پرواز عاشقانه از قفس خاک تا آغوش معبود

به گزارش نوید شاهد گلستان، شهید «حسن امام دوست»، پنجم اردیبهشت ماه ۱۳۴۰، در شهرستان زابل چشم به جهان گشود. پدرش گلزار، کشاورز بود و مادرش صغرا نام داشت. تا پایان دوره کاردانی در رشــته علوم و فنون نظامی درس خواند. سال ۱۳۵۸ ازدواج کرد و صاحب یک دختر شد. به عنوان پاسدار در جبهه حضور یافت. بیست و نهم مهر ماه ۱۳۶۲، با سمت فرمانده گردان تیپ ثارالله در مریوان هنگام درگیری با گروههای ضدانقلاب بر اثر اصابت گلوله به سینه، شهید شد. مزار او در گلزار شهدای امامزاده عبدالله (ع) شهرستان گرگان واقع است.
فرازهایی از نامههای سردار شهید «حسن امام دوست» به همسرش
توای دلبر زیبا! بیا و از من بگذر که من سودایی دیگر در سر دارم و عشق تازه ایی به دلم افتاده است، عشق سردادن و جان باختن در راه خدا. همسر عزیزم! میخواهم از سفری برایت بگویم که دیدهها و خاطرات آن اصلا از مقوله لفظ و کلام نیست که بتوان گفت یا نوشت، بلکه هر یک حالتی است شگرف و عمیق و ملکوتی که با چشم مادی نتوان آن را دید بلکه باید خود در آن سیر و سلوک و حالت بود تا بتوان با دیدهی بصیرت دید و احساس کرد. سخن از عشق و عاشقی و پرواز ملکوتی، پرواز از این تن خاکی پرواز از این بند و قفس دست و پاگیر، پرواز به سوی تنها معشوق و تنها معبود یگانه مقصد و یگانه مقصود، که اگر نبود اجل معین الهی، حتی چشم برهم زنی آرام نمیگرفت و پر نمیکشید.
آری! عاشقان دلباختهای که همگان فریاد برآرند؛ اگر قانون حاکم بر هستی سبب این نمیشد که روح بلند پرواز من در قفس تنگ خاک قرار بگیرد آن را میشکستم و به اندازه یک دیده برهم زدن روحم در این قفس تنگ خانگی درنگ نمیکرد.
حجاب چهرهی جان میشود غبار تنم خوشا دمی کزین چهره پرده برفکنم
چنین قفس نه سزای، چون من خوش الحانی ست روم به گلشن رضوان که مرغ آن چمنم
آری! عاشقان رنج میبرند که چرا خداوند آنان را زودتر به لقاء خویش نمیرساند؟ زیرا تک تک سلولهای بدنشان باورشان آمده است که مهمترین بهره برداری از این دنیا، پرواز به سوی لقاء الله است و کوتاهترین راه و میانبرترین راه برای رسیدن به این مقصد شهادت است. شهادت سعادتی که خداوند نصیب کسانی میکند که توانسته باشند از همه وابستگیها دل کنده و قلب شان فقط و فقط از عشق به خدا مالامال گشته است.
بار خدایا! از مشقت سفر و اندوه بازگشتن که بر اثر مرگ کسان یا تلف شدن مال پیش آید و بدی نگاه کردن مردم در اهل و مال و فرزند به تو پناه میبرم. بار خدایا! در سفر همراه من باش و در خانه جانشین من. غیر از تو کسی نیست که بتواند در سفر همراه و در وطن جانشین باشد. زیرا هر که در وطن جانشین باشد در سفر همراه نیست و هر که همراه باشد جانشین نیست (امام علی (ع)).
خدمت همسر عزیزم سلام. امیدوارم صمیمانهترین سلامهای گرم و درودهای بی پایان و آتشینم را که از اعماق قلبم سرچشمه میگیرد و از کربلاهای ایران میگذرد و با عزمی استوار و ارادهی پولادین به سویت رهسپار است بپذیری. اگر جویای احوالات اینجانب باشید، شکر، الحمدالله صحیح و سالم در سایه یزدان پاک در قسمتی از جبهههای حق علیه باطل مشغول خدمت میباشم. همسرمای که فاطمه وار با زندگی محقرمان ساختی و تمام هم و غم تو در طول زندگی کوتاه و پربارمان در ساده زیستن بود جالی خالی مرا برای فرزندمان پر کن و بکوش که فرزندی برای اسلام به بار آوری که مایه سرافرازی و افتخار باشد و بدان هر لحظه که برای بارور ساختن و پرورش نهال کوچک مان و ثمره زندگیمان میگذرانی، عبادتی بزرگ انجام میدهی و خداوند بزرگ در ازای لحظههای آن نیز به تو پاداش و ثواب میدهد.
کودکم! شعله عشق دیدار تو در دلم زباله میکشد و خیلی دلم میخواهد برای یکدفعه هم که شده شما را ببینم. اما نازنینم! چگونه میتوانم به سوی تو باز آیم در حالیکه دشمن هر روز ناجوانمردانه به شهرها و روستاهای ما میتازد و صدها، چون تو را که همه برای من عزیز هستید در اغوش مادرشان به خاک و خون میکشد.
منبع: ستارگان کریم