آخرین اخبار:
کد خبر : ۶۲۳۰۷۱
۰۸:۲۵

۱۴۰۵/۰۳/۲۶
قسمت نخست خاطرات شهید «نصرالله تفضلی»

روایتی از انس شهید «تفضلی» با قرآن

برادر شهید «نصرالله تفضلی» نقل می‌کند: «جانماز را از توی داشبرد ماشین درآورد و گفت: نماز می‌خونیم و بعد راه می‌افتیم. قرآن همیشه توی داشبرد ماشینش بود. فرصت‌هایی که پیش می‌آمد قرآن می‌خواند.»


به گزارش نوید شاهد سمنان، «شهید نصرالله تفضلی» دوم فروردین ۱۳۳۷ در روستای قاطول از توابع شهرستان گرمسار به دنیا آمد. پدرش عباس(فوت ۱۳۳۰) و مادرش سکینه نام داشت. تا سوم متوسطه درس خواند. خلبان نیروی هوایی ارتش بود. سال ۱۳۵۸ ازدواج کرد و صاحب یک دختر شد. چهاردهم اردیبهشت ۱۳۶۱ به عنوان ستوانیار سوم در خرمشهر بر اثر اصابت موشک به بالگرد دچار سانحه هوایی شد و به شهادت رسید. پیکر وی را در گلزار شهدای امامزاده قاطول زادگاهش به خاک سپردند.

روایتی از انس شهید «تفضلی» با قرآن

این خاطرات به نقل از برادر شهید، ذبیح‌الله تفضلی است که تقدیم حضورتان می‌شود.

وجودش برکت است

ـ آمدم واسه امسال با نصرالله قرارداد ببندم.

مادر گفت: «اما هنوز امتحاناتش تمام نشده.»

صاحب‎ کار نصرالله گفت: هروقت تمام شد او را بفرستید بیاد، این پسر خداشناسه، وجودش برای ما برکت داره.

انس با قرآن

جانماز را از توی داشبرد ماشین درآورد و گفت: «نماز می‌خونیم و بعد راه می‌افتیم.»

تا رفتم بگویم نیم ساعت دیگه تهران هستیم، ادامه داد: «شاید نرسیدیم. اون‌وقت نماز اول وقت را از دست می‌دهیم.»

نماز سر وقت را خواندیم و سوار شدیم. جانماز را گذاشت کنار قرآن. همیشه توی داشبرد ماشینش بود. فرصت‌هایی که پیش می‌آمد قرآن می‌خواند.

بیشتر از مزدت کار کن

داشتم لباس‌های کارم را درمی‌‎آوردم و آماده رفتن می‌‎شدم. نصرالله هنوز مشغول بود. نگاهی به من انداخت و گفت: «اگه بیشتر از مزدت کار کنی، هم خودت خیالت راحته هم اوستا یه جورایی از خجالتت در‌آد.»

انتهای متن/


گزارش خطا

ارسال نظر
تازه‌ها
طراحی و تولید: ایران سامانه