نوید شاهد قزوین - صفحه 17

navideshahed.com

برچسب ها - نوید شاهد قزوین
پایگاه اطلاع‌رسانی نوید شاهد قزوین ، ویژه‌نامه الکترونیکی شهید «قدرت بابا» را منتشر کرد.
کد خبر: ۵۸۳۲۲۳   تاریخ انتشار : ۱۴۰۳/۱۰/۱۱

فرازی از وصیت‌نامه شهید «سیف‌الله طریقی‌شالی»؛
همزمان با سالروز ولادت شهید «سیف‌الله طریقی‌شالی» در وصیت‌نامه این شهید بزرگوار می‌خوانیم: ««وحدت»، عامل پیروزی امت اسلام را فراموش نکنید و با هم دوست باشید که اتحاد و دوستی باعث شکست دشمن اسلام خواهد شد ...»
کد خبر: ۵۸۳۲۲۰   تاریخ انتشار : ۱۴۰۳/۱۰/۰۹

شهید «سهراب حسن‌بیگی» داوطلبانه لباس رزم را به تن کرد و در ۲۱ سالگی به شهادت رسید.
کد خبر: ۵۸۳۲۱۷   تاریخ انتشار : ۱۴۰۳/۱۰/۰۹

ششمین جشنواره سراسری فیلم کوتاه بسیج در استان قزوین برگزار می‌شود.
کد خبر: ۵۸۳۲۰۰   تاریخ انتشار : ۱۴۰۳/۱۰/۰۹

در آستانه سالروز ولادت شهید «محمد حامدی»، مجموعه تصاویر این شهید گرانقدر توسط پایگاه اطلاع‌رسانی نوید شاهد قزوین منتشر شد.
کد خبر: ۵۸۳۱۹۵   تاریخ انتشار : ۱۴۰۳/۱۰/۱۵

مجموعه تصاویر شهید مفقودالاثر «قنبرعلی اینانلو»، توسط پایگاه اطلاع‌رسانی نوید شاهد قزوین منتشر شد.
کد خبر: ۵۸۳۱۸۲   تاریخ انتشار : ۱۴۰۳/۱۰/۰۹

پایگاه اطلاع‌رسانی نوید شاهد قزوین ، نماهنگی با عنوان «مجموعه تصاویر تعدادی از شهدای استان قزوین در حال ادای فریضه نماز» تدوین و منتشر کرده است که از شما دعوت می‌کنیم نظاره‌گر این نماهنگ باشید.
کد خبر: ۵۸۳۱۶۶   تاریخ انتشار : ۱۴۰۳/۱۰/۰۹

خاور اصفهانی مادر بزرگوار شهید «محسن ایرانی» به فرزند شهیدش پیوست.
کد خبر: ۵۸۳۱۶۰   تاریخ انتشار : ۱۴۰۳/۱۰/۰۹

هفتم دی ماه سال ۵۷ از حساس‌ترین روز‌های مقابله مردم قزوین با رژیم پهلوی بود.
کد خبر: ۵۸۳۱۵۶   تاریخ انتشار : ۱۴۰۳/۱۰/۰۹

به مناسبت روز بصیرت؛
به مناسبت روز بصیرت و همچنین سالگرد شهدای غواص عملیات کربلای ۴، مراسم یکصد و یازدهمین شب خاطره رزمندگان در قزوین برگزار می‌شود.
کد خبر: ۵۸۳۱۵۱   تاریخ انتشار : ۱۴۰۳/۱۰/۰۹

همسر شهید «قدرت بابا»:
«حال عجیبی داشتم، آرام و قرار نداشتم و مدام در حال گریه کردن بودم. دو روز دلم آشوب بود، حس غریبی داشتم تا اینکه خبر شهادت همسرم را به من دادند ...» آنچه می‌خوانید بخشی از خاطرات شهید «قدرت بابا» است که تقدیم حضورتان می‌شود.
کد خبر: ۵۸۳۱۴۴   تاریخ انتشار : ۱۴۰۳/۱۰/۰۹

فرازی از وصیت‌نامه شهید «قدرت بابا»؛
شهید «قدرت بابا» در وصیت‌نامه‌اش آورده است: «برادرم، نگذار اسلحه من زمین افتاده و سنگر‌ها خالى باشد که اسلام کمک مى‌خواهد؛ دشمن در کمین است و قرآن در سراسر جهان در خطر است ...»
کد خبر: ۵۸۳۱۳۸   تاریخ انتشار : ۱۴۰۳/۱۰/۰۹

روحیه شهید «قدرت بابا» در دفاع از اسلام و خاک کشورش بالا بود لذا همیشه ذوق و شوق رفتن به جبهه داشت.
کد خبر: ۵۸۳۰۷۲   تاریخ انتشار : ۱۴۰۳/۱۰/۰۸

مراسم یادبود شهید «محسن شالباف» همراه با قرائت پرفیض دعای ندبه برگزار می‌شود.
کد خبر: ۵۸۳۰۰۵   تاریخ انتشار : ۱۴۰۳/۱۰/۰۶

به یاد شهید «محمد انصاریان»؛
مراسم دیدار با خانواده شهدا به یاد شهید «محمد انصاریان» برگزار می‌شود.
کد خبر: ۵۸۳۰۰۲   تاریخ انتشار : ۱۴۰۳/۱۰/۰۶

«از کربلای ۴ تجربه اندوختیم و خیلی درس‌ها به ما داد. یکی اینکه پی بردیم که هر چقدر بدن‌سازی و آموزش‌های آبی و خاکی را با بچه‌ها کار کنیم، اثر مثبتی دارد ...» ادامه این خاطره از جانباز «حمزه‌علی قربانی» را در پایگاه اطلاع‌رسانی نوید شاهد استان قزوین بخوانید.
کد خبر: ۵۸۲۹۳۰   تاریخ انتشار : ۱۴۰۳/۱۰/۰۶

فرازی از وصیت‌نامه شهید «حسن موسی‌خانی»؛
شهید «حسن موسی‌خانی» در وصیت‌نامه‌اش آورده است: «در شهادتم گریه شوق کنید، نه گریه ضعف! گریه از اینکه ما مى‏‌رویم و مسئولیت شما سنگین‌تر مى‏‌شود ...»
کد خبر: ۵۸۲۹۲۵   تاریخ انتشار : ۱۴۰۳/۱۰/۰۶

«پنج یا شش روز به عید سال ۱۳۶۱ مانده بود. ساعت ده شب شهید بابایی به منزل ما آمد و مقداری طلا که شامل یک سینه ریز و تعدادی دستبند بود به من داد و گفت: فردا به پول نیاز دارم. این‌ها را بفروش ...» ادامه این خاطره از همرزم شهید سرلشکر خلبان «عباس بابایی» را در پایگاه اطلاع‌رسانی نوید شاهد استان قزوین بخوانید.
کد خبر: ۵۸۲۹۱۸   تاریخ انتشار : ۱۴۰۳/۱۰/۰۹

برگی از خاطرات سید آزادگان؛
«وقتی به ایشان گفتند «کان عندی فلوس من حردان»، نزد من مقداری پول از روستای حردان است. آن پیرمرد دست‌ها را به سوی آسمان بالا برد و شروع کرد به گریه کردن و شکرگزاری از خداوند. مادر ایشان که حدود صد و ده سال سن داشت، خود را روی زمین به جلو کشاند ...» ادامه این خاطره از سید آزادگان، شهید «حجت‌الاسلام‌والمسلمین سیدعلی‌اکبر ابوترابی‌فرد» را در پایگاه اطلاع‌رسانی نوید شاهد استان قزوین بخوانید.
کد خبر: ۵۸۲۹۱۶   تاریخ انتشار : ۱۴۰۳/۱۰/۱۱

برگی از خاطرات شهید مدافع حرم «چگینی»؛
«الیاس آرام جواب می‌دهد سلام کبلاعلی چرا این‌قدر داد می‌زنی مگه نمی‌بینی همه خوابیدند. کبلاعلی به سرعت به او نزدیک می‌شود به پایین شلوارش اشاره می‌کند و می‌گوید این‌ها چیه از خودت آویزون کردی؟ ...» ادامه این خاطره از شهید مدافع حرم «الیاس چگینی» را در پایگاه اطلاع‌رسانی نوید شاهد استان قزوین بخوانید.
کد خبر: ۵۸۲۹۱۰   تاریخ انتشار : ۱۴۰۳/۱۰/۱۰