آخرین اخبار:
کد خبر : ۶۱۲۶۷۲
۱۳:۴۲

۱۴۰۴/۱۲/۰۳

خاطره/ چشم‌های امین

هم رزم شهید «امین منوچهری نیا» برایمان روایت می‌کند: «امین در عملیات رشادت‌های بسیاری انجام داد. ساعتی پس از آغاز عملیات، امین را دیدم که در داخل کانال شهید احمد مجدی را بر دوش دارد. به سمتشان دویدم. پرسیدم چی شده؟ امین گفت: «حاج احمد مجروح شده است»، حدود ۷۰ درصد از کانال را فتح کرده بودیم که نیرو‌هایی همچون داوود نریمیسا، علی حسینی کاهکش، مصطفی خلیلی، علیرضا حاجی‌وند و … یکی یکی شهید شدند و امین منوچهری از ناحیه‌ی چشم و صورت به شدت آسیب دید.»


به گزارش نوید شاهد خوزستان، جانباز شهید مدافع حرم امین منوچهری پور در ۱۳۶۲ در دزفول دیده به جهان گشود. از طریق لشکر ۷ حضرت ولیعصر (عج) خوزستان برای دفاع از حرم حضرت زینب (س) عازم سوریه شد. در دوازدهم بهمن ماه ۱۳۹۴ در عملیات آزاد سازی شهر‌های شیعه نشین نُبُل و الزهرا از ناحیه صورت و سینه و دست به شدت مجروح و دچار موج گرفتگی شدید گردید، ۷۰ درصد جانبازی و تخلیه یک چشم و نقص شدید بینایی چشم دیگر ثمره‌ی مجروحیت‌های متعددی وی گردید. سرانجام این جانباز دلاور یکم اسفندماه ۱۳۹۸ به دلیل آسیب‌های متعدد جسمی به یاران شهیدش پیوست.

خاطره/ چشم‌های امین

متن خاطره:

حدود ساعت شش صبح به همراه سردار رحمن پورجوادی وارد عملیات شدم.

من هماهنگ کننده فرمانده بودم و مسئولیت داشتم در کنار فرمانده باشم.

پیش از ورود ما به کانالی که منتهی به آزادی نبل و الزهرا می‌شد، سردار نقطه‌ای را نشانم داد و گفت: «ما باید حدود ۲ کیلومتر تا آنجا بدویم.»

سپس با لحن شوخی گفت: «حسن حرف گوش می‌کنی و حتی یک قدم از من جلوتر نمی‌دوی. اگر در این حین به شهادت برسی شهادتت قبول نیست»

زمانی که من و سردار شروع به دویدن کردیم، انواع گلوله و خمپاره به سمت ما می‌آمد. 

این کانال در شمال حلب قرار داشت که دو جداره و به روش صهیونیست‌ها ساخته شده بود. 

در این عملیات نیرو از فرمانده و فرمانده از نیرو جهت فتح کانال سبقت می‌گرفتند.

«شهید احمد مجدی» به عنوان فرمانده پیش می‌رفت و نیرو‌ها به دنبالش می‌رفتند.

حاج علی طاهری هم که یکی از معاونان این عملیات بود در این درگیری به شدت مجروح شد.

شهید سعید علیزاده و چند تن از دیگر دوستان اطلاعات و عملیات به خوبی منطقه را تحت نظر داشتند.

«شهید مجدی»، «شهید حاج حسین سعادت خواه» و دیگر فرماندهان این عملیات نیز پیش‌تر از این برای شناسایی و با پای پیاده تا نزدیکی دشمن رفته بودند تا آنجایی که شهید سعادت خواه می‌گفت: «ما بوی سیگار نیرو‌های دشمن را هم حس می‌کردیم.»

من نیز یک بار به طور مختصر وارد منطقه شده بودم. 

مسافت ما تا نبل و الزهرا تقریبا هفت کیلومتر بود.

حاج احمد مجدی از هر جهت چه از نظر نظامی و تاکتیکی و چه از نظر اخلاقی یک فرمانده بود. 

خیلی زود با نیرو‌ها صمیمی می‌شد که گویی سال‌ها همدیگر را می‌شناسند.

اهل مزاح و شوخی بود، اما زمانی که پای درس و عمل می‌رسید، بسیار جدی و در چارچوب نظامی برخورد می‌کرد.

نیرویی داشتیم به نام «امین منوچهری» که جثه تنومندی داشت.

در این عملیات با شهید مجدی مسابقه گذاشته بودند که کدام یک زودتر به انتهای کانال می‌رسند.

گاهی نبرد آنقدر سخت می‌شد که امین و احمد بر روی زمین می‌خوابیدند تا برای لحظاتی نفس تازه کنند. 

امین در این عملیات رشادت‌های بسیاری انجام داد.

ساعتی پس از آغاز عملیات، امین را دیدم که در داخل کانال شهید احمد مجدی را بر دوش دارد.

به سمتشان دویدم.

حاج احمد به من چشمک زد. 

پرسیدم چی شده؟ امین گفت: «حاج احمد مجروح شده است.»

علت شهادت احمد مجدی را ورود ترکش به ریه‌ها اعلام کردند.

حاج احمد حدود ۱۲ ساعت بعد از مجروحیت به شهادت رسید.

حدود ۷۰ درصد از کانال را فتح کرده بودیم که نیرو‌هایی همچون داوود نریمیسا، علی حسینی کاهکش، مصطفی خلیلی و علیرضا حاجی وند یکی یکی شهید شدند و امین منوچهری از ناحیه‌ی چشم و صورت به شدت آسیب دید.

انتهای پیام/


گزارش خطا

ارسال نظر
تازه‌ها
طراحی و تولید: ایران سامانه