آخرین اخبار:
کد خبر : ۶۱۹۲۵۹
۰۹:۳۷

۱۴۰۵/۰۲/۱۹
گفت‌و‌گو با جانباز «محمد پورمحمود»

نبرد حق و باطل؛ آیینه تجلی امداد‌های غیبی

جانباز ۳۵ درصد «محمد پورمحمود» می‌گوید: پایان هر نبرد، آغاز تأملی دوباره در وعده‌های الهی است؛ وعده‌هایی که در کتاب مقدس بار‌ها تکرار شده‌اند: اگر نیت شما در راه خدا باشد، حمایت من شامل حالتان خواهد شد.


در روز‌هایی که میهن عزیزمان بار دیگر آماج حملات تجاوزکارانه آمریکا و رژیم صهیونیستی در سومین جنگ تحمیلی علیه جمهوری اسلامی ایران قرار گرفته است، فرزندان غیور این سرزمین در نیرو‌های مسلح، با ایمان و اقتدار، در برابر دشمنان ایستاده و پاسخی کوبنده به هر دست‌درازی داده‌اند. در کنار آنان، ملت بزرگ و سرافراز ایران نیز با حضور یکپارچه و حمایت‌های خود، نشان داده‌اند که روح همبستگی، وحدت و مقاومت هنوز زنده و پایدار است.
همین همدلی و ایستادگی است که ایران را استوار نگاه داشته و پرچم عزت و آزادگی را برافراشته می‌دارد. به همین مناسبت، پایگاه نوید شاهد گلستان به گفت‌و‌گو با «محمد پورمحمود» جانباز سرافراز دفاع مقدس نشسته است؛ گفت‌وگویی که پیش‌روی علاقه‌مندان قرار می‌گیرد تا بار دیگر یادآور رشادت‌های مردان ایمان و غیرت باشد.

نبرد حق و باطل؛ آیینه تجلی امداد‌های غیبی

روایت نوجوانی در روز‌های خروش انقلاب


در روز‌های پرتب‌وتاب انقلاب اسلامی، هنوز نوجوانی بیش نبودم؛ اما شور بیداری و آگاهی در میان مردم، ما را نیز به صحنه کشانده بود. در همان روز‌های پرالتهاب، همراه با دیگر مردم در تظاهرات حضور می‌یافتم، بر دیوار‌های شهر شعار می‌نوشتیم و در محله‌ها به فعالیت‌های انقلابی می‌پرداختیم. فضای آن روز‌ها سرشار از شور و شعور انقلابی بود و ما نیز در کنار مردم، در صف مبارزه با رژیم ستمشاهی ایستاده بودیم.
از تلخ‌ترین خاطرات آن ایام، روزی بود که مغازه‌های خیابان امام خمینی (ره) به آتش کشیده شد و جمعی از مردم به شهادت رسیدند. در آن شرایط دشوار، مردم دست در دست هم دادند تا از خسارت بیشتر جلوگیری کنند. ما نیز همراه دیگران به یاری کسبه شتافتیم و تلاش کردیم تا وسایل و اجناس را از مغازه‌ها بیرون بیاوریم. هم‌زمان، اهالی محل با آوردن سطل‌های آب از خانه‌هایشان می‌کوشیدند شعله‌های آتش را خاموش کنند؛ صحنه‌ای از همدلی و همیاری مردمی که در حافظه آن روز‌های انقلاب ماندگار شد.


رشد در خانواده‌ای مؤمن و انقلابی؛ آغاز مسیر حضور در میدان‌های دفاع


در دامان خانواده‌ای مذهبی و باورمند به آرمان‌های انقلاب اسلامی پرورش یافته بودم؛ خانواده‌ای که نگاه روشن و امیدوارانه پدر به نهضت، چراغ راه ما در روز‌های پرالتهاب آن دوران بود. پدر خود در عرصه‌های گوناگون فعالیت می‌کرد و ما فرزندان را نیز به همراهی و مشارکت در جریان‌های مردمی تشویق می‌کرد. همین فضای سرشار از باور و تعهد سبب شد که من و برادرانم در روز‌های حماسی انقلاب، در حد توان در کنار مردم حضور داشته باشیم.
این روحیه انقلابی در خانه ما ریشه دوانده بود؛ به‌گونه‌ای که با آغاز جنگ، شوق حضور در صحنه‌های دفاع از میهن در دل ما جوانه زد. از همان روز‌های نخست، آرزو داشتیم هر چند کوچک، سهمی در پاسداری از کشورمان داشته باشیم.
در آن زمان عضو بسیج بودم، اما دل‌خوش به حضور در ایست بازرسی‌های محلی نبودم. در درونم تمنایی بی‌قرار وجود داشت؛ می‌خواستم در متن ماجرا باشم، دستی در آتش ببرم و به جبهه‌های دفاع مقدس گام بگذارم؛ جایی که احساس می‌کردم می‌توانم وظیفه‌ام را به معنای واقعی ادا کنم.


جنگ حق با باطل؛ باوری که از ناگزیری مذاکره فراتر بود


از دیرباز، همواره کشمکش میان حق و باطل، میان مستضعفان و مستکبران عالم، پابرجا بوده است. این جنگ تحمیلی نیز ریشه در همان تقابل دیرینه داشت؛ تقابلی که پیش از وقوع، نشانه‌هایش هویدا بود و انتظارش می‌رفت. ما دیروز به این باور رسیده بودیم که راه مذاکره با دشمنان این مرز و بوم بسته است و تنها چاره‌ای جز ایستادگی و نبرد باقی نمی‌ماند.
دفاع از میدان، میدانی بی‌مرز و مختص یک قشر نیست. در این عرصه، همه اقشار جامعه ـ از متخصصان و نخبگان علمی تا اندیشمندان و آحاد مردم ـ وظیفه دارند در راستای دانش و هنر خود، صادقانه و خالصانه، به مردم خدمت کنند. بدانید که اگر عملی برای رضای خدا انجام گیرد، بی‌شک برکت و رونق خواهد یافت. هر یک از ما در حوزه تخصص خویش، باید چراغی باشیم برای خدمت به خلق و در صف برافراشتن پرچم جمهوری اسلامی ایران.


ایمان به وعده الهی؛ رمز پیروزی ملت در پایان جنگ


پایان هر نبرد، آغاز تأملی دوباره در وعده‌های الهی است؛ وعده‌هایی که در کتاب مقدس بار‌ها تکرار شده‌اند: اگر نیت شما در راه خدا باشد، حمایت من شامل حالتان خواهد شد. در طول هشت سال دفاع مقدس، خود، شاهد عینی تحقق این وعده الهی بودم. بار‌ها به شاگردانم گفته‌ام که تجربه لمس نصرت الهی، احساسی است ورای هر توصیف بشری؛ هنگامی که ایمان قلبی انسان ریشه می‌دواند، امداد خداوند از راهی آشکار و بی‌تردید فرا می‌رسد.
پیروزی در این جنگ و هر مصاف آینده، در گرو همین ایمان است؛ ایمانی که دشمن نیز به حقیقت آن اذعان کرده است. آنان گمان می‌کردند نبردی چند روزه رقم خواهند زد، اما نه تنها چنین نشد، بلکه جهانیان شاهد جنگی شدند که سرانجام، شکست جبهه استکبار را رقم زد.
در این مسیر، اگرچه امام عزیز و فرماندهان رشید خود را از دست دادیم، اما خداوند به این ملت مؤمن، نعمتی بزرگ بخشید؛ نعمتی در قالب عفو و عزتی عمومی، تا در پرتو خون پاک شهیدان، نیرومند و پایدار بمانیم و تا آخرین قطره خون، بر عهد خویش با خدا و وطن پایدار باشیم؛ و در پایان با زمزمه‌ای که از دل برمی‌خیزد:
«اللّهُمَّ ارْزُقْنا تَوْفِیقَ الطّاعَةِ، وَبُعْدَ الْمَعْصِیَةِ، وَصِدْقَ النِّیَّةِ، وَعِرْفانَ الْحُرْمَةِ، وَأَکْرِمْنا بِالْهُدى وَالاسْتِقامَةِ.»
خدایا، به ما توفیق استقامت در برابر همه دشواری‌ها عطا فرما، و سایه رهبر فرزانه این ملت را بر سرمان پایدار بدار.

انتهای پیام/


گزارش خطا

ارسال نظر
طراحی و تولید: ایران سامانه