حکایت شهیدی که دل نگران انقلاب بود
به گزارش نوید شاهد هرمزگان، شهید «محمد دروگری دهبارزی» یکم خرداد ۱۳۴۴، در روستای پشته معزآباد از توابع شهرستان رودان به دنیا آمد. پدرش درویش، کشاورز و باغدار بود و مادرش مریم نام داشت. تا پایان دوره ابتدایی درس خواند. به عنوان پاسدار وظیفه در جبهه حضور یافت. یازدهم بهمن ماه ۱۳۶۵، در شلمچه بر اثر اصابت ترکش خمپاره به سر، شهید شد. پیکر او را در زادگاهش به خاک سپردند.

تنها نماندن رهبر، وصیت نانوشته شهید
شهید در دوران نوجوانی، همزمان با آغاز قیام حضرت امام خمینی(ره) علیه رژیم ستمشاهی، از فعالان عرصه روشنگری بود. با شروع جنگ تحمیلی و تشکیل بسیج مستضعفین، جزو نخستین افرادی بود که فعالیتهای فرهنگی و بسیجی خود را در پایگاه مقاومت بسیج محله آغاز کرد و پس از آن به جبهههای نبرد حق علیه باطل اعزام شد.
برادرم در آخرین مرخصی خود، پس از عملیات کربلای ۴، نکات ظریفی را با من در میان گذاشت. ایشان میگفت:
«ما جوانان را در بسیج ثبتنام کردهایم و هر سال مراسم عزاداری امام خمینی(ره) را با شور و شکوه برگزار میکنیم؛ اما از یک چیز میترسم. میترسم روزی بر اثر جهالت، راه اصلی انقلاب را گم کنیم و رهبرمان را تنها بگذاریم.»
من در پاسخ به ایشان گفتم: انشاءالله جوانان معزآباد بیدار و هوشیار هستند و من نیز تا جایی که در توان داشته باشم، تلاش میکنم جوانان این محله را ارشاد و راهنمایی کنم.
شهید دروگری پیش از شهادت، در یکی از شبهای عزاداری ماه محرم، محل قبر خود را که اکنون در همانجا آرام گرفته است، مشخص کرد و به من نشان داد؛ گویی از پیش میدانست که باید در همان مکان دفن شود. او میگفت:
«مسجد محله ما (معزآباد) نمونه است؛ باید در تعداد شهدا هم نمونه باشیم.»
که چنین نیز شد.
(به نقل از برادر شهید، موسی دروگری)
انتهای پیام/