آخرین اخبار:
کد خبر : ۶۱۲۴۵۴
۰۹:۳۰

۱۴۰۴/۱۲/۱۴
خاطره خودنوشت شهید جمشید سلیمانی قسمت «۲۵»

تهیه یک فیلم از گردان فجر در منطقه عملیاتی فتح المبین

شهید «جمشید سلیمانی» در دفتر خاطرات خود می‌نویسد: «گردان ما که گردان فجر نام داشت و یکی از گردان‌های تیپ المهدی می‌باشد، از امیدیه برای مأموریتی یک ماه، برای تهیه یک فیلم که قرار بود روی گردان فجر انجام بشود، از امیدیه به شوش سرزمین عاشق و عاشقان الله عاشقان خط سرخ شهادت سرزمین دلیر مردان تاریخ اسلام رفتیم و در چند کیلومتری شوش در منطقه عملیاتی فتح المبین اردوگاه زدیم...» قسمت بیست و پنجم خاطره این شهید بزرگوار را در نوید شاهد بخوانید.


شهید جمشيد سليمانی

به گزارش نوید شاهد فارس، شهید «جمشید سلیمانی» یکم شهریور سال ۱۳۳۹ در شهرستان کازرون دیده به جهان گشود. دوران کودکی را در زادگاهش سپری کرد و در هفت‌سالگی راهی مدرسه شد. تحصیلات خود را تا مقطع سوم متوسطه ادامه داد. هم‌زمان با اوج‌گیری نهضت انقلاب اسلامی، به صف انقلابیون پیوست و حضوری فعال در فعالیت‌های انقلابی داشت. با آغاز جنگ تحمیلی، از جمله افرادی بود که با روحیه‌ای ایثارگرانه و پیش‌قدم، عازم جبهه‌های نبرد حق علیه باطل شد و در کنار دیگر رزمندگان اسلام به دفاع از میهن پرداخت. وی سرانجام ۲۰ فروردین سال ۱۳۶۶ در جریان عملیات کربلای ۸ منطقه شلمچه به شهادت رسید. پیکر پاکش در گلزار شهدای کازرون به خاک سپرده شد.

متن خاطره قسمت «۲۵»:

بسم الله الرحمن الرحیم / با یاد خدا سخنانم را شروع می‌کنم و با یاد خدا به آن پایان می‌بخشم: عملیات خیبر که در تاریخ ۱۲ اسفندماه ۱۳۶۲ شب جمعه در قسمتی از منطقه عملیاتی خیبر در شمال و جنوب جزیره که به پاسگاه طلائیه قدیم ختم می‌شد شروع می‌کردیم.

گردان ما که گردان فجر نام داشت و یکی از گردان‌های تیپ المهدی می‌باشد، از امیدیه برای مأموریتی یک ماه، برای تهیه یک فیلم که قرار بود روی گردان فجر انجام بشود، از امیدیه به شوش سرزمین عاشق و عاشقان الله عاشقان خط سرخ شهادت سرزمین دلیر مردان تاریخ اسلام رفتیم و در چند کیلومتری شوش در منطقه عملیاتی فتح المبین اردوگاه زدیم و در آنجا ماندیم. برای انجام مأموریت عملیات هم در پیش داشتیم که وقت منتظر پایان مأموریت یک فیلم‌برداری گردان بودیم که تمام شود و فوراً به منطقه برویم.

پس از گذشت چند روز و چند هفته که ما در آنجا به سر می‌بردیم و دیگر کم کم فیلم برداری شروع شده بود و قسمتی از صحنه‌های آن فیلم‌برداری کرده بودیم که من و بچه‌های کازرون هم در قسمتی از آن فیلم بازی می‌کردیم.

در یک صحنه که من و بهنام رحمت الله خدا بیامرز به نقش شهید بازی کردیم و از ما فیلم برداری کردند، با نظارت فیلم برداران و کارگردان فیلم؛ خلاصه در حین فیلم برداری عملیات رزمی شبانه هم اجرا می‌کردیم و مشغول بودیم در کنار برادرانی، چون دلیران و دلیرمردان تاریخ صدر اسلام، چون سید مسلم، عبدالرحمان، مهدی، رضا، رحیم و بهنام و این یاران با وفای اباعبدالله الحسین (علیه السلام) این عاشقان مهدی و عاشقان حسین (علیه السلام)، چون آنها همراه بودیم و در کنار هم.

من و بهنام و مهدی و رضا و رحیم و چند تایی دیگر از برادران در یک چادر با هم می‌رزمیدیم و برادران سید مسلم عزیز آن شیر مرد تاریخ آن شیر مرد روز و زاهدان شب با عبدالرحمان و دیگر برادران در چادر گروهان ۲ می‌رزمیدند و خلاصه پهلوی هم رفت و آمد بسیار داشتیم و در کنار هم با یاری خدا و امام زمان (عجل الله تعالی فرجه الشریف) به رزم بی امان خود ادامه می‌دادیم.

ادامه دارد...


گزارش خطا

ارسال نظر
طراحی و تولید: ایران سامانه