کد خبر : ۶۱۰۳۳۳
۱۳:۵۴

۱۴۰۴/۱۱/۱۴
خاطره‌ای از شهید «جواد تمیس»

برف سفید کردستان، کفن جواد شد

همرزمان این شهید بزرگوار در خاطره ای روایت می‌کنند: «دوم بهمن ۱۳۶۱، شب حمله به سوی دشمن بود. برف سنگینی روی زمین نشسته بود. جواد مقداری برف را آب کرد و با همان آب وضو گرفت و همان برف کفن شهادتش شد...» متن خاطره این شهید بزرگوار را در نوید شاهد بخوانید.


خاطره‌ای از شهید «جواد تمیس»

به گزارش نوید شاهد فارس، شهید «جواد تمیس» ۲۶ تیرماه ۱۳۳۸ در زرقان دیده به جهان گشود. دوران کودکی را گذراند و ۷ سالگی راهی مدرسه شد. وی تحصیلات  خود را تا مقطع سوم راهنمایی گذراند و سپس مشغول به کار شد. با آغاز جنگ تحمیلی داوطلبانه راهی جبهه کردستان شد و سرانجام دوم بهمن سال ۱۳۶۱ به شهادت رسید. پیکر مطهرش در گلزار شهدای زرقان به خاک سپرده شد.

متن خاطره:

همرزمان این شهید بزرگوار در خاطره ای روایت می‌کنند: ما در دیواندره‌ی کردستان بودیم؛ زمستان آنجا سرد و سفید بود، برف دست از دامنه‌ها برنمی‌داشت. جواد مردی بود که همیشه با وضو بود؛ کتاب‌های مذهبی را مثل رفیق همیشگی همراه داشت، هر وقت فرصت می‌یافت ورقی می‌زد و آرام می‌خواند. دوم بهمن ۱۳۶۱، شب حمله به سوی دشمن بود. برف سنگینی روی زمین نشسته بود. جواد مقداری برف را آب کرد و با همان آب وضو گرفت؛ با دقت، آرام، چنان‌که گویی دارد برای سفری بزرگ آماده می‌شود. بعد، همگی سینه‌خیز روی برف‌ها به سوی دشمن پیش رفتیم؛ سکوتی اطرافمان را گرفته بود، فقط صدای نفس‌ها و خش‌خش لباس‌ها روی برف شنیده می‌شد. ناگهان گلوله‌ای از سمت دشمن آمد و به گردن جواد نشست؛ همان جا، بی‌صدا آسمانی شد.

در آن لحظه ما نیز در خطر بودیم و نتوانستیم پیکرش را به عقب ببریم. مجبور شدیم نشانه‌ای بگذاریم؛ جوراب‌هایش را بیرون آوردیم، یکی را به بازویش بستیم و دیگری را به دو انگشت پایش؛ نشانه‌ای ساده، اما مطمئن، تا به هنگام فرصت دوباره پیدایش کنیم. پیکرش را با احترام زیر برف‌ها پنهان کردیم؛ برفی که آن شب، به‌سان کفن سفید، بر زمین گسترده بود. دو روز بعد، که پیشروی کردیم و خط را شکستیم، به همان نقطه برگشتیم؛ پیکر پاک او را پیدا کردیم و با هواپیما به اصفهان انتقال دادیم.

انتهای متن/


گزارش خطا

ارسال نظر
تازه‌ها
طراحی و تولید: ایران سامانه