شعر دفاع مقدس - صفحه 5
۳۱//۱۴۰۵
۰۲:۰۳
فا
فارسی
English
العربیة
خانه
اخبار
عکس
فیلم
اسناد
کتاب
مجلات شاهد
ویژه نامه
پژوهش
استانها
جنگ تحمیلی سوم
موزه شهدا
جستجوی شهدا
تفال به وصایای شهدا
آخرین اخبار:
روایت لحظه شهادت شهید «علیمردان آزادبخت»
مراسم عزاداری شهادت رهبر معظم انقلاب امشب در میادین اصلی شهر و استان تهران برگزار میشود
پیام بنیاد شهید و امور ایثارگران به نیابت از خانواده معزز شهدا و ایثارگران در پی شهادت حضرت آیت الله خامنه ای رهبر معظم انقلاب اسلامی
حضرت آیتالله العظمی خامنهای رهبر معظم انقلاب اسلامی به شهادت رسیدند
پویش «بهار قرآن با شهدا» برگزار میشود
شعر دفاع مقدس
چشمه
به اقيانوسي بدل شد/ ناگاه!/ هيچ ديده اي!/ كه چشمه اي به ناگاه
جان عاشق به ديدنش صدبار، قامت شوق را، دو تا مي كرد...
يك نفر از كرانه اي مبهم، عاشقانه مرا صدا مي كرد/ نغمه ي آشنا و پر مهرش، مثل خون، در دلم شنا مي كرد/ گر چه در مبهمي مه آلود، مانده بودم غريب و سردرگم
جرعه جرعه،زندگي نوشيده ام از جام مرگ
آتش خاموش را،خاكستري جا مانده ام/ شعله آهنگم،ولي از شعله ها جا مانده ام/ ريشه ام در آب مي نوشد،سموم درد را
نيمه هاي شب،كه تاول ها،ترك برداشتند...
بس كه اشك،از ديده،دنبال تو جاري كرده ام/ هر درختي بود اينجا،آبياري كرده ام / مي شناسم من تو را،اي روز نو،روزي نو!/ زندگي را با نگاهت،نو بهاري،كرده ام
ترانههاي زخمي باران...
سرود مخفي ماه/ درنبض پرتلاطم چشمه سار كوچك/ ميدرخشد و/ تاريك ميشود
تب وتاول شده سكوي پرواز...
شبيه رودي و رفتن،سرودت/ عقابي تو!نبيند كس فرود ت / تب وتاو ل شده، سكوي پرواز
تابلويي از حلبچه
مسافر به خانه نزديك شد و/ رنج سفر را از ياد برد/ موج مرگ/ به پيش وازش آمد
تا متروكه ترين شهر
از واژه خون، كفن كفن مي گويم/ از قصه تلخ تير و تن مي گويم/ با خون غزل باز وضو مي گيرم/ با غربت سرخ خاك خو مي گيرم
پنهان مكن حرارت زخمت را
دورت بگردم اي نفس زخمي!اين شعر از صداي تو،جوشيده است/ ديگر هواي تازه نمي خواهم،در سينه ام،هواي تو پيچيده است/ با درد سرفه هاي نفس گيرت،شرمنده ام،از اين كه نفس دارم
پرنده اي كه به آنجا رسد، هنر دارد...
ز راه مي رسد و چادري، به سر دارد/ اگر چه غنچه ولي خار، در جگر دارد/ هزار غنچه اگر بشكفد، ملالي نيست/ ولي شكفتن اين بار، درد سر دارد
به چشم هايي كه در ساسان
...بيستون / ذره ذره آب مي رود/ درفش/ رو/ هزار بار/ ايستاده مرده است
بيرق درد...
تو را سپاس برادر! كه بيرق دردي!/ و گفته اي كه از اين عشق،بر نمي گردي/ بهار عمر تو،در آتش و گلوله گذشت
بوي باران مي دهد،سجاده ات
شاكي ام از چشم هاي ساده ات / از سكوت سبز دريا زاده ات / از نيستان هاي آتش در نفس/ عاشقي هاي غريب افتاده ات
بهار کجاست؟
ناميق صفي زاده بوره كه يي /گفتم: بهار كجاست؟ / تابوتي نشانم داد / كه بر دوش هزار لاله سرخ
به جاي سرفه، از حلقش، گل و لبخند ميباريد....
جواد، آهسته سر برداشت از بالين/ شروع قصهاي شيرين/ صداي سرفههاي سهمگينش را، نميشد ديد
اين زخمها، كه سرد و كبودند...
پاداش دستهايِ تو، بودند/ اين زخمها، كه سرد و كبودند /گفتي كه دستهايِ نجيبت/ عمري، رفيق پنجره بودند
آميزه تهوع و طاعون
گلدسته هاي مسجد جامع شكافت / و مرگ منفجر/ تيغ از نيام كهنه برآهيخت:
آلالههاي سركش...
چنان چون، لالههايِ واژگون /يا نه/ آلالههاي سركشند / كه تاول زنان
مردی زبانه می کشد،از پشت خاکریز...
تنها دو پله مانده،به دیدار آفتاب/قد می کشد به روی تو،دیوار آفتاب/ رفتند همرهان و دلم،خاک می خورد
ازلابلاي دود و آتش خردل...
خاموش كن! / شعلهي فسفرياش را /بگذار فراموش كنم / كه تو، با دو جشم
<
1
2
3
4
5
6
7
8
9
10
11
>
تازهها
بازدید نماینده ولیفقیه و معاون فرهنگی و آموزشی بنیاد شهید و امور ایثارگران از مرکز اسناد ایثارگران
برچسب منتخب
گروه مجلات شاهد
بنیاد شهید و امور ایثارگران
طراحی و تولید: ایران سامانه