خاطرات - صفحه 44

خاطرات
گردآورنده :حسن جلالی - سکینه صرفی

خاطرات پنج شهید شهرستان دامغان در «پیام آوران»

شهید یحیی حیدری - شهید ابراهیم رجب بیکی - شهید ابوالفضل مهرابی - شهید احمد مصحفی - شهید رمضان علی قصاب زاده

کتاب «دارساوین» رونمایی می‌شود

مراسم رونمایی کتاب «دارساوین» خاطرات فتح الله جعفری، سرتیم یگان حفاظت از امام خمینی(ره) در قم و بنیانگذار یگان زرهی سپاه پاسداران با حضور جمعی از مسئولان کشوری و لشکری، ساعت ۱۶ روز دوشنبه ۱۱ دی ماه ۹۶ در تالار سوره حوزه هنری برگزار می‌شود.
خاطرات شهید حسن دهقان نژاد از زبان مادرشان

مادر روزت مبارک!

حسن دهقان نژاد، هشتم مهر ۱۳۴۵، در روستای کمال‌آباد از توابع شهر قزوین به دنیا آمد. پدرش محمدعلی، کشاورز بود و مادرش فاطمه نام داشت. تا پایان دوره ابتدایی درس خواند. ازدواج کرد. به عنوان سرباز ژاندارمری خدمت می‌کرد. ششم دی ۱۳۶۴، در پایگاه قوزلوی مهاباد هنگام درگیری با گروه‌های ضدانقلاب بر اثر اصابت گلوله به کمر و شانه، شهید شد. مزار او در زادگاهش واقع است.
خاطره

خاطره ای از شهید از زبان همرزمش، یوسف مسگری

محمد نجفی، سوم فروردین ۱۳۴۴، در شهر قزوین به دنیا آمد. پدرش اسماعیل، کارگر کارخانه فرش بود و مادرش زهرا نام داشت. تا دوم راهنمایی درس خواند. ازدواج کرد و صاحب دو دختر شد. به عنوان پاسدار در جبهه حضور یافت. پنجم دی ۱۳۶۵، با سمت معاون فرمانده گروهان در خرمشهر بر اثر اصابت ترکش به شهادت رسید. مزار او در گلزار شهدای زادگاهش واقع است.

خاطره ای از شجاعت شهید فریدون نور

آن شهید ما را تشویق می کرد و به ما روحیه می داد و می گفت : شجاعانه در مبارزه ی حق علیه باطل تلاش کنید که خداوند یار و یاور شما خواهد بود..
شهید محّمد تقی روشن نهاد

دو توصیه شهید محمد تقی روشن نهاد به برادرش

هر بار که رفتیم دیدنش برای من و برادرم یکی دو تا نصیحت کنار گذاشته بود.
قسمت نخست خاطرات شهید «عسکری رضاکاظمی»

دعا و ذکرش زبانزد دوستان بود

برادر شهید «عسکری رضاکاظمی» نقل می‌کند: «دعا و ذکرش هم زبانزد دوستان بود. گاهی فانوس را با خود به داخل همان قبر می برد و نورش را آن‌قدر کم می کرد که بتواند دعا بخواند.»

عملیات مرصاد به روایت زنده یاد سردار عبدالرضا حاجی علیانی از فرماندهان دفاع مقدس استان کرمانشاه

پذیرش قطعنامه 598 موجب ضعف رزمی رزمنده ها شد و انگیزه ی اولی را که برای پیروزی بجنگد و تا شهادت پیش رود را نداشت.

طالوت در اسارت - خاطرات شهید حاج حمدالله دکامی به روایت حاج محمد علی حدادی

شهید دکامی می گفت: هر کس که تشنه باشد، به آب می رسد حمد الله تشنه ای بود که خدا سیرابش کرد و آنقدر رفت تا به مقصد رسید او در اسارت نیزجلسه ی قرآن را برگزار می کرد.
خاطرات شهید

خاطرات شهید گروهبان دوم ابراهیم عسگری از زبان پدر شهید

ابراهیم عسگری، پانزدهم خرداد ۱۳۴۱، در روستای حصار از توابع شهر قزوین به دنیا آمد. پدرش رمضان، راننده بود و مادرش کوکب (فوت۱۳۴۳) نام داشت. تا پایان دوره راهنمایی درس خواند. به عنوان گروهبان دوم ارتش در جبهه حضور یافت. بیست و دوم آذر ۱۳۶۰، در بازی‌دراز توسط نیروهای عراقی بر اثر اصابت ترکش به سر، شهید شد. مزار او در گلزار شهدای شهر زادگاهش واقع است.
شهید دانشجو

شهید علی دهداب از لسان پدر

فقر و محروميت دوران ستم شاهي و كمبود امكانات تحصيلي باعث شد تا براي ادامه تحصيل باز هم مهاجرت كند و از دالكي به برازجان بيايد.تحصيلات راهنمايي را در برازجان گذراند و پس از آن راهي كازرون شد تا تحصيلات متوسطه را در رشته رياضي ادامه دهد .
معرفی کتاب جبهه ذوالفقاریه خاطرات شهدا وایثارگران

معرفی کتاب جبهه ذوالفقاریه خاطرات شهدا وایثارگران شهرستان خمینی شهر

کتاب جبهه ذوالفقاریه در مورد نقش بسیج و سپاه پاسداران انقلاب اسلامی خمینی شهر از آبان ماه سال 1359 تا مهر سال 1360 می باشد که در 7 فصل و به دست جانباز گرامی این شهرستان ،آقای قاسمعلی کرمی هرستانی، به نگارش درآمده است.
شهید والامقام ابوالقاسم دهرویه

خاطره ای از شهید والامقام ابوالقاسم دهرویه

چی شده داداش؟چرا گریه می‌کنی؟
سری چهارم پوستر خاطرات شهدای شهرستان سمنان

پوستر های از شهدای شهرستان سمنان (بخش چهارم)

پوستر هایی از سیره شهدای شهرستان سمنان
شهید والامقام فضل الله دوست محمدی

خاطره ای از شهید والامقام فضل الله دوست محمدی

بر سر تعیین مهریه اختلاف افتاد. هرکس چیزی می گفت...

مجموعه انیمیشن «چند قدم مانده به تو» این قسمت «نارنجک»

مجموعه «72 قسمتی چند قدم مانده به تو»
قسمت نخست خاطرات شهید «عباس داودی»

همه چیز را پشت میدان مین گذاشت!

هم‌رزم شهید نقل می‌کند: «به آسمان نگاه کرد. ستارها چشمک می زدند. باغ زیبایی که توی خواب دیده بود، روی آسمان نقش بست. پدر، مادر، اروانه، زمین کشاورزی، فرماندهی سپاه، دختری که دوستش داشت، همه را پشت میدان مین گذاشت و با یک حرکت خود را وسط میدان مین انداخت.»
نویسنده حبیب الله دهقانی

خاطراتی از شهید اسماعیل نیک صفت و سعید رضا محمدزاده

نگاههایمان طوری در هم پیچید که گویا دیگر همدیگر را نخواهیم دید...
سری سوم پوستر خاطرات شهدای شهرستان سمنان

پوستر های از شهدای شهرستان سمنان (بخش سوم)

پوستر هایی از سیره شهدای شهرستان سمنان
طراحی و تولید: ایران سامانه