آخرین اخبار:
کد خبر : ۶۲۹۹۶۶
۱۰:۱۰

۱۴۰۵/۰۶/۱۸
روایت «علی‌مراد گراوندی» از شکنجه و مقاومت در اردوگاه‌های بعثی

روز‌های اول اسارت هنوز امید به بازگشت داشتیم

جانباز و آزاده «علی‌مراد گراوندی» از روز‌های تلخ اسارت در سال ۱۳۶۷ می‌گوید؛ روز‌هایی که گرسنگی، شکنجه، آزار و تحقیر بخشی از زندگی اسرا بود، اما در پس همه این سختی‌ها، امید به لطف خدا و بازگشت به وطن، چراغی بود که اجازه نمی‌داد روحیه رزمندگان در بند دشمن شکسته شود.


روز‌های اول اسارت هنوز امید به بازگشت داشتیم


به گزارش نوید شاهد کرمانشاه، جانباز «علی‌مراد گراوندی» می‌گوید: جانباز «علی‌مراد گراوندی» می‌گوید: سال ۱۳۶۷ بود که به اسارت درآمدیم. عراق در آن مقطع عملیات گسترده‌ای را انجام داده بود و ما در منطقه صفر مرزی حضور داشتیم. بعد از اسارت، ما را به منطقه‌ای منتقل کردند که اسرای زیادی را در آنجا جمع‌آوری می‌کردند. بخشی از اسرا را نیز به منطقه‌ای به نام «جلولا» منتقل می‌کردند.
حدود یک هفته تا ۱۰ روز ما را در این مناطق نگه داشتند و بعد از آن، به محل دیگری منتقل شدیم. در نهایت، گروه ما را به شهر تکریت بردند. تعداد اسرایی که همراه ما بودند زیاد بود و هرکدام از ما سرنوشت نامعلومی داشتیم.
روز‌های اول اسارت، هنوز امید زیادی داشتیم که به‌زودی آزاد شویم و به کشور برگردیم. با خودمان می‌گفتیم شاید چند روز بیشتر طول نکشد و دوباره خانواده‌هایمان را ببینیم. اما هرچه روز‌ها می‌گذشت، این امید کم‌رنگ‌تر می‌شد.
وقتی انسان شرایط را می‌دید، کم‌کم امیدش را از دست می‌داد؛ مگر اینکه دلش را به خدا بسپارد و امیدوار باشد که خواست خدا چیز دیگری است و کمک می‌کند تا دوباره به وطن برگردد.
در ادامه گفت و گوی تصویری را ببینید:

کد ویدیو


انتهای پیام/


گزارش خطا

ارسال نظر
طراحی و تولید: ایران سامانه