«محمد غفاری»؛ جوانی که خاطراتش در مسجد و خانه ماندگار شد

به گزارش نوید شاهد زنجان، مادر و خواهر شهید «محمد غفاری» در ویژهبرنامه «روایت مادری» که در کتابخانه عمومی کوثر شهرستان خرمدره برگزار شد، بخشی از خاطرات خود از زندگی این شهید را برای حاضران بازگو کردند؛ روایتی که در آن، خاطرات روزهای زندگی محمد در کنار خانواده با دلتنگی پس از شهادت او درهم آمیخته بود. شهید «محمد غفاری» از شهدای جنگ تحمیلی ۱۲روزه و از شهدای شهرستان خرمدره است.
مادر شهید در این روایت، از فرزندی سخن گفت که خانواده برای آینده او برنامه داشتند و موضوع ازدواجش نیز در جریان بود؛ اما این مسیر با شهادت او ناتمام ماند. روایت مادر از روزهای پیش از شهادت محمد، تصویری از جوانی است که خانواده برای ادامه زندگیاش امیدها و آرزوهایی داشتند؛ آرزوهایی که ناگهان رنگ دیگری گرفت.
خواستگاری که نیمهتمام ماند
یکی از بخشهای تأثیرگذار روایت مادر، به ماجرای خواستگاری محمد بازمیگردد. او از روزهایی میگوید که خانواده در حال فراهم کردن مقدمات ازدواج بودند، اما این ماجرا فرصت پیدا نکرد به سرانجام برسد.
تصویر محمد در کنار خانواده و سخنان مادر درباره آن روزها، نشان میدهد که شهادت او در شرایطی اتفاق افتاد که هنوز فصل تازهای از زندگیاش آغاز نشده بود. همین ناتمام ماندن برنامههای زندگی، یکی از بخشهای دردناک خاطراتی است که مادر از فرزندش به یاد دارد.
مسجدی که محمد برای محرم آماده کرد
خواهر شهید نیز در ادامه این روایت، از خاطرهای گفت که شاید در ظاهر ساده باشد، اما امروز برای خانواده معنای دیگری پیدا کرده است.
او از روزی یاد میکند که محمد با شوق و علاقه، مسجد محله را برای آغاز ماه محرم جارو کرده بود. محمد با هزار ذوق و آرزو خود را برای فرارسیدن محرم آماده میکرد، اما خودش فرصت پیدا نکرد آن محرم را ببیند.
آنچه از آن روز برای خانواده باقی مانده، خاطره همان حضور کوتاه در مسجد و لباسهای خاکی محمد است؛ لباسهایی که امروز بخشی از یادگارهای او برای خانواده به شمار میرود.

خاطراتی که با شهادت تازهتر شدند
برای مادر و خواهر شهید، سخن گفتن از محمد تنها مرور گذشته نیست؛ هر خاطره، بخشی از حضور دوباره او در جمع خانواده است. از روزهایی که در خانه حضور داشت و خانواده برای آیندهاش برنامهریختند تا فعالیتهایی که در محله و مسجد انجام میداد، همه به خاطراتی تبدیل شدهاند که پس از شهادتش اهمیت بیشتری پیدا کردهاند.
روایت خانواده از محمد در حالی بیان میشود که نام او امروز در شمار شهدای جنگ ۱۲روزه قرار گرفته است؛ شهیدی که زندگیاش در شهرستان خرمدره با یاد و خاطره خانواده، دوستان و مردم این شهرستان گره خورده است.

«محمد غفاری»؛ نامی که در خرمدره ماند
پس از شهادت محمد، یاد او در شهرستان خرمدره نیز با برنامهها و آیینهای مختلف زنده نگه داشته شده است. برگزاری یادواره شهید «محمد غفاری» در مسجد امیرالمؤمنین (ع) خرمدره و همچنین تولید مستند «کهنهرفیق» با محوریت زندگی و حماسه این شهید، بخشی از تلاشها برای روایت زندگی او برای نسلهای بعد است.
اما شاید صمیمیترین روایت از زندگی یک شهید، همان خاطراتی باشد که از زبان مادر و خواهرش شنیده میشود؛ خاطراتی که در آن خبری از تصویرهای رسمی و تشریفاتی نیست و یک جوان با زندگی روزمرهاش دیده میشود؛ جوانی که برای ازدواجش برنامه داشت، با شوق به استقبال محرم میرفت و برای آماده کردن مسجد محله وقت میگذاشت.
حالا سالها و روزها از آن خاطرات فاصله گرفتهاند، اما برای خانواده شهید «محمد غفاری» هنوز هر گوشهای از آن روزها میتواند یادآور فرزندی باشد که رفتنش، خانه را از حضورش خالی کرد و خاطراتش را برای همیشه به یادگار گذاشت.
روایت مادر و خواهر شهید، روایتی از همین دلتنگی و ماندگاری است؛ روایتی که نشان میدهد گاهی یک خاطره ساده، مانند جارو کردن مسجد برای آغاز محرم، میتواند سالها بعد به یکی از ماندگارترین تصاویر ذهن خانواده از عزیز ازدسترفته تبدیل شود.
انتهای پیام/