خاطرات شهدا - صفحه 98

آخرین اخبار:
خاطرات شهدا

شهیدی که مزارش میعادگاه عاشقان زیادی است/ لباس‌های شهید همه دارایی مادرش

نوید شاهد_ شهید مدافع حرم "سجاد زبرجدی" از جمله شهدایی است که برای اولین بار در ماه مبارک رمضان عازم سوریه شد و در این ماه نیز در جبهه مقاومت جنگید. به مناسبت ماه مبارک رمضان با خواهر این شهید والامقام به گفتگو پرداختیم که در ادامه می‌خوانید.

ویژه نامه|خاطرات شهید مدافع حرم «محمد رضا جنتی»

نوید شاهد_ شهدای مدافع حرم به دلیل آشنایی با نسل جوان از شهدای محبوب این نسل هستند. از این رو نوید شاهد تهران بزرگ ویژه نامه خاطرات شهید مدافع حرم «محمد رضا جنتی» از زبان همسرش را برای علاقه مندان منتشر می کند که در ادامه می‌خوانید.

روحیه انقلابی یک سرباز ارتش

نوید شاهد - برادر شهید " محمدرضا ناظری گهکانی" در خاطره ای از برادرش اینطور می گوید:خیلی انقلابی بود و این روحیه انقلابی اش تاثیر بسزایی در خانواده،فامیل و همسایه گذاشته بود.شور و شوق خاصی نسبت به امام (ره) داشت.

خاطره|هدیه شهید مدافع حرم بعداز شهادت به فرزندش

نوید شاهد _ همسر شهید مدافع حرم «محمدعلی جنتی»، در خاطره‌ای از او می‌گوید: «روزی که می‌خواستند پیکرش را دفن کنند، هر کس از درون مزار همسرم تبرکی برمی‌داشت. پسرم گفت: مامان یک تبرکی هم به من بده. گفتم مادر این‌ها چیزی از بابا ندارند برای همین تبرکی برمی‌دارند.....» ادامه این خاطره جذاب و شنیدنی از شهید مدافع حرم «محمدعلی جنتی» را در پایگاه خبری نوید شاهد تهران بزرگ بخوانید.

خاطره| بازگشت پیکر محمد هدیه ای از طرف امام حسن (ع) بود

نوید شاهد _ همسر شهید مدافع حرم «محمدعلی جنتی»، در خاطره‌ای از او می‌گوید: «شب میلاد امام حسن مجتبی (ع) بود. به خود آقا متوسل شدیم که امشب عیدی ما را بدهید و اگر قرار است اتفاقی بیفتد همین امشب باشد...» ادامه این خاطره جذاب و شنیدنی از شهید مدافع حرم «محمدعلی جنتی» را در پایگاه خبری نوید شاهد تهران بزرگ بخوانید.

خاطره| ما حضور همسرم را حس می کنیم

نوید شاهد _ همسر شهید مدافع حرم «محمدعلی جنتی»، در خاطره‌ای از او می‌گوید: «ما حضور همسرم را حس می‌کنیم. البته بچه‌ها بی‌تابی‌هایشان را دارند. هر چه در این دو سال پیش آمد همان‌طوری بود که محمد دوست داشت...» ادامه این خاطره جذاب و شنیدنی از شهید مدافع حرم «محمدعلی جنتی» را در پایگاه خبری نوید شاهد تهران بزرگ بخوانید.

خاطره| دوست دارم شهید شوم و پیکرم برنگردد

نوید شاهد _ همسر شهید مدافع حرم «محمدعلی جنتی»، در خاطره‌ای از او می‌گوید: «آخرین دیدار من و محمدآقا و بچه‌ها در فرود بود. چند ساعتی در فرودگاه بودیم. همان جا و برای اولین بار ایشان به من گفت: من دوست دارم...» ادامه این خاطره جذاب و شنیدنی از شهید مدافع حرم «محمدعلی جنتی» را در پایگاه خبری نوید شاهد تهران بزرگ بخوانید.

خاطره| توسل خاص "شهید جنتی" به حضرت زینب (س)

نوید شاهد _ همسر شهید مدافع حرم «محمدعلی جنتی»، در خاطره‌ای از او می‌گوید: «محمدآقا در هنگام مشکلاتش به حضرت زینب (س) متوسل می شد و جور هم می شد. عدد ابجد نام بی‌بی زینب (س) ۶۹ است و ایشان این عدد را خیلی دوست داشت...» ادامه این خاطره جذاب و شنیدنی از شهید مدافع حرم «محمدعلی جنتی» را در پایگاه خبری نوید شاهد تهران بزرگ بخوانید.

عملیاتی با حضور امام

نوید شاهد - شهيد "علی اکبر افضل" در دفتر خاطرات خود می نویسد: «بعد از عمليات خيبر چند روزی کوتاه به مرخصی رفتم. در برگشت سوار بر اتوبوس به سمت اهواز حرکت کردم. ساعت 4 صبح بود و در کیلومتر 20 اهواز بودم که رويای زيبا در خواب ديدم و ...» متن کامل خاطره خودنوشت این شهید بزرگوار را در نوید شاهد بخوانید.

سحری با عدسی ترشیده!

نوید شاهد - «حداکثر همکاری‌ها عراقی‌ها در ماه رمضان این بود که غذای صبح را جهت سحر اختصاص داده و غروب تحویل می‌دادند که همان عدسی هر روزه بود که اغلب به لحاظ واقع شدن این ماه مبارک در فصل گرما، عدسی تا سحر ترش می‌شد و خوردن آن موجب ناراحتی معده و گاه اسهال می‌شد ...» آنچه می‌خوانید بخشی از خاطرات زنده‌یاد، آزاده سرافراز و جانباز "یزدانبخش سیاهکالی‌مرادی " از روزه‌داری در دوران اسارت است که تقدیم حضورتان می‌شود.

ماجرای خواندنی برخورد شهید برجی با روزه‌خواران

نوید شاهد - «یک روز در حال گذر از کنار رودخانه روستا بود که خودش صحنه شنای جوانان را می‌بیند، گویا آن‌ها سرشان را کاملا در آب فرو می‌بردند که از مبطلات روزه است، محمد با دیدن این صحنه، جلو رفته و با زبان خوش به آن‌ها تذکر می‌دهد، ولی چند تن از آن‌ها به حرف‌هایش توجهی نمی‌کنند که با برخورد تند محمدعلی مواجه می‌شوند ...» آنچه می‌خوانید بخشی از خاطرات همسر شهید "محمدعلی برجی" است که در آستانه ماه مبارک رمضان تقدیم حضورتان می‌شود.

فرمانده دسته ای که راضی به ازدواج نمی شد!

نوید شاهد - مادر شهید "عبدالرضا قزلســفلو" نقل می کند: « هر کاری می‌کردیم برای ازدواج راضی نمی‌شد. آخر به دایی او متوسل شدیم و از او خواستم تا عبدالرضا را راضی کند تا به خواستگاری برویم.» در ادامه متن کامل این خاطره را بخوانید.

آخرین دیدار در فرودگاه

نوید شاهد - برادر شهید "عبدالرضا حلافی " در خاطره ای از ایشان اینطور می گوید:روزی که قرار بود برود از من خواست تا او را به فرودگاه ببرم.با هم به فرودگاه رفتیم اما پرواز تاخیر داشت دوباره به شهر برگشتیم و دوباره به فرودگاه برگشتیم.موقع خداحافظی عبدالرضا حال و هوای دیگری داشت انگار می دانست که دیگر ما را نمی بیند. خیلی سفارش پدر و مادرم را کرد و گفت از آنها مراقبت کن. موقع رفتن هم مرا خیلی بوسید.آخرین نفری بود که سالن فرودگاه را ترک نمود و سوار هواپیما شد،حتی موقعی که می خواست سوار هواپیما شود برایم دست تکان داد . این آخرین دیدار من و عبدالرضا بود.

خاطره|شهادت همسرم را خودم به بچه‌هایم خبر دادم

نوید شاهد _ همسر شهید مدافع حرم «محمدعلی جنتی»، در خاطره‌ای از او می‌گوید: "شهادت همسرم را خودم به بچه‌ها خبر دادم. محمدآقا ۱۶ فروردین ۹۶ در حماه سوریه منطقه تل‌ترابی شهید شد و صبح روزی که به ما اطلاع دادند....» ادامه این خاطره از شهید مدافع حرم «محمدعلی جنتی» را در پایگاه خبری نوید شاهد تهران بزرگ بخوانید.

اعطای نشان فداکاری به شهید «افروشه»

نوید شاهد_ برابر تصویب «شورای عالی نشان‌ها» در ارتش، نشان فداکاری به شهید «حبیب‌الله افروشه» تعلق گرفت.

آرامشی عجیب در بهشتی زیبا

نوید شاهد - شهيد "علی اکبر افضل" در دفتر خاطرات خود می نویسد: «در باغی بزرگ که انتهای آن معلوم بود قدم می زدم. باغی بود که فقط می توان آن را در خيال جلوه دهم. درختان سر به فلک کشيده اش و آبشارهای زيبايش و ...» متن کامل خاطره خودنوشت این شهید بزرگوار را در نوید شاهد بخوانید.

عکس های یادگاری

نوید شاهد - شهید "فیصل حسنعلی" از شهدای حادثه تروریستی هواپیمای ایرباس سال 1362 در شهر بندركنگ از توابع شهرستان بندرلنگه ديده به جهان گشود و دوازدهم تير 1367 در آب­هاي خليج­ فارس بر اثر اصابت موشك ازناو آمريكايي به هواپيماي مسافربري ايرباس به شهادت رسيد. پایگاه خبری نوید شاهد هرمزگان یک خاطره از زبان عمه این شهید بزرگوار برای علاقه مندان منتشر می کند.

شهید "مسافرزاده" فرزندانش را به نماز اول وقت و مردم داری دعوت می کرد

نوید شاهد - شهید "محمود مسافرزاده " یکم فروردین 1315 در شهرستان بندرعباس متولد شد. به همین مناسبت خاطره ای از ایشان از زبان فرزندشان برای علاقه مندان به فرهنگ ایثار و شهادت منتشر می گردد.

پاکتی که به جبهه رسید ولی داخلش نامه‌ای نبود!

نوید شاهد - «به مادرم خبر دادم که برای دایی نامه نوشته‌ام دیدم که برق خوشحالی در چشمان مادرم نشست. بعد از دو سه هفته از پست کردن نامه، یکی از کتاب‌ها را که ورق می‌زدم متوجه شدم که متن نامه‌ای که برای دایی نوشته بودم لای کتاب است! ...» ادامه این خاطره را در پایگاه اطلاع‌رسانی نوید شاهد استان قزوین بخوانید.

قنبر، غلام علی!

نوید شاهد - «بسیاری از بچه‌ها، انگار نافشان را با هم بریده‌اند، مثل قیر به هم می‌چسبیدند. وقتی که علی ربانی به شهادت رسید رفیقش قنبر حال و روزگار خوشی نداشت و مثل مرغ سر بریده پرپر می‌زد ...» ادامه این خاطره از نویسنده و رزمنده دفاع مقدس "کامبیز فتحی‌لوشانی" را در پایگاه اطلاع‌رسانی نوید شاهد استان قزوین بخوانید.
طراحی و تولید: ایران سامانه