شعر دفاع مقدس - صفحه 7
۳۱//۱۴۰۵
۰۱:۰۳
فا
فارسی
English
العربیة
خانه
اخبار
عکس
فیلم
اسناد
کتاب
مجلات شاهد
ویژه نامه
پژوهش
استانها
جنگ تحمیلی سوم
موزه شهدا
جستجوی شهدا
تفال به وصایای شهدا
آخرین اخبار:
روایت لحظه شهادت شهید «علیمردان آزادبخت»
مراسم عزاداری شهادت رهبر معظم انقلاب امشب در میادین اصلی شهر و استان تهران برگزار میشود
پیام بنیاد شهید و امور ایثارگران به نیابت از خانواده معزز شهدا و ایثارگران در پی شهادت حضرت آیت الله خامنه ای رهبر معظم انقلاب اسلامی
حضرت آیتالله العظمی خامنهای رهبر معظم انقلاب اسلامی به شهادت رسیدند
پویش «بهار قرآن با شهدا» برگزار میشود
شعر دفاع مقدس
«بعد از تو» تقدیم به شهیدان انقلاب
مریم خمسه لویی/
در انتظار تو هستم به خانه ات برگرد / و یا بگو که نشان پلاك تو چند است؟
«صدای بال لکلکها» به چاپ سوم رسید
مجموعهشعر «صدای بال لکلکها» سروده مریم اسلامی توسط کانون پرورش فکری کودکان و نوجوانان به چاپ سوم رسید.
هنوز چشم به راهت نشسته مادر تو
«باران تر» تقدیم به دو برادر شهید حمیدرضا و رضا شاهنده
«باران تر» سروده فرشته رستمی به دو برادر شهید حمیدرضا و رضا شاهنده تقدیم شده است.
با روشن ترین نگاه تو آفتاب سایه اي بیش نیست
زیباترین نگاه تو را قاب کرده ام/ و بر بلندترین دیوار به تماشا گذاشته ام/ سنگرنشین شب هاي بی ستاره و ماه
شور محرم
رفتی مگر بهشت مجسم بیاوري!/ بر زخم هاي حادثه مرهم بیاوري/ تا چند سال من بنشینم به انتظار / تا چند در بهار محرم بیاوري!
سفر کردي اما قرار این نبود /که هرگز دگر بر نگردي پدر!
به من خیره بودي به سردي پدر!/ در آن صبح لبریز زردي پدر!/ سفر کردي اما قرار این نبود/ که هرگز دگر بر نگردي پدر!
ناگهان کوچه هاي شهرم باز /بوي نام شهید می گیرند
هیچ کس مثل تو این گونه به پایان نرسید!
بعد از آن روز سیاهی که خیابان نرسید/ هیچ کس مثل تو این گونه به پایان نرسید/ آه! اي سرخ تر از هر چه رگم می گوید
کاش اي کاش که می شد که بگویم که پدر / چه کسی باز به داد دل مادر برسد
کاشکی این شب، شب مانده به آخر برسد/ تا سحر باز همان پر زده از در برسد/ آن قدر منتظرم خیره به در تا کلمات/ از تن زخمی تو بر تن دفتر برسد
سنگ ها و دست ها
شریف!/ وقتی سنگ ها دستهات را پیدا نکردند/ بلند شو!/ تکه تکه هاي تنم را بردار/ پرتاب کن/ ذره ذره هاي گم شده ام را
قدس
شهاب سنگ ها/ پرتاب سنگ اند/ به سوي ستاره هاي شکسته صهیون/ ستاره نیستند!
اسمت را براي اولین بار در «الجزیره» شنیدم وقتی که براي آخرین بار شهادت خواستی
اسمت را براي اولین بار /در «الجزیره» شنیدم/ وقتی که براي آخرین بار شهادت خواستی/ روز بعد تیتر تمام روزنامه هاي عرب بودي
شهر از رد پاي تو گلگون برادر
باز هم چشم هاي تو را خون... برادر!/ دست هاي تو در دست زیتون برادر!/ خانه ات را به روي تو آوار کردند/فوج خفاش هاي شبیخون برادر!
به سنگر بخوان شعر خون با تفنگ
بزن ساز آتش به گاه نبرد / که رقاص خون برنشیند به گرد/ به مردی فکن ناله درجان شب /به جانش بزن شعله سوز و تب
شعر شهيد حسن يوسفي فر+دستخط
شهيد حسن يوسفي فر در تاريخ 27 فروردین 1363 در راه پاسداري از انقلاب مقدس اسلامي شربنت شهادت نوشيدند و به لقاء الله پيوستند.
وقت آن است که سجاده ز خون تر بشود
عشق تا سمت پریشانی شب می آید/ کسی انگار به مهمانی شب می آید / در رگ حادثه دیری ست که خون آشفته ست
دوازده روایت جنگ
دوازدهم/ آبان/ هزار و سیصد و شصت وپنج / معلم ادبیات / دفتر حضور غیاب / و سه نفرآخر کلاس
یک لنگه از پاهایتان در دشت جا مانده
از آخرین پوتین فقط یک رد پا مانده / یک تانک در ابهام مشتی رمل جا مانده / از حاجی و میدان مین و سنگر و ترکش
<
2
3
4
5
6
7
8
9
10
11
>
تازهها
بازدید نماینده ولیفقیه و معاون فرهنگی و آموزشی بنیاد شهید و امور ایثارگران از مرکز اسناد ایثارگران
برچسب منتخب
گروه مجلات شاهد
بنیاد شهید و امور ایثارگران
طراحی و تولید: ایران سامانه