از مبارزات انقلابی تا شهادت در خط مقدم قصرشیرین

به گزارش نوید شاهد کرمانشاه، شهید «جهت قادری فصیح»، فرزند درویش، در سال ۱۳۴۲ در یک خانواده مذهبی در روستای عبدالعزیز چله از توابع شهرستان گیلانغرب به دنیا آمد. تحصیلات خود را تا پایه پنجم ابتدایی ادامه داد. فردی با اخلاق نیکو، متین، باایمان، دلسوز، مهربان، خوشفکر و توانا بود.
حس دلسوزی نسبت به والدین که از بدو تولد در خون و رگش دمیده شده بود، باعث شد تحصیل را رها کند و از همان دوران کودکی، یار و یاور پدر باشد و در کنار او در انجام امور زندگی و مقابله با دشواریهای طبیعت و زندگی، همکاری و همراهی کند.
یکی از خصوصیات شهید این بود که خود را فدای جمع میکرد و همه چیز را نه برای خود، بلکه برای دیگران میخواست. منافع و آینده سایر افراد خانواده همواره مدنظر او بود و در این زمینه با حساسیت خاصی احساس مسئولیت میکرد.
همه حقوقش را برای خانواده میفرستاد
این روحیه مسئولیتپذیری باعث شد در آغاز جوانی، همراه عدهای از دوستان و همسنوسالان خود به تهران برود و در یک شرکت بزرگ ساختمانی، معروف به شرکت اکباتان، استخدام شود.
شهید تمامی حقوق و مزایای خود را برای پدر و مادر و سایر اعضای خانواده میفرستاد تا با وجدان همیشه بیدارش، آسایش لازم را برای آنان فراهم کند.
هر بار که به مرخصی میآمد، خوشحالی و شادی را برای خانواده و سایر اقوام و بستگان به ارمغان میآورد و با بهجا آوردن صله رحم، به دیدار اقوام، بستگان و آشنایان میرفت.
مهربانی و عطوفت، وقار، ایمان، شهامت، شجاعت، دلاوری و نترس بودن او زبانزد عام و خاص بود. شهید قادری فصیح پشتوانه و عنصری محکم برای خانواده، اقوام و دوستان خود به شمار میرفت
حضور فعال در مبارزات انقلاب اسلامی
در سال ۱۳۵۷، شهید معظم که در تهران حضور داشت، با شرکت در تظاهرات علیه رژیم ستمشاهی محمدرضا شاه، نقش فعالی در مبارزات انقلاب اسلامی ایفا کرد و بهصورت عملی نقشآفرین بود. او در درگیریهای فیزیکی نیز حضور داشت و با شجاعت در برابر رژیم پهلوی ایستادگی میکرد.
ترک کار در تهران و حضور در جبهه
با آغاز جنگ تحمیلی عراق علیه ایران، کار در تهران را تعطیل کرد و به قصد شرکت در دفاع مقدس از میهن اسلامی ایران، بلافاصله به جبهههای نبرد حق علیه باطل اعزام شد و به رزمندگان پیوست.
زمانی که شهید در منطقه عملیاتی خسروی و قصرشیرین حضور داشت، پدر و مادرش که نگران فرزند پسر ارشد خود بودند، به منطقه جنگی قصرشیرین رفتند.
آنان پس از هماهنگی با فرماندهان، با شهید دیدار کردند و از وی خواستند که به منزل بازگردد. شهید والامقام نیز به پاس احترام به پدر و مادر، آنان را به سمت منزل همراهی کرد؛ اما والدین غافل از این بودند که او تنها شش ساعت مرخصی گرفته است تا آنان را به گیلانغرب بازگرداند.
زمانی که شهید، پدر و مادرش را به منزل بستگان در گیلانغرب رساند، اظهار داشت که هدف و راه خود را انتخاب کرده است.
او چنین بیان کرده بود:خداوند از خلقت من و امثال من هدف داشته است و من باید به هدف پروردگارم و ندای رهبر و مرادم، امام خمینی، لبیک بگویم. تا دیروز در خدمت شما و خانواده بودهام، اکنون و در این عرصه باید جانم را در اختیار امام و نظام اسلامی قرار دهم و از وطنم دفاع نمایم تا تکلیفم را انجام داده باشم.
سینهام را آماج گلوله دشمن قرار میدهم
شهید قادری فصیح در آخرین لحظه جدایی و خداحافظی از خانواده، چنین بیان کرده بود و با دست به سینهاش کوبیده بود:سینهام را در دفاع از وطنم آماج گلوله دشمن قرار میدهم.
انتهای پیام/