خاطرات - صفحه 42

آخرین اخبار:
خاطرات
به مناسبت سالروز شهادت سردار شهید احمد نبوی چاشمی

خاطراتی از سردار شهید احمد نبوی چاشمی

گرما گرم عملیات والفجر هشت بودیم. شنیدم شهید شدی. در ذهنم زندگی ات را مرور کردم. زندگی ات پر از عشق بود . زندگی ای پر از تلاش وکوشش مالامال از عشق به ائمه .. هرچه فکر کردم غیر از شهادت مزدی برای عشق پیدا نکردم. ولی با این حال گریه کردم راستش برای خودم گریه کردم.
شهید محمد تقی صابریان

اهمیت به نماز اول وقت / خاطرات شهید محمد تقی صابریان

اونهایی که وسیله روزی منن نمی رن؛ اونهایی هم که وسیله ی روزی من نیستن، اگه بمونن فقط جا رو تنگ می کنن. پس چیزی تغییر نمی کنه
آزاده سرافراز محمد رضا غلامی:

اسیرم کردند و دیگر تنها و بی کس فقط خدا را داشتم

آسمان داشت روشن می شد که انبوه لوله های تانک ها نمایان شده بود و من با چشم می دیدم که دور و برم پر از دشمن است که می خواهند تسلیم شوم، همه نوع فکری به سرم زد و چون نارنجک دستی داشتم به خیال خودم می توانم از آنها تلفات بگیرم ولی نیروهای دشمن از من زرنگ تر بودند و جلوتر نمی آمدند. تا اینکه دیگر تنها و بی کس فقط خدا را داشتم و اسیرم کردند.
چند رسانه ای سردار شهید حاج حسن شاطری رونمایی می شود

رونمایی از اثر چند رسانه ای سردار شهید حاج حسن شاطری

در مورخه 6 اسفند ماه 1396 بعد از نماز مغرب و عشاء در مسجد الزهرا شهرستان سمنان رونمایی شد
نویسنده عبدالله دخانیان

معرفی کتاب «راز ناگفته»؛ خاطراتی از شهید ناصر ترحمی

در حفظ انقلاب بکوشید! راه شهدا را ادامه بدید! امام را تنها نگذارید! وصیت نامه نوشته ام ولی به مادرم بگویید صبر کند!
قسمت اول خاطرات شهید «علی‌محمد شمسی»

روحیه گذشت و مردانگی «علی‌محمد»

دوست شهید «علی‌محمد شمسی» نقل می‌کند: «با دیدنش به طرف خانه‌ام فرار کردم. رسید به من و دستش را به طرفم دراز کرد و گفت: اومدم باهات آشتی کنم. قهر کار بچه‌هاست. از بچگی که کرده بودم شرمنده شدم و گفتم: علی‌محمد! خیلی مردی که به این راحتی منو بخشیدی.»

حرف امام، قانون مملكت است و اهميت دارد

خاطره اى از شهيد ناصر سليمى واسو كلايى فرزند ولى الله به نقل از خانم طاهره برزگر(همسر شهيد)
سردار شهید رضا ملکیان برمی

زندگی نامه کامل و وصایای سردار شهید رضا ملکیان برمی

در هنگام برگشت رضا گفت : مي خواهم دو ركعت نماز بخوانم. با تعجب گفتم: ما در صد متري دشمن هستيم، اين كار شما شدني نيست. گفت: اگه چيزي هم براي من بمونه، همين دو ركعت نمازه، نبايد از دستش بدم.
خاطره ای از شهید ابراهیم سهیلی راد از زبان همرزمش

هشت عراقی هیکلی

ابراهیم سهیلی‌راد، نهم مرداد ۱۳۴۴، در شهر قزوین به دنیا آمد. پدرش عباس، شکسته‌بند بود و مادرش صفیه نام داشت. تا پایان دوره متوسطه درس خواند و دیپلم گرفت. به عنوان پاسدار وظیفه در جبهه حضور یافت. بیست و سوم بهمن ۱۳۶۴، در فاو عراق بر اثر اصابت ترکش به شهادت رسید. مزار او در گلزار شهدای زادگاهش واقع است.
خاطره شهید محمدعلی خونبانی از زبان همرزمش

شش ماه است که منتظرم

محمدعلی خونبانی، بیست و سوم تیر ۱۳۴۵، در شهر قزوین به دنیا آمد. پدرش محمدتقی، فروشنده بود و مادرش آسیه نام داشت. دانش‌آموز سوم متوسطه در رشته ریاضی بود. از سوی بسیج در جبهه حضور یافت. بیست و سوم بهمن ۱۳۶۴، در فاو عراق بر اثر اصابت گلوله به سینه، شهید شد. مزار او در گلزار شهدای زادگاهش واقع است.
خاطره ای از شهید محسن تیموریا از زبان همرزش

خودش را زیر آب نگه داشته بود

محسن تیموریا، بیستم آبان ۱۳۴۳، در شهر قزوین به دنیا آمد. پدرش عباس، معمار بود و مادرش بتول نام داشت. تا پایان دوره متوسطه در رشته تجربی درس خواند و دیپلم گرفت. از سوی بسیج در جبهه حضور یافت. بیست و یکم بهمن ۱۳۶۴، در اروندرود بر اثر اصابت ترکش به شهادت رسید. مزار او در گلزار شهدای زادگاهش واقع است.

آئین رونمایی از کتاب «حکایت سالهای سخت»/ پوستر

بمناسبت فرا رسیدن دهه مبارک فجر، آئین رونمایی از کتاب «حکایت سالهای سخت» خاطرات محمود دولتی به نویسندگی سیاوش رحیمی روز پنجشنبه نوزدهم بهمن 96 در حسینیه سپاه تکاب برگزار می شود.
شهید محمدرضا شمس الدین

شیوه تربیت فرزند از زبان مادر شهید محمدرضا شمس الدین

گفت:‘ محّمدرضا! بابات اومده بود ببینه تو واقعاً هر شب می یای مسجد یا نه’. توی دلم به بابام آفرین گفتم که دورادور مواظب بچه هاشه تا خدای ناکرده راه خطا نرن
به مناسبت 20 بهمن ماه سالروز عملیات والفجر هشت

عملیات والفجر هشت به روایت جانباز ابوالفضل حسن بیکی

به بچه‌ها گفتم: «بیایید عقب تا به فاو بریم». گفتم به صیاد شیرازی خبر بدهید که ما رفتیم و کار تمام شد. دیده‌بان، خودش خبر داده بود که ما کار را تمام کرده‌ایم. به صیاد گفتم: «اجازه هست برویم!؟» صیاد بوسمان کرد و با حالت خاصی گفت: «آره. بروید! بعداً می‌آیم». همۀ عملیات در فاو متمرکز شد. به عقبه اهواز رفتم و با نیروهایی که آنجا و واحدهایی که در شلمچه مستقر بودند، هماهنگی انجام شد تا به فاو برویم. از فاو هم مجدداً تماس گرفتند که هر چه سریع‌تر بیا. بعد از عمل جراحی، بخشی از بخیه­ها مانده بود. منطقه آلوده بود و بعضی از بخیه­ها عفونت کرد. درد و سوزش هم داشت. با همان شرایط مجبور شدم سریع به فاو بروم.
شهید والامقام اصغر منعمی بیدگلی

زندگی نامه و وصیت نامه و تصاویر شهید والامقام اصغر منعمی بیدگلی

اصغر در بیست و هفتم مهر ماه 1339 در خانواده ای متدین متولّد شد.دوران ابتدایی و راهنمایی را در مدرسه کوثر گذراند و دوره هنرستان را در کاشان و در رشته برق با اخذ دیپلم خاتمه به پایان رساند و سپس وارد دانشگاه شد .اصغر در نهایت در سال 1362 به آرزوی دیرینه اش که شهادت در راه خدا بود ، رسید.
گفتگو با مبارز انقلابی خراسان خانم زینب بابایی

هشدار و تهدیدات ساواک در من تاثیر نداشت

زینب بابایی، متولد 1308 بجنورد، معروف به حاجیه خانم رنجبریان از مبارزان انقلابی بود که همراه فرزندانش در این عرصه فعالیت می کرد
شهید والامقام حسین صیادی نوش ابادی

زندگی نامه ،وصیت نامه و تصاویر شهید والامقام حسین صیادی نوش ابادی

حسین در اوّل شهریور ماه 1332 در خانواده ای کشاورز در شهر نوش آباد به دنیا آمد .او به علّت فقر حاکم بر زندگی خانواده ، موفّق به تحصیل علم نشد و از همان کودکی به کشاورزی پرداخت.با شروع جنگ تحمیلی ، داوطلبانه به جبهة آبادان اعزام و برای بار دوّم نیز به جبهة غرب اعزام گردید . دفعة سوّم به جبهة بستان اعزام شد که در همین عملیات بر اثر انفجار مین در تاریخ 1360/10/5 به شهادت رسید .او شهادت خود را چند شب قبل از حادثه در عالم رؤیا مشاهده کرده بود
شهید محمد شریفی

خاطراتی از شهید محمد شریفی / خلوتی برای دعا و نیایش

یک روز به سنگرش سر زدم. دیدم کتاب دعا و قرآنش در یک گوشه سنگر است. بعد از آن متوجه شدم که برای نماز شب و مناجات، شب ها به اون جا می رفته
به بهانه سالروز شهادت شهید میثمی شهید حجه الاسلام میثمی بهمراه فرماندان سپاه

فیلمی ناب از شهید حجه الاسلام میثمی بهمراه فرماندان سپاه +فیلم خاطرات از زندگی ایشان

شهید حجت الاسلام «عبدالله میثمی» 12خرداد سال1344 در اصفهان چشم به جهان گشود.در نوجوانی وارد حوزه علمیه اصفهان و از آنجا راهی قم شد. به دلیل مبارزه با رژیم پهلوی سر از زندان قصر تهران درآورد. برای آن كه اذیتش كنند، با یك كمونیست هم سلولی اش كردند. بعد از آزادی برای مبارزه و تبلیغ راهی شهركرد شد. جنگ شد. ازدواج كرده بود اما به قول خودش زندگی او جبهه بود. در جبهه نمازش را كامل می خواند. می گفت؛ اینجا وطنم است. نماینده حضرت امام در قرارگاه خاتم الانبیاء شده بود. كربلای پنج بود كه تركش خورد. چند روز بعد 12بهمن 65، شهید شد. آن روز، روز شهادت حضرت زهرا(سلام الله علیها) بود.
زندگی نامه سردار شهید عباس ساکنی آرانی

زندگی نامه ،وصیت نامه و تصاویر سردار شهید عباس ساکنی آرانی

عباس پنجم تيرماه 1343 در محله جنگل آباد آران به دنيا آمد. جواني مؤدب و آرام بود. وي علاوه بر تحصيل در مدرسه در امر كشاورزي يار و ياور پدر بود.سرانجام در تاريخ 1362/11/10 در حالي‌كه به همراه مسئول معاونت پرسنلي لشكر 14 امام حسين(عليه السلام) در خيابان سيروس سنندج به سمت پادگان در حركت بودند، توسط نيروهاي ضد انقلاب و مزدوران صدام به شهادت رسيد
طراحی و تولید: ایران سامانه