فارس - خاطرات شهدا

آخرین اخبار:
خاطرات شهدا
آغاز ناآرامی و آماده‌باش
خاطره خودنوشت شهید حجت اله باقری قسمت «۱۴»

آغاز ناآرامی و آماده‌باش

شهید حجت‌اله باقری در دفترچه خاطرات خود می‌نویسد: «خدا خیلی کمک کرد؛ راننده فوری ماشین را به عقب آورد. ما گفتیم دیگر تمام آنها از بین رفتند، ولی خدا را شکر...» متن کامل قسمت چهاردهم خاطره خودنوشت این شهید بزرگوار را در نوید شاهد بخوانید.
حادثه آتش‌سوزی و درگیری شبانه
خاطره خودنوشت شهید حجت اله باقری قسمت «۱۳»

حادثه آتش‌سوزی و درگیری شبانه

شهید حجت‌اله باقری در دفترچه خاطرات خود می‌نویسد: «شب ۱۸ دی سال ۱۳۶۲، خانه‌ای آتش گرفت و چنان می‌سوخت که ما فوری برای آتش‌نشانی تلفن زدیم. آنها آمدند و برای کمک صدا می‌زدند...» متن کامل قسمت سیزدهم خاطره خودنوشت این شهید بزرگوار را در نوید شاهد بخوانید.
خودداری از تیراندازی برای حفظ جان مردم
خاطره خودنوشت شهید حجت اله باقری قسمت «۱۲»

خودداری از تیراندازی برای حفظ جان مردم

شهید حجت‌اله باقری در دفترچه خاطرات خود می‌نویسد: «به خدا قسم آنها در مسجد بودند؛ اگر در مسجد نبودند، خیلی برای ما خوب می‌شد، ولی نمی‌شود که مسجد را زد. تیراندازی شروع شد، اما در این شب پایگاه هیچ تیری به سمت آنها نزد؛ چون شهر آزاد است و مردم بی‌گناه هم آسیب می‌دیدند...» متن کامل قسمت دوازدهم خاطره خودنوشت این شهید بزرگوار را در نوید شاهد بخوانید.
عملیات شناسایی و بازرسی
خاطره خودنوشت شهید حجت اله باقری قسمت «۱۱»

عملیات شناسایی و بازرسی

شهید حجت‌اله باقری در دفترچه خاطرات خود می‌نویسد: «روزبعد در تاریخ ۱ دی سال ۱۳۶۲ چند گروه تشکیل دادند و برای بازدید خانه‌ها به شهر رفتیم. تا ساعت ۱۰ [گشت زدیم]، ولی چیزی از آن نامردان پیدا نکردیم. دلم خیلی برای این مردم می‌سوخت...» متن کامل قسمت یازدهم خاطره خودنوشت این شهید بزرگوار را در نوید شاهد بخوانید.
نبرد در خیابان‌ها و پاکسازی منطقه
خاطره خودنوشت شهید حجت اله باقری قسمت «۱۰»

نبرد در خیابان‌ها و پاکسازی منطقه

شهید حجت‌اله باقری در دفترچه خاطرات خود می‌نویسد: «مردم همه فرار کردند و من هم به سر خیابان آمدم، چون جایی که بودم در خطر بود. خدا خیلی به ما رحم کرد؛ باز نیرو‌های کمکی آمدند و ما دوباره به پایین رفتیم. این نامردان ما را زیر آتش گرفته بودند، اما...» متن کامل قسمت دهم خاطره خودنوشت این شهید بزرگوار را در نوید شاهد بخوانید.
بارش برف و شیطنت‌های جوانی
خاطره خودنوشت شهید حجت اله باقری قسمت «۹»

بارش برف و شیطنت‌های جوانی

شهید حجت‌اله باقری در دفترچه خاطرات خود می‌نویسد: «شب ۲۶ آذر سال ۱۳۶۲، نوبت پست اولِ من بود؛ چنان برفی باریده بود که زیر شده بودم و زمانی که به پایین آمدم، لباسم کاملاً سفید شده بود. وقتی روی پشت‌بام بودم، با برف به «علمدار بهزادی» می‌زدم؛ شب خوبی بود و هوا هم [سرد/آرام]بود...» متن کامل قسمت نهم خاطره خودنوشت این شهید بزرگوار را در نوید شاهد بخوانید.
آغاز درگیری در شب عملیات
خاطره خودنوشت شهید حجت اله باقری قسمت «۸»

آغاز درگیری در شب عملیات

شهید حجت‌اله باقری در دفترچه خاطرات خود می‌نویسد: «ما داشتیم نماز می‌خواندیم. یک‌بار دیدیم که مقر «میرجمالی» با دشمن درگیر شده است. ما گفتیم: «خب آنها چند تیر می‌زنند و می‌روند». شب چهارشنبه بود و ما شروع به خواندن دعای توسل کردیم. هنوز چیزی از دعا نمانده بود که یکی از برادران پیش نگهبان رفت و خبر داد که...» متن کامل قسمت هشتم خاطره خودنوشت این شهید بزرگوار را در نوید شاهد بخوانید.
نجات معجزه‌آسا و عقب‌نشینی دشمن
خاطره خودنوشت شهید حجت اله باقری قسمت «۷»

نجات معجزه‌آسا و عقب‌نشینی دشمن

شهید حجت‌اله باقری در دفترچه خاطرات خود می‌نویسد: «خدا خیلی کمک کرد؛ راننده فوری ماشین را به عقب آورد. ما گفتیم دیگر تمام آنها از بین رفتند، ولی خدا را شکر...» متن کامل قسمت هفتم خاطره خودنوشت این شهید بزرگوار را در نوید شاهد بخوانید.
نگهبانی شبانه و آتش دشمن
خاطره خودنوشت شهید حجت اله باقری قسمت «۶»

نگهبانی شبانه و آتش دشمن

شهید حجت‌اله باقری در دفترچه خاطرات خود می‌نویسد: «شب هفتم آذر ماه سال ۱۳۶۲ بود که من از ساعت ۱۲ تا ۲ بامداد نگهبان بودم. یک وقت دیدم در ساعت ۱۲:۳۰ دشمن یک‌بار نارنجک تفنگی به سمت پایگاه ما زد و...» متن کامل قسمت ششم خاطره خودنوشت این شهید بزرگوار را در نوید شاهد بخوانید.
شبی سرد در کمین دشمن
خاطره خودنوشت شهید حجت اله باقری قسمت «۵»

شبی سرد در کمین دشمن

شهید حجت‌اله باقری در دفترچه خاطرات خود می‌نویسد: «شب پنجم آذر ماه سال ۱۳۶۲ بود که من با ۵ نفر دیگر به کمین دشمن رفتیم. من با یکی از برادران، پایین‌تر از همه بودیم. شب باد سرد زیاد می‌آمد؛ چنان دست من سرد شده بود که...» متن کامل قسمت پنجم خاطره خودنوشت این شهید بزرگوار را در نوید شاهد بخوانید.
۱
طراحی و تولید: ایران سامانه