آخرین اخبار:
کد خبر : ۶۳۲۹۰۷
۱۱:۱۲

۱۴۰۵/۰۷/۱۹
خاطره‌‌ای از شهید «جعفر زمانی»

شهیدی از جنس صبر، ایمان و ایثار

مادر شهید تعریف می‌کند: فرزندانم پدر نداشتند و من برای آن‌ها هم پدر بودم و هم مادر. جعفر پسر زرنگ و اهل کار بود. به مسجد می‌رفت و پسری مهربان و با محبت بود. با خواهر و برادرهایش رفتار خوبی داشت و به کسی بدی نمی‌کرد. همه همسایه‌ها از او راضی بودند و در مجموع، آدم آرامی بود.


به گزارش نوید شاهد هرمزگان، شهید «جعفر زمانی» یازدهم دی ماه ۱۳۳۵، در شهرستان خرمشهر چشم به جهان گشود. پدرش حسن، مغازه‌دار بود و مادرش فضه نام داشت. تا پایان دوره ابتدایی درس خواند. کارمند شیلات بود. سال ۱۳۵۷ ازدواج کرد و صاحب یک پسر و دو دختر شد. از سوی بسیج در جبهه حضور یافت. دهم اردیبهشت ۱۳۶۱، در خرمشهر بر اثر اصابت ترکش خمپاره به شهادت رسید. پیکرش را در روستای بیکاه از توابع شهرستان رودان به خاک سپردند.

شهیدی از جنس صبر، ایمان و ایثار

در امتداد دعای مادر، تا سنگر دفاع از وطن

فرزندانم پدر نداشتند و من برای آن‌ها هم پدر بودم و هم مادر. جعفر پسر زرنگ و اهل کار بود. به مسجد می‌رفت و پسری مهربان و با محبت بود. با خواهر و برادرهایش رفتار خوبی داشت و به کسی بدی نمی‌کرد. همه همسایه‌ها از او راضی بودند و در مجموع، آدم آرامی بود.

بچه‌هایم با سختی بزرگ شدند. جعفر از خدمت سربازی معاف شده بود. برای کار به بندرعباس رفت و همان‌جا مشغول به کار شد. پس از مدتی ازدواج کرد و تصمیم گرفت برای دفاع از کشور به جبهه برود. هنگام رفتنش، من در روستا بودم. او به برادرش گفته بود: «به مادرم بگو مرا دعا کند.» جعفر دو فرزند داشت و فرزند سومش نیز در راه بود.

من در روستا زندگی می‌کردم و مدتی از حضور جعفر در جبهه می‌گذشت. یک روز برادرش به روستا آمد. از او پرسیدم: «از برادرت خبر داری؟» گفت خبری ندارد. چهره‌اش ناراحت و غمگین بود. دلم آشوب شد و تصمیم گرفتم خودم به خانه جعفر بروم تا از او خبری بگیرم. وقتی به آنجا رسیدم، دیدم همه ناراحت‌اند. همان‌جا خبر شهادت پسرم را به من دادند. در آن لحظه، از شدت ناراحتی اشک از چشمانم جاری شد.

جعفر کم‌حرف و ساکت بود. هر وقت از او کاری می‌خواستم، نه نمی‌گفت و با کمال میل آن را انجام می‌داد. او بسیار صبور بود.

(به نقل از مادر شهید، فضه زمانیان)

انتهای متن/


گزارش خطا

ارسال نظر
تازه‌ها
طراحی و تولید: ایران سامانه