«شاید سربازی از سربازان حسین زمان باشم»؛ نگاهی به وصیتنامه شهید سعید ابراهیمی بهروز

به گزارش نوید شاهد زنجان، شهید سعید ابراهیمی بهروز، بیستونهم فروردینماه سال ۱۳۴۲ در شهر تهران دیده به جهان گشود. پدرش احمد و مادرش تزکیه نام داشتند.
وی دوران تحصیل خود را تا سال سوم متوسطه در رشته علوم انسانی ادامه داد، اما همزمان با دفاع مقدس، تحصیل را کنار گذاشت و از سوی بسیج راهی جبهههای نبرد شد.
سرانجام این رزمنده بسیجی، بیستونهم اسفندماه سال ۱۳۶۰ در محور شادگان – شوش بر اثر اصابت ترکش به شهادت رسید.
پیکر مطهر این شهید در گلزار شهدای پایین زنجان به خاک سپرده شده است.
آغاز وصیتنامه با یاد خدا
شهید سعید ابراهیمی بهروز وصیتنامه خود را با نام خداوند و آیه ۱۵۶ سوره بقره آغاز میکند؛ آیهای که بر صبر در برابر مصیبتها و بازگشت همه انسانها به سوی خداوند تأکید دارد:
«آنان که چون به حادثهای سخت و ناگوار دچار شوند، صبوری پیشه میکنند و میگویند: ما از خداییم و به سوی او بازمیگردیم.»
او سپس با سپاس از خداوند برای توفیق حضور در کنار رزمندگان اسلام، به امام خمینی(ره) و شهدای انقلاب اسلامی درود میفرستد و آنان را زمینهساز حفظ و استواری انقلاب اسلامی میداند.
حضور در جبهه از نگاه شهید
در بخش مهمی از وصیتنامه، شهید ابراهیمی بهروز انگیزه خود از حضور در جبهه را چنین بیان میکند:
«من با کمال میل به جبهه، این مکان مقدس عاشقان خمینی آمدهام تا به وظیفه شرعی خود جامه عمل بپوشانم؛ تا شاید سربازی از سربازان حسین زمان، خمینی باشم و رزمندهای از رزمندگان اسلام، این مکتب انسانساز و عدالتبخش باشم. آری، اسلامی که فقط نجات مردم و مستضعفین با تکیه بر آن امکان دارد.»
این بخش از وصیتنامه، بیانگر نگاه اعتقادی شهید به حضور در جبهه و دفاع از کشور است.
سفارش به ادامه راه شهدا
شهید سعید ابراهیمی بهروز در ادامه، برادر خود را مخاطب قرار داده و از او میخواهد راهی را که آغاز کرده، ادامه دهد.
او مینویسد:
«از برادرم میخواهم که سلاحم را بر دست گیرد و فقط برای اسلام و قرآن فکر کند؛ زیرا تمام نیازهای بشر در این دو نهفته است.»
وی همچنین بر پیروی از خط امام، حفظ خون شهدا و استمرار مسیر انقلاب تأکید کرده و از نسل جوان میخواهد قدردان امام باشند و پیوند خود را با روحانیت مبارز و خط اصیل اسلام حفظ کنند.
قدردانی از پدر
شهید در بخش دیگری از وصیتنامه، با لحنی سرشار از احترام و قدردانی، پدر خود را مخاطب قرار میدهد و از سالهای تلاش او برای تربیت فرزندش یاد میکند.
او مینویسد:
«ای پدر! که ۱۹ سال است مرا با رنج و زحمت و با آن دستان پینهبستهات بزرگ کردهای و در دورهای که باید دست تو را بگیرم و جبران زحماتت را بکنم، برای دفاع از اسلام و قرآن به جبهه فرستادی؛ افتخار کن که پسرت در راه حق و خدا شهید شده است.»
درخواست صبر از مادر
شهید سعید ابراهیمی بهروز در ادامه، مادر خود را نیز مورد خطاب قرار میدهد و از او میخواهد با صبر و استقامت، پیام شهیدان را زنده نگه دارد.
در وصیتنامه آمده است:
«ای مادر! ای درسگرفته از مکتب فاطمه، که در تربیت و بزرگ کردن من بسیار زحمت کشیدهای، مانند زینب صبور باش و پیام خون شهیدان را با صبر و استقامت خود به گوش جهانیان برسان.»
وی همچنین از پدر و مادر خود طلب حلالیت میکند و مینویسد:
«مرا ببخشید که نتوانستم حق پدر و مادری را ادا کنم. بر من حلال کنید و از تمام آشنایان و دوستان برایم حلالیت بگیرید و در مرگم گریه نکنید که باعث ناراحتی من میشود.»
یادگار یک شهید نوجوان
شهید سعید ابراهیمی بهروز در حالی که تنها ۱۹ سال داشت، در جبهههای دفاع مقدس به شهادت رسید. وصیتنامه او، علاوه بر بیان باورها و اعتقادات شخصی، حاوی توصیههایی به خانواده، برادر و نسل جوان درباره پایبندی به اسلام، قرآن، ادامه راه شهدا و حفظ ارزشهایی است که وی برای آنها راهی جبهه شد. این نوشته، امروز به عنوان یکی از اسناد بهجا مانده از دوران دفاع مقدس، بازتابدهنده نگاه و اندیشههای این شهید در واپسین روزهای زندگی اوست.