آخرین اخبار:
کد خبر : ۶۳۰۲۹۰
۱۱:۰۵

۱۴۰۵/۰۶/۲۲
روایت «حشمت‌الله رحمتی» از اسارت تا آزادی

هیچ‌چیز جای وطن را نمی‌گیرد

«وقتی بعد از سال‌ها اسارت آزاد شدم، احساس کردم مانند پرنده‌ای هستم که از قفس رها شده است؛ انسان ممکن است خیلی چیز‌ها را فراموش کند، اما وطن چیزی نیست که بتواند آن را فراموش کند.» این بخشی از روایت جانباز و آزاده «حشمت‌الله رحمتی» از سال‌های اسارت است.


هیچ‌چیز جای وطن را نمی‌گیرد
به گزارش نوید شاهد کرمانشاه، جانباز و آزاده «حشمت‌الله رحمتی» در روایت خاطرات خود از دوران دفاع مقدس می‌گوید:در سال ۱۳۶۷، بر اثر حمله و مجروحیت توسط نیرو‌های دشمن، به اسارت درآمدم و در تاریخ ۲۲ شهریور ۱۳۶۹ آزاد شدم. در دوران اسارت، از ناحیه اعصاب و روان، معده و دهان دچار آسیب و ضایعه شدم.
ما در منطقه جنوب بودیم و در حوالی خرمشهر، نزدیک بصره، به اسارت درآمدیم. پس از اسارت، ما را به بصره منتقل کردند. حدود ۲۴ تا ۴۸ ساعت در بصره بودیم و بعد از آن، ما را به بغداد بردند. از بغداد نیز به اردوگاه نروان منتقل شدیم.
رفتار نیرو‌های دشمن با ما مناسب نبود، اما با وجود همه سختی‌ها، تلاش می‌کردیم اعتقادات و مراسم مذهبی خودمان را حفظ کنیم. در دوران اسارت، به‌ویژه در ماه محرم، برای امام حسین (ع) عزاداری می‌کردیم.
عراقی‌ها گاهی می‌آمدند و به عزاداری ما اعتراض می‌کردند. می‌گفتند: «این عزاداری‌ها به چه درد می‌خورد؟ کسی که برای او عزاداری می‌کنید و به سر و سینه می‌زنید، چه کاری برای شما انجام داده است؟»
در ادامه فیلم گفت‌و‌گو را ببینید:

کد ویدیو

انتهای پیام/


گزارش خطا

ارسال نظر
طراحی و تولید: ایران سامانه