آخرین اخبار:
کد خبر : ۶۱۲۴۶۹
۱۱:۰۴

۱۴۰۴/۱۲/۰۲

خون ایثار

«آخر شب بود که محسن پیدایش شد. آن شب خیلی از رزمنده‌ها شهید و مجروح شده بودند. یکی از برادران مجروح را هم آورده بودند که پایش قطع شده بود و دستش زخمی بود. جلوتر آمد و پرسید حال اون مجروح چطوره؟ گفتم نمی‌دونم گفت جراح رو صدا بزن ببینم برای این مجروح چه کاری می‌شه کرد ...» ادامه این خاطره از شهید «محسن بلندیان» را در پایگاه اطلاع‌رسانی نوید شاهد استان قزوین بخوانید.


خون ایثار

به گزارش نوید شاهد استان قزوین، شهید «محسن بلندیان»، یکم شهریور سال ۱۳۳۸، در شهر قم به دنیا آمد، پدرش حسن و مادرش عذرا نام داشت و صاحب یک پسر و یک دختر شد. این شهید بزرگوار سیزدهم اسفند ماه سال ۱۳۶۴۵، در خاک عراق به شهادت رسید و پیکر مطهرش در گلزار شهدای زادگاهش به خاک سپرده شد.

نجف‌علی چگینی از شهید محسن بلندیان روایت می‌کند: آخر شب بود که محسن پیدایش شد. آن شب خیلی از رزمنده‌ها شهید و مجروح شده بودند. یکی از برادران مجروح را هم آورده بودند که پایش قطع شده بود و دستش زخمی بود. جلوتر آمد و پرسید حال اون مجروح چطوره؟ گفتم نمی‌دونم. گفت جراح رو صدا بزن ببینم برای این مجروح چه کاری می‌شه کرد.

جراح آمد. محسن خیلی به خاطر آن رزمنده ناراحت بود با حالتی گرفته گفت بچه‌هایی که جلو می‌جنگند اول امیدشون به خداست. دوم به ما که پشت‌سر اون‌ها هستیم. خانواده‌های اون‌ها که اینجا نیستند هر کاری می‌شه براشون کرد باید انجام بدیم شما فقط بگویید چه چیزی نیاز دارید؟ بقیه‌ش با من.

دکتر گفت نمی‌شه کاری کرد، فعلا خون تازه بزنید تا ببینیم تکلیف چیه. محسن بدون معطلی به راه افتاد و ساعتی بعد به همراه چند کیسه خون تازه آمد. رنگ به صورتش نداشت. دانستم که کار، کار خودش است. رفته بود به بانک خون و خودش خون داده بود.

منبع: کتاب امدادگران عاشورایی


گزارش خطا

ارسال نظر
تازه‌ها
طراحی و تولید: ایران سامانه