آخرین اخبار:
کد خبر : ۶۱۰۶۷۳
۰۹:۳۰

۱۴۰۴/۱۱/۱۲
برگی از خاطرات؛

شگرد‌های ساواک برای گرفتن اعتراف

«بازجو‌های ساواک وقتی با شکنجه‌های بدنی و جسمی قطعه نتیجه نمی‌رسیدند به راه‌ها و ترفند‌های دیگری روی می‌آوردند؛ ازجمله این ترفند‌ها که روی من هم پیاده کردند، استفاده از نیرو‌های ضعیف و واداده برای اقرار گرفتن از سایر زندانیان بود ...» آنچه می‌خوانید بخشی از خاطرات خواندنی زندانی سیاسی قبل از انقلاب، مرحوم آزاده و جانباز «محمدحسین خاکساران» است که تقدیم حضورتان می‌شود.


شگرد‌های ساواک برای گرفتن اعتراف

به گزارش نوید شاهد استان قزوین، مرحوم آزاده و جانباز «محمدحسین خاکساران» در طول مبارزات، بار‌ها دستگیر، زندانی و شکنجه شده، علاوه بر شکنجه‌های عمومی، مورد اذیت و آزار شدید ساواک و بازجو‌های زندان قرار گرفت که تا زمان فوتش، هنوز آثار شکنجه در بدن ایشان باقی مانده بود.

شگرد‌های ساواک برای گرفتن اعتراف

وی در خاطراتش می‌گوید: بازجو‌های ساواک وقتی با شکنجه‌های بدنی و جسمی قطعه نتیجه نمی‌رسیدند به راه‌ها و ترفند‌های دیگری روی می‌آوردند؛ ازجمله این ترفند‌ها که روی من هم پیاده کردند، استفاده از نیرو‌های ضعیف و واداده برای اقرار گرفتن از سایر زندانیان بود. برای من متاسفانه یکی از همشهریایم را انتخاب کرده بودند که به صورت هم‌سلولی و برای کمک به بنده آمد.

ایشان با اظهار دوستی و محبت و تظاهر به دلسوزی می‌گفت که فلانی چرا اجازه می‌دهی اینقدر تو را اذیت و آزار کنند؟ با این بلایی که اینان بر سرت آورده‌اند، حتی اگر آزاد شوی و جان سالم به در ببری، نمی‌توانی زندگی راحت و سالمی داشته باشی پس برو هر مسئله و موضوعی که داری با آنان در میان بگذار و خودت را خلاص کن؛ چون در هر حال، ما اسیر دست آنها هستیم و آنان هم برای رسیدن به خواسته‌هایشان و اقرار و اعتراف گرفتن از ما، هر کاری می‌کنند و در این راه، حتی از کشتن ما هم ابایی ندارند.

این راهم بدان که هیچ‌کس به فریاد ما نمی‌رسد و اگر تو دلت به مردم خوش است، آنان بیرون زنان، در پی کیف و عیش، نوش و خوشی خودشان هستند؛ پس چرا ما باید برای هیچ‌وپوچ شلاق بخوریم و شکنجه‌ها رو تحمل کنیم؟ صحبت‌های به ظاهر دل سوزانه این هم شهری تا حدودی در من اثر کرد و درصد برآمدم دست‌کم بخشی از کار‌ها و فعالیت‌هایم را برای او بازگو کنم و موارد اتهامم را بگویم، ولی از آن‌جا که من در همان ابتدای دستگیری به خدا توکل کرده، خودم را به او سپرده بودم و از او خواسته بودم مرا حفاظت کند، لطف و عنایت خداوند متوجه من شد و بلافاصله به ذهنم رسید که نکند این آقا به خاطر قول‌هایی که به بازجو‌ها داده به سراغ من آمده است و با چرب زبانی و سخنان مشفقانه می‌خواهد از زیر زبان من حرف بکشد.

منبع: کتاب خاطرات محمدحسین خاکساران

شگرد‌های ساواک برای گرفتن اعتراف


گزارش خطا

ارسال نظر
تازه‌ها
طراحی و تولید: ایران سامانه