آخرین اخبار:
کد خبر : ۶۰۹۰۰۳
۲۲:۱۳

۱۴۰۴/۱۰/۱۶
سیری در کلام شهید مهران آقاخان‌بابایی:

انسان‌های پاک واقعی اینجا هستند

شهید مهران آقاخان‌بابایی در وصیت‌نامه اش نوشته است: «واقعاً که زندگی واقعی در این سنگرهاست. از همین نمازهایی که در سنگرها برپا می‌شود، انسان‌های پاک و واقعی که مدت‌ها دنبالشان بودم، در اینجا هستند.»


به گزارش نوید شاهد البرز؛ شهید مهران آقاخان‌بابایی در نهم دی ماه ۱۳۴۶ در شهر کرج چشم به جهان گشود. او که در خانواده‌ای متدین و انقلابی پرورش یافته بود، تحصیلات خود را تا مقطع سوم دبیرستان ادامه داد و با عشق به آرمان‌های انقلاب اسلامی و دفاع از میهن، به جمع رزمندگان سپاه پاسداران انقلاب اسلامی پیوست. این جوان بسیجی در اوج حماسه‌آفرینی‌های دفاع مقدس، سرانجام در دهم اسفندماه ۱۳۶۵ در جبهه‌ی شلمچه، با اصابت ترکش به سر و سینه، به فیض عظمای شهادت نائل آمد. پیکر پاک این شهید والامقام در امامزاده محمد(ع) کرج به خاک سپرده شد تا یاد و نامش در دل‌های مردم شهیدپرور البرز و تمامی آزادگان جهان جاودانه بماند.

وودر ادامه متن وصیت نامه شهید مهران آقاخان بابائی را بخوانید.

بِسْمِ رَبِّ الشُّهَداءِ وَالصَّالِحينَ وَالصِّدِّيقينَ

«إِنَّ الَّذِينَ آمَنُوا وَعَمِلُوا الصَّالِحَاتِ كَانَتْ لَهُمْ جَنَّاتُ الْفِرْدَوْسِ نُزُلًا، خَالِدِينَ فِيهَا لَا يَبْغُونَ عَنْهَا حِوَلًا»؛ «آنان که به خدا ایمان آورده‌اند و نیکوکار شده‌اند، البته آن‌ها در بهشت فردوس منزل خواهند یافت و همیشه در آن بهشت ابدی هستند و هرگز از آنجا انتقال نخواهند یافت.»

«خداوند جان و مال مؤمنین را به بهای بهشت خریده که آن‌ها در راه خدا جهاد می‌کنند و دشمنان دین را به قتل می‌رسانند و یا خود کشته می‌شوند و این وعده‌ی قطعی است بر خدا و عهدی است که سه کتاب آسمانی تورات، انجیل و قرآن یاد فرموده؛ و کیست باوفاتر از خدا به عهد؟ شما به خود در این معامله بشارت دهید که این معاهده با خدا به حقیقت سعادت و پیروزی بزرگی است.»

با سلام و درود بی‌کران به منجی عالم بشریت، مهدی موعود(عج) و نایب برحقش خمینی بت‌شکن، این پیر جماران، این قلب تپنده‌ی مسلمانان جهان؛ و با سلام به رزمندگان پرتوان اسلام و قرآن؛ و با درود به شهدای صدر اسلام تاکنون؛ از شهدای کربلای حسینی تا شهدای کربلای خمینی و از شهدای کربلای خمینی تا شهدای کربلای مهدی(عج) إن‌شاءالله. هر کربلایی حسینی دارد و حسین زمان ما خمینی بت‌شکن است.

با عرض سلام به رهبرم و خانواده‌ام و امت شهیدپرور عزیزم. می‌خواهم که مرا حلال کنید. خدا هرچه بخواهد، همان می‌شود. من راهی را ادامه دادم که رضای حق در آن بود. درست است که در این مدت، لغزش‌های زیادی داشتم، ولی با راهنمایی‌های امام بزرگوارمان باز راه را ادامه دادم تا به جایی رسیدم که خدا مرا جزء شهدای خودش قرار داد و او بود که مرا طلبید و به سوی خویش خواند. کسی مرا به جبهه نیاورد، بلکه لطف خدای متعال بود که شامل حال من شد و این سعادت را پیدا کردم که در صف رزمندگان اسلام باشم. واقعاً که زندگی واقعی در این سنگرهاست. از همین نمازهایی که در سنگرها برپا می‌شود، انسان‌های پاک و واقعی که مدت‌ها دنبالشان بودم، در اینجا هستند. خداوند لطف کرده و نور رحمتش را بر من حقیق تابانده است؛ نوری که در تاریکی شب، حسد یک شعله‌ی آتش را می‌کشد، پرنور گشته. الحمدلله.

راستی که چه زیباست عشق بین انسان و خدا.

پدر و مادر عزیزم، امیدوارم که از دومین پسر خود که در راه خدا داده‌اید، راضی باشید. همیشه این افتخار عظیم را به شما تبریک می‌گویم و از شما متشکرم که مرا اینگونه تربیت کردید تا در راه خدا و برای اسلام، خونم و جانم را هدیه کنم. و این هدیه، هدیه‌ی ناقابلی است. و اگر باز زنده می‌شدم، حاضر بودم که دوباره برای اسلام و قرآن فدا شوم. خانواده‌ی عزیزم، مبادا از این‌که دو شهید در راه خدا داده‌اید ناراحت باشید، چون همان‌طور که امام بزرگوارمان فرموده‌اند: «شهدا ذخایر عالم بقا هستند.» و باز از شما می‌خواهم که مرا حلال کنید. می‌بخشید که نتوانستم دینم را نسبت به شما ادا کنم. من عاشق بودم و نمی‌توانستم دست از معشوقم بکشم. امیدوارم که مرا ببخشید و حلال کنید و از شما می‌خواهم که هر کاری را می‌خواهید شروع کنید، با نام خدا و برای رضای خدا باشد. در دعاهایتان امام بزرگوار را دعا کنید، چرا که این پیر خیلی بر گردن ما حق دارد. برادرانم، از شما می‌خواهم که آنچه رضای خدا در آن است، انجام دهید. به سخنان امام گوش فرادهید و تا جایی که می‌توانید، آن‌ها را جامه‌ی عمل بپوشانید و به وصیت من حتماً عمل کنید.

سخنی یا پیامی هم با شما برادران بسیجی قهرمان دارم که امیدوارم از طرف برادر کوچک‌تر خود بپذیرید. ای برادران، با تشکیل دادن جلسات مذهبی و اسلامی، ایمان خود را محکم کنید و این سخن حضرت امام که می‌فرمایند تقوا را پیشه‌ی خود کنید را فراموش نکنید، چون سلاح تقوا سلاح محکمی در مقابل هوای نفسانی و وسوسه‌های شیطانی است. همیشه به یاد خدا باشید و از یاد خدا غافل نشوید و دنباله‌رو خط رهبری و اهدافی که شهدای عزیزمان در مقابل آن‌ها به شهادت رسیدند، باشید.

پیامی یا سخنی هم با شما امت حزب‌الله و شهیدپرور: همیشه در صحنه باشید و مسجدها را — که امام بزرگوارمان گفته‌اند سنگر است — حفظ کنید و ولایت فقیه را تا جایی که می‌توانید یاری کنید، چون ولایت فقیه روح کشور است.

در آخر، جز شرمندگی نسبت به امام و خانواده‌ام و ملتم چیزی نمی‌بینم. مادرم، از تو می‌خواهم که در تشییع جنازه‌ام مانند شیرزنی باشی که گویی در عروسی پسرش شرکت کرده و این را در تشییع جنازه‌ی برادرم با چشم دیدم. امیدوارم که در تشییع جنازه‌ی من هم همان‌طور باشی. شهادت مردن نیست، بلکه زندگی تازه‌ای است؛ درواقع از این دنیای تاریک و بی‌جلوه خارج شدن و به دنیای روشن و نورانی — که قرآن نوید آن را داده — در ملکوت اعلا رفتن است. مادر، من طاقت نداشتم خون شهدا را ببینم و ساکت بنشینم. من به پیش آن‌ها رفتم که شاید مرا قبول کنند. ای کسانی که می‌خواهید به هرگونه که شده جلوی فعالیت این بچه‌ها را بگیرید، در هر پست و مقامی که هستید این را بدانید که رسوا هستید و رسواتر خواهید شد. و ای کسانی که خودتان را به خواب زده‌اید، آیا کورید و این ایثار و شهامت عزیزان امام را نمی‌بینید؟! امیدوارم که از خواب غفلت بیدار شوید و چشمانتان را باز کنید.

و قسمتی از وصیت‌نامه برادرم را لازم می‌دانم که بنویسم: «آن‌ها که به راه ما ایمان و اعتقاد نداشتند و سعی داشتند ما را از هدف مقدسی که داشتیم بازگردانند، حق ندارند بعد از شهادتمان اشک بریزند مگر این‌که به آغوش انقلاب بازگردند.»

«وَالسَّلام»

مهران‌خان‌بابائی

انتهای پیام/


گزارش خطا

ارسال نظر
طراحی و تولید: ایران سامانه