خاطرات دفاع مقدس - صفحه 12

آخرین اخبار:
خاطرات دفاع مقدس

"ترکش فلفلی" 16 خاطرع طنز ترکش خورده

کتاب ترکش فلفلی، مجموعه خاطرات طنز دفاع مقدس مقدس است که ورای آن حس آدم ها را پروش داده، جنگ را از زاویه دید دیگری نشان می دهد.

تاو | روایتی از دلاورمردی رزمندگان دامغانی

کتاب "تاو" به قلم ابوالفضل عالمی روایت دلاوری گروهی از رزمندگان دامغانی است که به دلیل آشنایی با موشک تاو، نقش مهمی در شکست حصر سوسنگرد در دوران دفاع مقدس ایفا کردند.

کتابی با مقدمه حاج قاسم/ تخریب یعنی نافله‌های پشت تله‌های مرگ

کلمه تخریب، شاید برای آنچه می‌بایست در وصف آن جوانان و مردان با عظمت نقل کرد، عبارت جامعی نباشد. تخریب یعنی نافله‌های پشت تله‌های مرگ. سجده‌های شکر پس از بازگشت؛ نه برای زنده ماندن، بلکه برای توفیق حیات بخشیدن.

گروه بی‌نام؛ شبکه نفوذی در ارتش و ساواک

شهید آیت و گروهی از همفکرانش در سال‌های قبل از پیروزی انقلاب اسلامی موفق به ایجاد یک شبکه انقلابی در میان برخی از افسران انقلابی ارتش حکومت پهلوی شده بود. این شبکه از جهت اطلاعاتی خدمات مؤثری برای انقلاب اسلامی انجام داد.
با موضوع ۷۲ غواص عملیات کربلای ۴

کتاب جدید حمید حسام رونمایی می‌شود

در آستانه سالروز عملیات کربلای ۴ اثر جدید حمید حسام با موضوع ۷۲ غواص این عملیات به زودی توسط انتشارات شهید کاظمی روانه بازار می‌شود.

واقعیت اردوگاه‌های بعثی در «23 نفر»/ جنگ جای بچه ها نیست!

یوسف‌زاده گفت: «۲۳ نفر» برداشتی واقعی از خاطرات نوجوانی من در اردوگاه‌های بعث است که تماشایش را برای دانش‌آموزان و مدارس لازم می‌بینم. خودم هنوز از از دیدن فیلم در شگفتم و از ساختش نیز رضایت دارم.

راوی کتاب «شاهد معبرها»: حقايق جنگ نباید تحريف شود

کتاب "شاهد معبرها" چکیده ای از خاطرات جانباز سرافراز «مرتضی علیجانی» در دوران هشت سال دفاع مقدس است. به همین مناسبت و به دنبال انتشار این کتاب گفتگویی را با این روایت کننده دفاع مقدس انجام دادیم که در نوید شاهد اصفهان می‌خوانید. وی معتقد است نبايد حقايق جنگ تحريف شود بلكه باید به‌صورت کامل به نسل آینده منتقل شود.

تنها مرهم دلم سلامتی و بازگشت مهدی بود

بعد از این‌که نتوانستیم خبری از مهدی بگیریم گفتند باید منتظر باشید، ما خبری قطعی نداریم. اما من در من در آتشی می سوختم که جز دیدن روی مهدی آرام بخشی نداشت. مرهم دل بی قرار من سلامتی و بازگشت مهدی بود.

نسبت به مصرف بیت المال بسیار حساس بود!

روحیه ی بالایی داشت، مدام دنبال کار و فعالیت بود . لحظه ای آرام و قرار نداشت درطول شبانه روز مدام در حال جابجایی بود، یک ماشین استیشن داشت، که همیشه استراحت و خوابش در همان ماشین بود.

از این همه سختی خم به ابرو نمی آورد

شاید اگر بود الان یکی از نوابغ عصرحاضر وکشور ما بود . به دانشگاه نرفته بود و مهندس هم نبود، اصلاً وقت این که به دانشگاه برود را نداشت، هفده ساله بود که جنگ شروع شد و او با شنیدن صدای جنگ حتی منتظر خانواده اش نشد و دست به کار شد و راهی این سفر شد.

خلاقیت و ابتکارات مهدی هیچ مرزی نداشت!

خلاقیت و ابتکارات مهدی هیچ مرزی نداشت . این که می گویند شرایط سخت مادر اختراع است در مورد او درست و صادق بود . وقتی به مشکلی برمی خوردیم مهدی به فکر فرو می رفت که برای حل این مشکل از چه راهی باید وارد شود

کارگاه‌های هنری سوگواره سراسری هنر عاشورایی در کرمانشاه برگزار می‌شود

به همت مرکز تجسمی حوزه هنری کارگاه هنر‌های تجسمی، ویژه دوازدهمین سوگواره سراسری هنر عاشورایی از ۲۴ تا ۲۸ شهریورماه امسال در کرمانشاه برگزار می‌شود.
خاطراتی از کتاب «نماز در اسارت» - 15

بهداشت عراقی؛ روایت آزاده علی کشاورزی صدیق

عراقیها از راههای مختلف ما را تحت فشار گذاشته بودند: گرفتن آمار به صورت سجده، کم کردن سهمیه نان و غذا، خرابی مصنوعی توالتها، قطع برق به هنگام «داخل باش» ظهر آن هم در منطقه رمادیه که گرما بیداد می کرد، تحمیل تلویزیون، تعویض ارشد بعضی آسایشگاهها – که از نظر آنان مخالف محسوب می شدند- و بالاخره قطع آب که رگ حیاطی ما در اسارت بود.

شنیده هایی از شهید ملکیان

همزمان با سالگرد شهادت شهید "رضا ملکیان برمی" نوید شاهد سمنان خاطراتی از این شهید گرانقدر را منتشر می کند.
خاطرات بهروز پور اکبری از سال های اسارت

اردوگاه موصل چهار آخر دنیا بود، اما نه برای ما

اسارت در اردوگاه های بعث عراق و تحمل شکنجه های وحشیانه آنهایی که به خون جوانان این مرز و بوم تشنه بودند، وجه شاخصی از ایثار و مقاومت است که جوانان و نوجوانان ایران اسلامی به بهترین شکل ممکن آن را به منصه ظهور رساندند. بهروز اکبری پور از جمله آن بچه هایی بود که تا پای جان بر آرمان های خود ایستاد و از این امتحان سخت سربلند بیرون آمد.
مروری بر خاطرات سردار شهید نوروز ایمانی نسب در سالگرد شهادتش

اگر ما کوتاهی نمی کردیم امام جام زهر را نمی نوشید

با یک دنیا حسرت سخن خودرا اینچنین بیان داشت: ما در جبهه ها و مبارزاتمان کوتاهی کردیم، لذا امام مجبور شد جام زهر را بنوشد. اگر ما همه مردم و رزمندگان و .... یکدست و مجدانه تلاش می کردیم و با دشمن قوی تر برخورد می کردیم امام جام زهر را نمی نوشید
کتاب;

معرفی کتاب / باپیر

کتاب «باپیر» تألیف عبدالکریم نیسنی، مجموعه‌ای از خاطرات جنگ با مایه طنز رزمندگان در دوران دفاع مقدس است.
آثار برگزیده پنجمین جشنواره خاطره نویسی دفاع مقدس استان خوزستان

«گنجی برای فردا»؛ آثار برگزیده پنجمین جشنواره خاطره نویسی دفاع مقدس استان خوزستان

"گنجی برای فردا" در ژانر خاطره نگاری و در 168 صفحه با شمارگان هزار به بهای 9000 تومان از سوی انتشارات صریر راهی بازار نشر شده است.
خاطراتی از شهید سید مهدی شاهچراغ

وعده آزادسازی خرمشهر

دو سه روزي مانده بود به عمليات كه من و مهدي در بالاي تپه اي نشسته بوديم بعد از چند لحظه ديدم كه مهدي به يك نقطه خيره شده و وقتي دو سه بار او را صدا زدم او به من طعنه اي زد و گفت ساكت باش آقا دارد صحبت مي كند و بعداً كه از مهدي خواستم ماوقع را تعريف كند گفت آقا با اشاره دست به من فرمود كه خرمشهر با خون شما آزاد خواهد شد
خاطراتی از شهید ابوالفضل حیدری

گویی از عروجش باخبر بود (2)

به همديگر گفتند كه نياز به فال نيست ابوالفضل نوراني شده و فردا از جمع ما عروج خواهد كرد در همان شب بعد از پايان جمع دوستانه به او گفتيم بيا تا وصيت نامه را بنويسيم فردا شايد ديگر اين مهماني كوچك را ترك بگوئيم و به مهماني بزرگ نائل شويم و او با لبخندي مليح گويي كه از عروجش خبر داشت پاسخ مرا داد
طراحی و تولید: ایران سامانه