شهید «امیدرضا گنجی پور سراجی» يكم اسفند 1346، در شهرستان بندرعباس چشم به جهان گشود. پدرش محمد، كارمند بود و مادرش بلقيس نام داشت. دانشجوي دوره كارشناسي در رشته الكترونيك بود.
مدیرکل فرهنگ و ارشاد اسلامی استان هرمزگان در بیان خاطرات خود گفت: در عملیات فتح المبین توانستیم قریب به ۱۷ هزار نفر و در عملیات بیت المقدس موفق شدیم ۱۹ هزار نفر از بعثیها را به اسارت خودمان در بیاوریم.
به مناسبت سالروز شهادت شهید «سید حسین شجاعی» و هفته دانشآموز، ویژهنامه این شهید گرانقدر شامل زندگینامه، وصیتنامه، خاطرات و دستنوشته برای علاقهمندان منتشر میشود.
خواهر شهید «عباسعلی صلواتی» نقل میکند: «گفتم: عباسعلی! خسته نشدی این قدر تسبیح گردوندی؟ آخرین دانه را انداخت و گفت: نذر صلوات کردم که با رفتنم موافقت کنن. حالا دارم نذرم رو ادا میکنم.»
«اشتیاق شهادت ابراهیم را در برگرفته و با فریادهای الله اکبر در هر شلیک تانکی را نابود میکرد. » بخشی از خاطرات شهید «قاسمی» از زبان پدر این شهید بزرگوار است که تقدیم حضورتان میشود.
راستی! چرا ما شهدا را فراموش کرده ایم؟! چرا علاقه چندانی به بسیج نداریم؟! چرا به جای اینکه در مجلس حسین (ع) شرکت کنیم با دوستان ناباب میگردیم؟! چرا ما شهدا را از دست داده ایم؟!
ویژهنامه جانباز گرانقدر ۷۰ درصد «سید اسماعیل سیادت» شامل مصاحبه با جانباز، همسر، همرزم و نویسنده کتاب، تصاویر، معرفی کتاب و نامه قدردانی این جانباز به همسرش برای علاقهمندان منتشر میشود.
همرزم شهید «علیاکبر قلعهآقابابائی» نقل میکند: «دود و غبار و سیاهی را از چهرهاش پاک کردم. آرامتر از همیشه خوابیده بود. مانند مولایش امام حسین (ع) به خاک سپرده شد. علی رفت و یک دنیا مرام و مردانگی از میان ما رفت.»
همسر شهید «علیاکبر قلعهآقابابائی» نقل میکند: «پدر شهیدی از شهدای همرزم علی آقا آمده بود که انگشتر او را بدهد. گفت انگشتری در میان وسایل فرزند شهیدشان بوده که به خواب پدر میآید و میگوید این انگشتر را از آقای علیاکبر بابائی به یادگار گرفته بوده است.»
روایتی خواندنی از آزاده سرافراز «حاج محمد صالح مرادی» در روز عرفه؛
آزاده سرافراز «حاج محمد صالح مرادی» می گوید: سه روز مانده بود به روز عرفه و بچه ها تصیم گرفتند روز عرفه را روزه بگیرند. ناگاه یکی از سربازان عراقی به نام خبات که کُرد و اهل سلیمانیه عراق بود آمد و به ما گفت بچه ها با هم غذا نخورید، تا بعثی ها نیامده اند...
به مناسبت سالروز شهادت شهید «مجید عبدوس» ویژهنامه این شهید گرانقدر شامل زندگی، وصیتنامه، خاطرات، دستنوشته، فیلم مصاحبه با مادر و تصاویر برای علاقهمندان منتشر میشود.
به مناسبت سالروز شهادت شهید «محمد سلطانیه» ویژهنامه این شهید گرانقدر شامل زندگی، وصیتنامه، خاطرات، دستنوشته، مناجات و تصاویر برای علاقهمندان منتشر میشود.
دوست و همکار شهید «محمود کریمی» بیان کرد: در جریان بمباران ۱۵ خرداد شهر بانه بدون معطلی محمود را به بیمارستان رساندیم، ولی انگار مقدر این بود که او با زبان روزه به دیدار معشوقش برود، آری او شهید شده بود و به خیل شهدای اسلام و انقلاب پیوست.
حاج آقا فرحافزا از روحانيون استان ايلام است كه بيش از چهار سال را در دوران اسارت گذرانده، وی در ذکر خاطره ای از ماه رمضان می گوید: 8 سال تمام قصد غربت کردیم و اسرا با دست های دردمند و دلهای شکسته شان نغمه «اَللّهُمَّ فُکَّ کُلَّ اَسیرٍ» را مرور می کردند.
آوازه سلحشوری و رشادتهای او را شنیده بودم چندان از دوران کودکی و نوجوانی اش اطلاع عینی نداشتم، اما وصف او را از همقطاران و همسنگرانش به کرات شنیده بودم. او یکی از دلاوران کردستانی و از مفاخر شهر دیواندره بود.
شهید «بختیار فتاحی» از شهدای کردستان است که در روستای «چشمیدر» به دنیا آمد و پس از رشادتهای فراوان، حین درگیری با گروهکهای ضد انقلاب در سن ۱۵ سالگی به شهادت رسید. در ادامه چند خاطره این شهید والامقام را باهم میخوانیم.
«بازگشت» یکی از خاطراتی است که در کتاب «اصحاب درد» به قلم «زهرا شاهینی» آمده است. این کتاب گزیدهای از خاطرات ۴۹ جانباز پنجاه تا هفتاد درصد شهرستانهای سمنان، مهدیشهر و سرخه است که توسط نشر شاهد به چاپ رسیده است.
«شهید حسین صالح غفاری» از شهادت «شهید علی رضا صالح غفاری» نقل می کند. شهیدی که زمزمه این بیت همه آرزویش بود و به این خواسته قلبی خود نیز رسید: «ای خوشا با فرق خونین در لقاء یار رفتن/سر جدا پیکر جدا در محفل دلدار رفتن»
شهید مدافع حرم سید نوراله حسینی از شهدای والامقام لشکر فاطمیون است که برای دفاع از ارزش ها و دفاع از حرم حضرت زینب (س) راهی کشور سوریه شد و برای نابودی گروه تروریستی داعش از جان خود مضایقه نداشت.