وصیت شهید الیاسی به امت اسلامی: در برابر احکام اسلام گردن نهید و تابع فرمان امام باشید
به گزارش نوید شاهد البرز؛ شهید والامقام سیدداود الیاسی، فرزند برومند سیدعلیاکبر الیاسی، در روز ۲۳ شهریورماه سال ۱۳۴۷ در یک خانواده مذهبی در روستای شفیعآباد شهریار دیده به جهان گشود.
وی تا ۷ سالگی در آغوش پدر و مادر زحمتکش خود پرورش یافت و از ۷ سالگی جهت آموختن علم و دانش راهی مدرسه شد. شهید الیاسی تا ششم ابتدایی در روستای شفیعآباد به تحصیل ادامه داد اما از آنجا که از زمان طفولیت زحمت و مشقت زندگی را چشیده بود، ادامه تحصیل نداد و به پدرش در کارهای باغبانی و کشاورزی کمک میکرد.
این شهید بزرگوار همواره در مجالس سوگواری و اجتماعات مذهبی شرکت فعال داشت و ارادت خود را به اهل بیت عصمت و طهارت(ع) نشان میداد. سرانجام در شهریورماه سال ۱۳۶۳ با رضایت پدر و مادر خود، از طرف جهاد سازندگی شهریار راهی جبهههای نور علیه ظلمت شد.
شهید الیاسی بیشتر اوقات خود را در جبهه سپری میکرد و کمتر به مرخصی میآمد. در نامههایش همواره از خانواده میخواست که برای او دلتنگی نکنند، زیرا جبهه نیاز به حضور او و دیگر همسنگرانش داشت.
این جوان مؤمن و باایمان با معاشرین خود بسیار مهربان بود و برای پیشبرد اهداف انقلاب اسلامی از هیچ چیزی دریغ نمیکرد. او سرانجام در روز ۲۲ بهمنماه سال ۱۳۶۴ در عملیات والفجر ۸ به فیض عظیم شهادت نائل آمد و به لقاءالله پیوست.

در ادامه متن وصیت نامه شهید داود الیاسی را بخوانید.
بسم الله الرحمن الرحیم
وَلا تَحْسَبَنَّ الَّذینَ قُتِلوا فی سَبیلِ اللَّهِ أَمواتًا بَل أَحیاءٌ عِندَ رَبِّهِم یُرزَقون
رأس ساعت ۱۱ دوشنبه شب مورخ بیست و یکم بهمن ماه 1364، در مقر عملیاتی نشستهام.
حضور همه آنهایی که به نحوی با بنده داود الیاسی آشنایی دارند، میخواهم که بنده را عفو نمایند. از همگی التماس دعا دارم. شما هم به خاطر خدا زحماتی را که برای بنده متحمل گردیدهاید، مرا عفو کنید. انشاءالله خدا مزدتان را میدهد.
از اینکه الان حدود سه ماه است نتوانستم به مرخصی بیایم، به علت وضع جبهه بوده است. امیدوارم عذرم را بپذیرید.
از همه اقوام و خویشان میخواهم سلام گرم مرا بپذیرید و بنده را دعا کنید. در برابر احکام اسلام گردن نهید و تابع فرمان امام باشید. زیاد شیفته دنیا و زرق وبرق آن نباشید.
دوست دارم زیاد سخن بگویم اما وقت تنگ است. در ضمن، در شهادت من بیتابی نکنید که دشمن شاد میشود. اگر خواستید به من گریه کنید، بر حسین(ع) گریه کنید که با لب عطشان شهید شد و سرش را دور شهرها گرداندند.
در ضمن، قبر مرا در شفیعآباد قرار دهید.
خداحافظ.
خدایا! خدایا! تا انقلاب مهدی خمینی را نگه دار
به برادرانم سلام میرسانم و از آنها میخواهم که نماز بخوانند. ببخشید که من به شما اذیت کردم.
داود الیاسی
انتهای پیام/