خاطرات شهدا - صفحه 90

آخرین اخبار:
خاطرات شهدا

خاطره|برای رفتن به کربلا علی در پوستش نمی گنجید

نوید شاهد _ پدر شهید مدافع حرم "علیرضا مشجری"، در خاطره‌ای از او می‌گوید: «علیرضا دانشجو بود و در دانشگاه امام حسین درس میخواند. سال 89 برای زیارت کربلا ثبت نام کردم اسم او را هم نوشتم اشتیاق زیادی داشت، می گفت شاید مرخصی به من ندهند که با شما بیایم......» ادامه این خاطره از شهید مدافع حرم "علیرضا مشجری" را در پایگاه خبری نوید شاهد تهران بزرگ بخوانید.

اسناد تحصیلی شهید "حمدالله مرادی"

نوید شاهد_ غریب بر سی و نه سال است که از شهادت «شهید «حمدالله مرادی» می‌گذرد. از این رو نوید شاهد تهران بزرگ در ادامه اسناد تحصیلی این شهید والامقام را برای علاقه مندان منتشر می‌کند.

برای دفاع از انقلاب اسلامی، باید به جبهه بروم

نوید شاهد - من به ایشان می گفتم که تو در این روستا تنها به تظاهرات می روی، خطرناک است، کم برو، چون همه مخالف هستند. می گفت که این حرف را به من نگو. پس من نروم، تو نروی، چه کسی برود؟ متنی که خواندید خاطره ای بود از همسر شهید «کریم جمالی» که نوید شاهد آذربایجان غربی شمارا برای مطالعه ی این خاطره زیبا دعوت میکند.

اسناد| شهید «شاهرخ مژدگان»

نوید شاهد_ غریب بر سی و شش سال است که از شهادت شهید شهید «شاهرخ مژدگان» می‌گذرد. از این رو نوید شاهد تهران بزرگ در ادامه تصاویری از این شهید والامقام را برای علاقه مندان منتشر می‌کند.

خاطرات والدین معزز شهدا، ذخیره‌ای اثربخش در جامعه است

نوید شاهد - علی اکبر رستگار معاون فرهنگی و آموزشی بنیاد شهید و امور ایثارگران استان سمنان در خصوص ثبت و ضبط خاطرات والدین معزز شهدا گفت: ثبت خاطرات شفاهی پدران و مادران شهیدان و ایثارگران مانند مخزن و ذخیره اثربخش در جامعه بوده و نشان دهنده این است که انگیزه شهدا از جهاد؛ رسیدن به کمال و رضایت خداوند با یاد ائمه معصومین (ع) به ویژه اباعبدالله الحسین (ع) بوده است.

خاطرات/ داماد موقت!

نوید شاهد - «دوستان از آقای بهتویی پرسیدند که چرا ازدواج نمی‌کنی و به دوران مجردی خاتمه نمی‌دهی؟ ایشان در جواب با خنده و خوشرویی فرمودند مگر داماد موقت می‌خواهید؟ ...» آنچه می‌خوانید بخشی از خاطرات همرزم شهید "رجبعلی بهتویی" است که تقدیم حضورتان می‌شود.

اسناد| خوشنویسی شهید "داوود گل محمدی"

نوید شاهد_ غریب بر سی و پنج سال است که از شهادت شهید "داوود گل محمدی"می‌گذرد. از این رو پایگاه خبری نوید شاهد تهران بزرگ در ادامه اسناد خوشنویسی این شهید والامقام را برای علاقه مندان منتشر می‌کند.

خاطره|شهادت همسرم را در خواب دیدم

نوید شاهد _ همسر شهید مدافع حرم "رضا خرمی"، در خاطره‌ای از او می‌گوید: «يک بار خواب ديدم با رضا به تشييع شهدا رفته‌ايم؛ شهيدی را در خواب ديدم. هيچ وقت فكر نمی‌كردم آن شهيد خود همسرم باشد....» ادامه این خاطره از شهید مدافع حرم "رضا خرمی" را در پایگاه خبری نوید شاهد تهران بزرگ بخوانید.

خاطره| همسرم، هم خواب شهادتش را ديده بود

نوید شاهد _ همسر شهید مدافع حرم "رضا خرمی"، در خاطره‌ای از او می‌گوید: «رضا هم خواب شهادتش را ديده بود. چون چند ماه قبل مدام در مورد شهادتش حرف می‌زد......» ادامه این خاطره از شهید مدافع حرم "رضا خرمی" را در پایگاه خبری نوید شاهد تهران بزرگ بخوانید.

خاطرات / سفر مشهد با مهمات!

نوید شاهد - «سال ۵۴ اخوی تصمیم گرفت سفری به مشهد داشته باشیم. به سراغ سه تن از زنان مسن فامیل که امکان مشرف شدن به زیارت امام رضا (ع) را نداشتند، رفت و آن‌ها را دعوت کرد که تا همراه او به مشهد بروند ...» ادامه این خاطره را در آستانه سالروز ولادت امام رضا(ع) از سید آزادگان، شهید "حجت‌الاسلام‌والمسلمین سیدعلی‌اکبر ابوترابی‌فرد" را در پایگاه اطلاع‌رسانی نوید شاهد استان قزوین بخوانید.

خاطره|دفاع از حرم اهل بیت(ع) برای پسرم یک وظیفه و تکلیف الهی بود

نوید شاهد _ پدر شهید مدافع حرم "سید مصطفی صادقی"، در خاطره‌ای از او می‌گوید: «من که تنها یک فرزند پسر داشتم و از طرفی خود مصطفی نیز دو فرزند دختر داشت که در سنین کودکی به‌سر می‌بردند......» ادامه این خاطره از شهید مدافع حرم "سید مصطفی صادقی" را در پایگاه خبری نوید شاهد تهران بزرگ بخوانید.

خاطره|وساطت دختر برای پدرش

نوید شاهد _ پدر شهید مدافع حرم "سید مصطفی صادقی"، در خاطره‌ای از او می‌گوید: «دختر بزرگش صدیقه‌سادات که آن زمان پنج، شش سال بیشتر نداشت، وساطت کرد و من به خاطر او رضایت دادم. باورش سخت می‌شود.....» ادامه این خاطره از شهید مدافع حرم "سید مصطفی صادقی" را در پایگاه خبری نوید شاهد تهران بزرگ بخوانید.
زندگینامه شهید مدافع حرم «علیرضا مشجری»:

شهیدی که در روز نیمه شعبان عیدی اش را گرفت

نوید شاهد_ غریب بر پنج است که از شهادت شهید مدافع حرم «علیرضا مشجری» می‌گذرد. از این رو پایگاه خبری نوید شاهد تهران بزرگ در ادامه زندگینامه این شهید والامقام را برای علاقه مندان منتشر می‌کند.
شهید مدافع حرم «محمود رادمهر»:

در هیچ کاری انتظار تشکر از کسی را نداشته باشیم

نوید شاهد تهران بزرگ قصد دارد، کلیپ های کوتاهی از کلام شهدا در بخش های مختلف را برای علاقمندان منتشر کند‌. در ادامه کلیپی از کلام شهید مدافع حرم «محمود رادمهر» را مشاهده می کنید.

خاطره|مهربانی بی بدیل "شهید خرمی"

نوید شاهد _ همسر شهید مدافع حرم "رضا خرمی"، در خاطره‌ای از او می‌گوید: «همسرم خيلی مهربان و خانواده‌ دوست بود. خيلی بچه‌هايش را دوست داشت. پسر كوچكمان را نذر حضرت عباس كرده بود.......» ادامه این خاطره از شهید مدافع حرم "رضا خرمی" را در پایگاه خبری نوید شاهد تهران بزرگ بخوانید.

خاطرات/ اگر عکست را بگیرم شهید می‌شوی‌ها!

نوید شاهد - «داشتم عکس می‌گرفتم. گفت: اخوی یک عکس هم از ما بگیر! اصلاً نمی‌دانستم چه جوابی بدهم، اما همین‌طور به زبانم آمد که اگر عکست را بگیرم شهید می‌شوی‌ها! ...» ادامه این خاطره از شهید "محمدحسن برجعلی" را در پایگاه اطلاع‌رسانی نوید شاهد استان قزوین بخوانید.

خاطرات/ امروز همه باید یاری‌دهنده انقلاب باشند

نوید شاهد - « اگر امروز ما نوجوانان و جوانان در خانه‌هایمان بنشینیم به خدا قسم خون امام حسین(ع) از بین می‌رود. امروز باید تا آنجا که توان داریم، انقلاب را یاری کنیم ...» این خاطره را در پایگاه اطلاع‌رسانی نوید شاهد استان قزوین بخوانید.
خاطره خودنوشت شهید "نصرالله ایمانی" (28)

فیلمبردار کانال

نوید شاهد - شهید "نصراله ایمانی" در دفتر خاطرات خود می نویسد: «تقريباً همه ي بچه ها داخل کانال رفتند. يک مرتبه ديدم محمود ياسين با برادر حسن زاده و يک نفر ديگر که دوربين فيلم برداری داشت آمدند و سلام کردند و...» متن کامل خاطره خودنوشت این شهید گرانقدر را در نوید شاهد بخوانید.
خاطره خودنوشت شهید "نصرالله ایمانی" (27)

دیدار یک رفیق و تجلی خاطرات هویزه

نوید شاهد - شهید "نصراله ایمانی" در دفتر خاطرات خود می نویسد: « تا وارد مسجد شدم متوجه شدم يکی از برادران به نام حسن زاده کنار ميله ای در وسط حياط ايستاده و در کنارش محمود ياسين، همان برادر عزيزی که در هويزه با هم آشنا شده بوديم قرار دارد...» متن کامل خاطره خودنوشت این شهید گرانقدر را در نوید شاهد بخوانید.
خاطره خودنوشت شهید "نصرالله ایمانی" (26)

گردان شهيد بهرامی

نوید شاهد - شهید "نصراله ایمانی" در دفتر خاطرات خود می نویسد: «سنگرهای ديده بانی مشخص بود و يک تانک هم ديده می شد بعد از چند دقيقه که تمام بچه ها ديده بانی کردند برگشتيم...» متن کامل خاطره خودنوشت این شهید گرانقدر را در نوید شاهد بخوانید.
طراحی و تولید: ایران سامانه