خاطرات شفاهی مادر شهید؛
مادر شهید «محمد ابوالقاسمی» در خاطراتی از فرزند شهیدش با چشمانی اشکبار تعریف میکند: «شبی در خواب دیدم فرزندم به شهادت رسیده و من پاهایش را میبوسم اما نمیدانستم این رویا، روزی به حقیقت میپیوندد.» حالا او با افتخار از فرزندش میگوید؛ شهیدی که در زندگی مظلوم و خاکی بود، اما در آرزوی شهادت میسوخت.
کد خبر: ۵۸۹۰۱۵ تاریخ انتشار : ۱۴۰۴/۰۱/۱۷
خاطرات شفاهی مادر شهید؛
مادر شهید «محمد ابوالقاسمی» در خاطراتی از فرزند شهیدش با چشمانی اشکبار تعریف میکند: «شبی در خواب دیدم فرزندم به شهادت رسیده و من پاهایش را میبوسم اما نمیدانستم این رویا، روزی به حقیقت میپیوندد.» حالا او با افتخار از فرزندش میگوید؛ شهیدی که در زندگی مظلوم و خاکی بود، اما در آرزوی شهادت میسوخت.
کد خبر: ۵۸۹۰۱۵ تاریخ انتشار : ۱۴۰۴/۰۱/۱۷
خاطرات شفاهی مادر شهید؛
مادر شهید «محمد ابوالقاسمی» در خاطراتی از فرزند شهیدش با چشمانی اشکبار تعریف میکند: «شبی در خواب دیدم فرزندم به شهادت رسیده و من پاهایش را میبوسم اما نمیدانستم این رویا، روزی به حقیقت میپیوندد.» حالا او با افتخار از فرزندش میگوید؛ شهیدی که در زندگی مظلوم و خاکی بود، اما در آرزوی شهادت میسوخت.
کد خبر: ۵۸۹۰۱۵ تاریخ انتشار : ۱۴۰۴/۰۱/۱۷
خاطرات شفاهی جانبازان؛
جانباز «دادخدا حیدری» از نخستین روزهای حضورش در جبهه چنین روایت میکند: پس از آغاز جنگ، وظیفه خود دانستم که به ندای امام خمینی (ره) لبیک بگویم و برای دفاع از میهنم راهی جبهه شوم. در طول هشت سال دفاع مقدس، بارها به جبهه رفتم و بازگشتم تا اینکه در عملیات کربلای پنج مجروح شدم.
کد خبر: ۵۸۸۹۶۲ تاریخ انتشار : ۱۴۰۴/۰۱/۱۶
خاطرات شفاهی جانبازان؛
جانباز "ابوالفضل رستمی" نه فقط برای انجام وظیفه، بلکه برای حمایت از خانواده و ادامه راه برادری که در جبهه بود، به سربازی رفت. از آموزشهای نیمهتمام در کرمانشاه تا زخمی شدن و بازگشت داوطلبانه برای ادامه خدمت؛ داستانی از تعهد، فداکاری و وفاداری در سالهای جنگ.
کد خبر: ۵۸۸۸۱۶ تاریخ انتشار : ۱۴۰۴/۰۱/۰۹
خاطرات شفاهی جانبازان؛
جانباز "ابوالفضل رستمی" نه فقط برای انجام وظیفه، بلکه برای حمایت از خانواده و ادامه راه برادری که در جبهه بود، به سربازی رفت. از آموزشهای نیمهتمام در کرمانشاه تا زخمی شدن و بازگشت داوطلبانه برای ادامه خدمت؛ داستانی از تعهد، فداکاری و وفاداری در سالهای جنگ.
کد خبر: ۵۸۸۸۱۶ تاریخ انتشار : ۱۴۰۴/۰۱/۰۹
خاطرات شفاهی جانبازان؛
جانباز "ابوالفضل رستمی" نه فقط برای انجام وظیفه، بلکه برای حمایت از خانواده و ادامه راه برادری که در جبهه بود، به سربازی رفت. از آموزشهای نیمهتمام در کرمانشاه تا زخمی شدن و بازگشت داوطلبانه برای ادامه خدمت؛ داستانی از تعهد، فداکاری و وفاداری در سالهای جنگ.
کد خبر: ۵۸۸۸۱۶ تاریخ انتشار : ۱۴۰۴/۰۱/۰۹
خاطرات شفاهی جانبازان؛
اکبر سلامت، جانباز جنگ تحمیلی، از روزهایی میگوید که جوانیاش را در دل کوههای سردشت و بیژه گذراند؛ روزهایی که قاطر و تدارکات زودتر از نیروها رسیده بودند و دشمن در کمین بود. از دلاوریهای شهید زینالدین تا حملات کومله و منافقین، روایت او قصهای است از رشادت، غربت، و دانشگاهی به نام جبهه که درس زندگی در آن آموخته شد.
کد خبر: ۵۸۸۸۱۴ تاریخ انتشار : ۱۴۰۴/۰۱/۱۱
خاطرات شفاهی والدین شهدا/
مادر شهید «میرزا مرادی طولابی» میگوید: من گفتم پسرم درست بخوان برای رفتن به جبهه هنوز زوده. گفت مادر نگران هیچی نباشید ما به خواسته خودمان میریم که از میهن مان دفاع کنیم. اگر من نرم اگر اون نره، اگر کسایی که مادر دارن نرن، پس کی میخواد از مرزها دفاع کنه. در ادامه مصاحبه با مادر این شهید گرانقدر منتشر میشود.
کد خبر: ۵۸۸۷۱۵ تاریخ انتشار : ۱۴۰۴/۰۱/۰۵
خاطرات شفاهی والدین شهدا/
مادر شهید «میرزا مرادی طولابی» میگوید: من گفتم پسرم درست بخوان برای رفتن به جبهه هنوز زوده. گفت مادر نگران هیچی نباشید ما به خواسته خودمان میریم که از میهن مان دفاع کنیم. اگر من نرم اگر اون نره، اگر کسایی که مادر دارن نرن، پس کی میخواد از مرزها دفاع کنه. در ادامه این مصاحبه با مادر شهید گرانقدر منتشر میشود.
کد خبر: ۵۸۸۷۱۵ تاریخ انتشار : ۱۴۰۴/۰۱/۰۵
خاطرات شفاهی والدین شهدا/
مادر شهید «میرزا مرادی طولابی» میگوید: من گفتم پسرم درست بخوان برای رفتن به جبهه هنوز زوده. گفت مادر نگران هیچی نباشید ما به خواسته خودمان میریم که از میهن مان دفاع کنیم. اگر من نرم اگر اون نره، اگر کسایی که مادر دارن نرن، پس کی میخواد از مرزها دفاع کنه. در ادامه مصاحبه با مادر این شهید گرانقدر منتشر میشود.
کد خبر: ۵۸۸۷۱۵ تاریخ انتشار : ۱۴۰۴/۰۱/۰۵
خاطرات شفاهی والدین شهدا/
مادر شهید «میرزا مرادی طولابی» میگوید: من گفتم پسرم درست بخوان برای رفتن به جبهه هنوز زوده. گفت مادر نگران هیچی نباشید ما به خواسته خودمان میریم که از میهن مان دفاع کنیم. اگر من نرم اگر اون نره، اگر کسایی که مادر دارن نرن، پس کی میخواد از مرزها دفاع کنه. در ادامه مصاحبه با مادر این شهید گرانقدر منتشر میشود.
کد خبر: ۵۸۸۷۱۵ تاریخ انتشار : ۱۴۰۴/۰۱/۰۵
خاطرات شفاهی والدین شهدا/
مادر شهید «میرزا مرادی طولابی» میگوید: من گفتم پسرم درست بخوان برای رفتن به جبهه هنوز زوده. گفت مادر نگران هیچی نباشید ما به خواسته خودمان میریم که از میهن مان دفاع کنیم. اگر من نرم اگر اون نره، اگر کسایی که مادر دارن نرن، پس کی میخواد از مرزها دفاع کنه. در ادامه مصاحبه با مادر این شهید گرانقدر منتشر میشود.
کد خبر: ۵۸۸۷۱۵ تاریخ انتشار : ۱۴۰۴/۰۱/۰۵
خاطرات شفاهی والدین شهدا/
مادر شهید «میرزا مرادی طولابی» میگوید: من گفتم پسرم درست بخوان برای رفتن به جبهه هنوز زوده. گفت مادر نگران هیچی نباشید ما به خواسته خودمان میریم که از میهن مان دفاع کنیم. اگر من نرم اگر اون نره، اگر کسایی که مادر دارن نرن، پس کی میخواد از مرزها دفاع کنه. در ادامه مصاحبه با مادر این شهید گرانقدر منتشر میشود.
کد خبر: ۵۸۸۷۱۵ تاریخ انتشار : ۱۴۰۴/۰۱/۰۵
کتاب «جِیران» به قلم فاطمه برهانی، بر اساس خاطرات جانباز نوروز عباسی از دوران دفاع مقدس است.
کد خبر: ۵۸۸۵۸۸ تاریخ انتشار : ۱۴۰۳/۱۲/۲۷
رئیس بنیاد شهید و امور ایثارگران در برنامه تلویزیونی «سلام خبرنگار» گفت: طرح مستندسازی آثار شهدا در بنیاد شهید آغاز شده و تاکنون ۶۵ درصد پیشرفت داشته است.
کد خبر: ۵۸۸۲۹۹ تاریخ انتشار : ۱۴۰۳/۱۲/۲۳
رئیس بنیاد شهید و امور ایثارگران در برنامه تلویزیونی «سلام خبرنگار» گفت: طرح مستندسازی آثار شهدا در بنیاد شهید آغاز شده و تاکنون ۶۵ درصد پیشرفت داشته است.
کد خبر: ۵۸۸۲۹۹ تاریخ انتشار : ۱۴۰۳/۱۲/۲۳
رئیس بنیاد شهید و امور ایثارگران در برنامه تلویزیونی «سلام خبرنگار» گفت: طرح مستندسازی آثار شهدا در بنیاد شهید آغاز شده و تاکنون ۶۵ درصد پیشرفت داشته است.
کد خبر: ۵۸۸۲۹۹ تاریخ انتشار : ۱۴۰۳/۱۲/۲۳
خاطرات شفاهی جانبازان؛
محمدعلی محاسن، جانباز دوران دفاع مقدس و اهل روستای مسرقان ساوه، در سال ۱۳۶۱ با ترفندی جالب از خانواده برای حضور در جبهه اجازه گرفت. او پس از گذراندن آموزش در پادگان ۲۱ حمزه، راهی کردستان شد و ماهها در سردشت و اسلامآباد در خط مقدم جنگید. خاطراتش از روزهای سخت، شهادت همرزمان و رشادتهای نیروهای ساوه، تصویری از ایثار آن روزها را زنده میکند.
کد خبر: ۵۸۷۹۴۸ تاریخ انتشار : ۱۴۰۳/۱۲/۲۵
خاطرات شفاهی جانبازان؛
جانباز "محمد محمدیه آزاد" که در کارخانه قوطیسازی میدان شوش مشغول به کار بود، پیشنهادی وسوسهانگیز برای کار در ژاپن دریافت کرد. اما وقتی همسرش با گریه او را به فرمان امام و اهمیت حضور در جبهه متوجه کرد، تصمیمش تغییر کرد. او صبح روز بعد به جای عزیمت به ژاپن، راهی ستاد اعزام رزمندگان شد و لباس رزم پوشید.
کد خبر: ۵۸۷۹۴۷ تاریخ انتشار : ۱۴۰۳/۱۲/۲۴