیم گرفت به جبهه برود. من که در مورد خودم و فرزندانم از او پرسیدم در پاسخ گفت شما خدایی دارید که بهتر از هرکسی مراقبتان است.»
همسر شهید تعریف میکند: وقتی به او اعتراض کردم که چطور من را با یک بچه میخواهد تنها بگذارد و برود گفت: «موقعیت، موقعیت جنگ است و اسلام در خطر میباشد ...»
همسر «جواد اللهکرمی» شهید مدافع حرم که 14 دلیل برای ازدواج برشمرده بود، گفت: این زندگی، همان چیزی است که به دنبالش بودم و آرزویش را داشتم؛ یک زندگی که همواره با یاد خداست و رنگ و بوی شهدا را دارد.
همسر شهید «احمد روحانی راد» میگوید: احمد تا آخرین لحظههای شهادتش با این که نمیتوانست صحبت کند زیر لب به من میفهماند حجاب را رعایت کنید، فقط کلمه حجاب را زیر لب زمزمه میکرد.
همسر شهید «شروین احمدی زرین کلایی» میگوید: انگار همیشه میدانست سمت چپ سینهاش تیر میخورد، به دختر کوچک مان که شش ماهش بود میگفت: «اینجا را ببوس که این جا روزی تیر میخورد.»
همسر شهید تعریف میکند: شب آخری که با من بود صدایم زد و گفت «من زیارت عاشورا میخوانم و تو نیز با من تکرار کن» آن شب من کلی گریه کردم و در میان اشکهایم برای شوهرم و تمام رزمندگان دعا کردم.
شهید «حیدر رجب پور» از شهدای بسیجی استان ایلام است که اردیبهشت ۱۳۶۶ در جبهه گیلانغرب به درجه رفیع شهادت نایل آمد. همسر گرانقدر شهید میگوید: پایبند به انقلاب و نظام باشید و جوانان ما از انقلاب و خون شهدا دفاع کنند و در مقابل دشمن ایستادگی کنند.
همسر شهید تعریف میکند: شهید مرتب به من میگفت «چند هفتهای است حالم مثل قبل نیست و حالت عادی خودم را ندارم، حس میکنم حالم خیلی خوب است.» انگار میدانست که قرار است یک اتفاق خاصی برایش بیافتد.
همسر شهید «ذبیح اله عالی» از آخرین بار اعزام به جبههی همسرش میگوید: ساکش را برداشت، همه بچهها را بوسید، دخترم سوفیا بیدار بود، تا دمِ در آمد و گفت: بابا برام عروسک میخری؟ برای تو گوشواره میخرم. سرِ صدام رو میارم باهاش توپ بازی کنید.
همسر شهید خلبان سرلشکر فریدون رضایی در گفتوگو با خبرنگار نوید شاهد بیان میکند: «شهید رضایی جدا از مهارت خلبانی و تسلط کامل به زبان بین المللی، شخصیتی فرهیخته، نمونه و بارز از یک ایرانی وطنپرست و شجاع بود.»
همسر شهید «خلیل ملکی» میگوید: شهدای و جانبازان زیادی برای برپایی این نظام جان خود را از دست دادند پس جوانان امروزی ما باید برای آبادانی این مملکت تلاش کنند. در ادامه فیلم این مصاحبه منتشر میشود.
همسر شهید "صفر دستجانی" در خاطراتی از همسر شهیدش گفت: «در تمام تظاهرات های دوران انقلاب همسرم شرکت می کرد. روزی که مردم کمیجان تظاهرات داشتند او رفت و در این تظاهرات بر اثر اصابت گلوله شهید شد».