خاطرات - صفحه 64

خاطرات

روایتی از فرمانده تخریب لشگر ثارالله

هر روز صبح زود که برای وضو گرفتن می رفتیم، می دیدیم که دستشویی ها تمیز است. انگار کسی تازه همه جا را شسته باشد.
باید خود را در برابر گناه حفظ کرد

امر به معروف و نهی از منکر / شهید محمد باقر اسدی نژاد

رسم اینجا رو که نباید با دینمون عوض کنیم!
گفتگو با پدر شهید

ماجرای شربت شهادت شهید محمود بروجلو

نوید شاهد کرج: وقتي كه باهم رفتيم به ترمينال و من براي بدرقه ي او رفته بودم چند دقيقه جلوتر از اينكه اتوبوس حركت كند از ماشين پياده شد و رفت و دو شيشه شربت گرفت...

فرمان امام

داشتم توی خیابان بازی می‌کردم که یک نفر صدایم کرد. برگشتم ببینم چه کسی است، که دیدم یک نفر نظامی دستش را روی شانه‌ام گذاشت...

روزهای آخر حضور امام خمینی(ره) در عراق

ماجرای هجرت حضرت امام به پاریس، ماجرای شیرینی است، اگرچه آن موقع تلخی‌هایی داشت. مقامات ایران به عراقی‌ها فشار آوردند که بایدخمینی را کنترل کنید.ما با هم تفاهم کردیم،ما مخالفین شما را کنترل می‌کنیم و شما موظف هستید متقابلا مخالفین ایران را کنترل کنید

خاطرات منتشر نشده آيت الله شهيد محمدصادق صدوق(1)

يك بار كه در قم منزل ايشان مهمان بودم ديدم طلبه هايي مي آيند كه بيش از 80 سال سن دارند و در درس ايشان شركت مي كنند. بنده باورم نمي شد كه اين شهيد بزرگوار با آن سن كم حدود 35 سال بود چگونه اين طلبه ها با سن بالا در درس ايشان شركت مي كنند.

خاطرات منتشر نشده آيت الله شهيد محمدصادق صدوق گلپايگاني (2)

دكتر محمدباقر صدوق فرزند شهيد مي گويد:كتابخانه‎ي شخصي ايشان در منزل مان به سبب داشتن كتاب هاي نفيس و ارزشمند علمي كه يا خود تهيه كرده و يا از پدرشان به ارث رسيده بود، در اختيار شاگردان خود قرار مي دادند. به خاطر همين، خانه‎ي ما هميشه شلوغ بود.

نماز جعفر طیّار

بچه های جبهه و جنگ؛ آنانی که حمیدرضا را می شناسند، می دانند که نماز نوبخت در زیر آتش هم که باشد نماز جعفر طیّار است

«میزبان ترکش ها» روایتی از سردار شهید محمود قلی پور

از یک عملیات ویژه آمده بود. در همان عملیات بر اثر اصابت ترکش پای او مجروح شده بود و به بیمارستان هم مراجعت نکرده بود.

نماز مهمتر از جنگ

شما الآن که به میدان جنگ آمده اید، فکر می کنید برای کی و برای چه می جنگید؟

«توصیه آخر» روایتی زیبا از سردار شهید عبدالحسین برونسی

از زمین و آسمان تیر و ترکش و بمب و موشک می بارید. عملیات بدر؛ عملیات سختی بود. دشمن هرچه در دسترس داشت بر سر بچه ها می ریخت.

بی قرار نماز

همیشه برای نماز هول داشت و یک ربع پیش از اذان دست از همه چیز می کشید برای نماز.

عطر خوش اذان

بوی خوش عطر اذان تمام کلاس را فراگرفته بود. همه بچه ها آستین ها را بالا زده بودند تا برای نماز آماده شوند.

حدیث حماسه ها

حدیث حماسه ها بیانگر خاطراتی از روزهای آغازین جنگ می باشد که در شش قسمت بیان شده است.

در حریم دوست روایتی از شهید مصطفی اردستانی

خدایا تو را به این قرآن قسم می‌دهم! اگر قسمت شد و سفر بعدی به زیارت آمدم از تو می‌خواهم که امام خمینی کلیددار خانه‌ات باشد و ما بتوانیم نماز جماعت را به امامت آن مراد و مرشد پیرمان اقامه کنیم!»

خدا همه طرف هست

برادر! اگر کسی بخواهد نماز شب بخواند ولی قبله را نمی‌داند، چه کار باید بکند؟ نهیب صدای جوانکی 12 ساله بود که مرا به خود آورد، سر چرخاندم به عقب. نور ماه چهره‌ی بشاش جوان را روشن‌تر نشان می‌داد...

پاره های آفتاب مجموعه خاطرات زنان شهید استان قم

کتاب پاره های آفتاب مجموعه ای است از خاطرات تعدادی از زنان شهیده استان قم که به همت کمیته علمی یادواره زنان شهیده استان جمع آوری و تدوین شده است

کتاب خاطرات زنان، صدای جنگ را رساتر می‌کند

کتاب «گلستان یازدهم» جدیدترین اثر مهناز ضرابی‌زاده نویسنده کتاب « دختر شینا» و خاطرات همسر شهید علی چیت‌سازیان است که به تازگی منتشر شده‌ است.

«ساعت ۱۶ به وقت حلب» روای خاطرات کوتاه حاج حسین همدانی می شود

رونمایی از کتاب «ساعت 16 به وقت حلب» با حضور فرزند سردار شهید همدانی سه شنبه 11 آبان برگزار می شود.

خاطراتی کوتاه از صفات بارز شهید فتوره چی

آقاي ايران نژاد چنين مي‎گويد: اين شهيد بزرگوار از فرماندهان اوليه جنگي خوي بود. با وجود سن كم دو خصلت بارز داشت. اولاً بسيار هوشيار بود، ثانياً شجاعت زياد در خور ستايشي داشت.
طراحی و تولید: ایران سامانه