امام زمان سربازانش را فرماندهی می کند

به گزارش نوید شاهد زنجان، دست نوشتههای شهید جعفر امینی را در ادامه میخوانیم.
به نام الله هستی بخشِ روح الله. با سلام و درود بیکران بر تمامی شهیدان اسلام و با سلام به پدر و مادر مهربانم. پدر و مادرم من از جبهه دارخوئین در کیلومتری آبادان و از دشتهای سوزان خوزستان از مکانی مقدس که در هر وجب خاک آن لالهای سرخ از خون شهیدان خودنمایی میکند پیام میفرستم.
امیدوارم حال همگی شما عزیزانم درپناه آفریدگار یکتا سالم و سلامت باشد. اگر از حال فرزند حقیر خود خواسته باشید به لطف خدا بسیار خوب هستم و زندگی را به معنی واقعی آن پیدا کردم که زندگی جز جهاد و شهادت در راه الله نیست و به همه شما عزیزانم توصیه میکنم همیشه به یاد خدا باشید که ذکر خدا دلها را آرامش میدهد. همواره در عبادت خویش از خدا بخواهید رزمندگان اسلام را هر چه زودتر پیروز گرداند و به طول عمر امام امت بیفزاید.
پدر و مادرم برای من هیچ ناراحت نباشید چرا که من برای برقراری اسلام و قرآن میجنگم و اگر هم سعادت نصیبم شود و به لقاالله رسیدم بدانید که به بزرگترین آرزوی خود رسیدم. مادرم دیروز بعد از نماز جماعت مغرب عطر خوشبوی عجیبی در هوا پیچید که تمام اردوگاه را به خود جلب کرد. همه بچهها شروع کردند به صلوات فرستادن و میگفتند که امام زمان در اردوگاه است. پدر و مادرم ببینید خدا چه لطفی به بنده گناهکار، چون من عطا کرده که امام زمان را در کنار خویش احساس میکنم و همراه او میجنگم و فقط اوست که سربازان خویش را فرماندهی میکند و همه میگویند در آخرین لحظه شهادت او سر شهید را به زانوی خود میگیرد و خود را به شهید نمایان میکند. پس پدر و مادر چه افتخاری بالاتر از اینکه شما فرزندی دارید که در کنار امام زمان (عج) و در راه حق و عدالت و در نهایت در راه الله میجنگد. مادرم در اینجا همه چیز از نظر خوراک فراوان است و هر ساعت کمکهای مردم شریف و قهرمان ایران به دستمان میرسد.
پدر و مادر فداکارم دست شما را از راه دور میبوسم و از شما میخواهم صبر داشته باشید و همیشه سربلند زندگی کنید و آزاده باشید. برادرم مهدی جان سلام. امیدوارم حال تو و بچهها خوب باشد. من از شهر اهواز خارج شده و دارخوئین آمدم. حتما اینجا را بلد هستی. در نزدیکی خونین شهر و نقطه نزدیکی به بصره است و ما زا خونین شهر گذشته و به بصره خواهیم رفت.
مهدی جان اگر به شهر آمدم تلفن خواهم کرد، اما منتظر نباش. شما هم نامه ننویسید، چون به دستم نمیرسد. از طرف من به شمسی خانم سلام برسان و روی علی و غلام را ببوسید. فاطمه خواهر مهربانم برای تو و داود و احمد عرض سلام دارم و امیدوارم خوب و سلامت باشید و از طرف من روی ماه احمد و علی و غلام را ببوس و برای رزمندگان اسلام دعا کن. سلام به برادر عزیزم جمال، حتما تو هم خوب هستی و درس را هم خوب بخوانی و نماز را هم فراموش نکردی. جمال جان من از اینجا برایت دعا میکنم و تو هم
با قلب پاک خود ما را دعا کن و به فرمان پدر و مادر باش و بدان اگر مادر را ناراحت کنی مرا عذاب دادی و از دور روی تو برادر خوبم را میبوسم. راستی پدر و مادر دیدید که آن شریعتمداری ملعون را خدا چگونه رسوا کرد و دست شیطانی او قطع شد. بزرگترین خطر برای اسلام بود و چه آسان این خطر رفع شد. دراین رابطه اگر خیابان شلوغ شود جمال رابیرون بفرست. اگر داداش محرم و عبدالله و رباب و سایرین را دیدید به آنها بگوید کمی چشم دل را باز کنند وبه اطراف خود نگاه کنند و به خاطر خدا دنبال حق بروند. سلام مرا به عمه آنها و برادرم باقر و دیگر خواهرانم سلام برسانید. از طرف من به آقای مجتهدی و تمام همسایهها و دوستانم سلام برسانید. به اقای اکبری سلام برسانید. به او بگویید به همه برادران هیئتی مخصوصا سلیمان، خسرو، حسین و امیر و حشمت ورحمت و تمام دوستان سلام برسانید. مادرم ان شاالله بعد از عملیات که بسیار نزدیکه اگر خدا بخواهد به مرخصی خواهم آمد. در پایان روی همگی شما عزیزانم را میبوسم و از خدا و امام زمان (عج) میخواهم که شما سلامت و موفق باشید تا بتوانید خدمتگزار اسلام باشید.
فدایی قرآن و اسلام و امام خمینی
سیدجعفر امینی

