شهيد «هوشنگ رستمی» در دفتر خاطرات خود مینویسد: «شب دوم فروردین سال 1360 شبی آرام بود. آن روز به ما دستور دادند که وسائل غير ضروری را جمع آوری نموده تا در پادگان به صورت بارهای A21 بسته بندی و به سقز فرستاده شود، روز دوم با تمام آرامی خود گذشت. شب سوم فروردین سال 1360 شبی آرام بود...» قسمت شصت و شش خاطره خودنوشت این شهید بزرگوار را در نویدشاهد بخوانید.
شهيد «هوشنگ رستمی» در دفتر خاطرات خود مینویسد: «قبل از اين تصور که عيد امسال را چگونه خواهيم گذراند من به فکر سور و سات نبودم چون فقيرانه ترين عيدها را من در سردشت داشته بودم...» قسمت شصت و پنج خاطره خودنوشت این شهید بزرگوار را در نویدشاهد بخوانید.
شهيد «حمزه قربان» در دفتر خاطرات خود مینویسد: «شب جهت احيا و شب زندهداری به مسجد مقر رفتم دعای جوشن کبير خوانده شده و بعضی دعاهای ديگر و نماز شب، دعای ابوحمزه خوانده شد...» متن کامل خاطره پانزدهم این شهید بزرگوار را در نوید شاهد بخوانید.
شهيد «حمزه قربان» در دفتر خاطرات خود مینویسد: «آری چه زيباست ما هم اگر سعادت داشته باشيم روزی پيروز شويم و در جنگ باشيم و شهيد شويم که ياران پيامبر چنين شدند...» متن کامل خاطره چهاردهم این شهید بزرگوار را در نوید شاهد بخوانید.
شهید «محمد علی احصائی» در خاطرات خود چنین مینویسد:« جبههها دنيای ديگری است، دنيایی از عرفان و ايمان و عشق به خدا و امام زمان(علیه السلام). از طرفی امام زمان (علیه السلام) عنايت خاصی به جبههها و به سربازان خود دارند. از اينجاست که معجزات زيادی در جبههها رخ میدهد، معجزاتی که با معيارهای مادی جور در نمیآيد...» متن کامل خاطره این شهید بزرگوار را در نوید شاهد بخوانید.
شهيد «حمزه قربان» در وصیت خود مینویسد: « بين خود وحدت به وجود آوريد زيرا که به قول امام بزرگمان «تنها رمز پيروزی وحدت کلمه است...» قسمت دوم وصیت این شهید بزرگوار در نوید شاهد بخوانید.