اربعین؛ قرار عاشقانه با حسین(ع) به نیابت از شهدا
اربعین، روایت عاشقانه از قدمهایی است که با یاد حسین(ع)، شهدا و آرمانهای عاشورا برداشته میشود؛ سفری که دلها را به کربلا و جانها را به مسیر ایثار و وفاداری پیوند میدهد. در گفتوگوی پیشرو، روایت بانویی را میخوانیم که امسال راهی کربلاست تا قدمهایش را به نیابت از آقای شهید ایران، برادران شهیدش و همه شهدای راه اسلام و ایران بردارد. نوید شاهد سمنان گفتوگویی با «فرشته شحنه» خواهر شهیدان «مجید و مسعود شحنه» انجام داده است که تقدیم حضورتان میشود.

نذر قدمهای اربعین برای شهدا و سربلندی ایران
من امسال قدم در مسیر اربعین میگذارم به نیابت از قائد شهید امت اسلامی، برادران شهیدم و همه شهدایی که جانشان را برای سربلندی اسلام و ایران تقدیم کردند. دلم میخواهد تحت قبه، جایی که دلها به امام حسین(ع) گره میخورد، آنها را یاد کنم و برایشان زیارت کنم. شاید این سفر فرصتی باشد تا بگویم هنوز عشق به رهبر شهیدمان و راه و آرمان شهدا در دل ما زنده است. از خدا میخواهم زیارتم را قبول کند و بتوانم با دلی پاک به محضر امام حسین(ع) برسم و از حضرت میخواهم دعا گوی امام جوان جامعه اسلامی، کشورم و مردم با صلابت میهنم باشد.
دو برادر شهید؛ یکی اهل شجاعت و دیگری اهل تعبد و سکوت
برادرانم مجید و مسعود در سالهای ۱۳۶۱ و ۱۳۶۲ به شهادت رسیدند. به واسطه خردسالی هیچ تصویر یا حتی خاطره محوی ازبرادران شهیدم در ذهن ندارم. اما از خانواده و اطرافیان زیاد راجعبه آن عزیزان شنیدهام. شجاعت و زبانی لین در امر به معروف و نهی از منکر ویژگی بارز شهید مجید و سلوک، تعبد و سکوت ویژگی بارز شهید مسعود بوده است.
هر قدم، یادآور حضرت زینب(س)، حضرت رباب(س) و شهدا
فکر میکنم این مسیر فقط چند کیلومتر پیادهروی نیست؛ مسیری است که آدم را از خودش جدا میکند و به خدا و اهلبیت(ع) نزدیکتر میکند. بهعنوان یک زن زیاد به حضرت زینب(س) و حضرت رباب(س) در مسیر فکر میکنم. به احساس درد و رنجی که در هرقدم از قدمهاشان هنگام تلاقی نگاه با عزیزترینشان تجربه میکردند. امسال هرقدم که برمیدارم، به امام شهیدی فکر میکنم و صدایش در گوشم طنینانداز میشود؛ مثلی لا یبایع مثل یزید و باز یاد شهدا در ذهنم زنده میشود؛ شهدایی که برای دفاع از اعتقادات و ارزشهایشان از همهچیز خود گذشتند. دوست دارم هر قدمم را با یاد حضرت زینب، حضرت رباب، رهبر شهیدم و تکتک مردم میهنم بردارم. همانهایی که غیرتمندانه با صورتهایی خیس از اشک پای رهبر و میهنشان ایستادند. همانهایی که جزء مرفهین بیدرد نبودند، اما حاضر نشدند لحظهای از مکتب حسین و استقلال و حریت کشورشان دست بکشند. شاید این کمترین کاری باشد که امروز از دست من برای زنده نگهداشتن یاد و راه شهدا و آرمانهای حسینگونه مردمان میهمم برمیآید.
سخن با برادران شهید در بینالحرمین
اگر بخواهم با برادرانم در بینالحرمین سخن بگویم، به آنها میگویم که هنوز فراموشتان نکردهایم و این روزها بعد از گذشت این همه سال، نام و یاد شما در هر خانهای زنده است. میگویم امروز آمدهام به نیابت از رهبر شهیدم و شما عزیزانم، در حرم امام حسین(ع) بایستم و زیارت کنم. شاید دلم پر از حرف باشد و اشک اجازه ندهد همه آنها را به زبان بیاورم. فقط میگویم دعا کنید ما هم در مسیر شما ثابتقدم بمانیم و شرمنده خون شهدا نشویم. برای سلامت و طول عمر رهبر جوانمان، اعتلای میهنمان و مردم محجوب و غیرتمند ایران عزیزمان دعا کنید. برای پایان یافتن غربت امام زمانمان حضرت مهدی(عج) و آرامش جهان در پناه امن حضور و ظهورشان دعا کنید.
اربعین؛ تجدید عهد با امام حسین(ع) و مقدمهای برای ظهور
دعوتی از جنس عنایت امام حسین(ع) و دعای شهدا
من باور دارم بعضی سفرها با حساب و برنامهریزی معمولی رقم نمیخورند و دعوت میشوند. احساس میکنم این سفر هم با عنایت امام حسین(ع) و دعای برادران شهیدم نصیب من شده است. شاید اگر آنها نبودند و مسیر زندگیشان را با شهادت به پایان نمیرساندند، نگاه من به زیارت و اربعین اینگونه نبود. حالا احساس میکنم به نیابت از آنها قدم در این مسیر میگذارم و هرچه از خدا میخواهم، اول برای سلامتی رهبرم، اعتلای میهنم، عاقبتبهخیری جوانها و سربلندی اسلام و بعد برای آرامش دل خانوادههای شهداست.
گفتگو از حمیدرضا گلهاشم