همسرم به عشق امام حسین (ع) جبهه رفت

به گزارش نوید شاهد کرمانشاه، «قمربانو رحمتی ترکاشوند» همسر شهید میگوید: پسرم خیلی با خدا بود و دلبسته خانواده. با همه علاقهای که به ما داشت، وقتی جنگ شروع شد، داوطلبانه راهی جبهه شد. هرچه گفتم مادر جان، بچه داری، من مریضم، نرو؛ میگفت: «مادر، من برای امام حسین (ع) میروم. اگر من نروم، چه کسی باید برود؟»
زندگیاش خیلی ساده بود. گاهی برای شام شب هم معطل میماندیم اما هیچوقت شکایتی نمیکرد. دلش با خدا بود و جبهه.
یک خاطره شیرین هم از او و همرزمانش دارم. یک روز شهید جعفری همراه یکی از بچهها به خانه ما آمدند. لباسها و پوتینهایشان پر از گل بود. دیدم خستهاند و خوابیدند. با خودم گفتم اینها از خط آمدهاند و فرصتی برای تمیز کردن ندارند. رفتم و ماشینشان را شستم و پوتینهایشان را هم تمیز کردم.
صبح که بیدار شدند، شهید جعفری گفت: «مادر، چرا این کار را کردی؟ حالا دوباره باید برویم گِلیشان کنیم!»
گفتم: «خواستم کاری در حق شما کرده باشم.»
گفتند: «شما خودتان زحمت کشیدید، ما شرمنده شدیم.»
از خجالت سرم را پایین انداختم، اما دلم آرام شد که خدمتی هرچند کوچک به رزمندهها کردهام.
در ادامه فیلم این گفتوگو را ببینید:
انتهای پیام/