خاطرات - صفحه 77

خاطرات

كشیك امام به جای مهدی (2 )

نوید شاهد: چند سال بعد از شهادت مهدی، یك روز برای دیدن دوستهای او به جماران رفتم. پاسدارها دورم حلقه زدند و گفتند: حاج آقا آیا شما خبر داشتی امام به جای پسر شما پاسداری داده بود؟

دفتر خاطرات - روز 17 بهمن سال 1361

نوید شاهد: من جزء نیروهای گروهان شهید بهشتی گردان مقداد بودم . آن شب مهدی که معاون گردان بود همراه گروهان ما حرکت می کرد .

دفتر خاطرات - شب 21 فروردین سال 1362

نوید شاهد: گرما گرم عملیات والفجر 1 به گمانم روز دوم یا سوم بود و داشتیم توی خط به اوضاع رسیدگی می کردیم . توپخانه سپاه چهارم ارتش بعث هم مثل ریگ روی سر بچه ها آتش می ریخت . رفته بودیم سمت بچه های گردان مقداد

دفتر خاطرات - شب سیزدهم آبان سال 1362

نوید شاهد: قرار بود گردانهای مقداد و عمار یاسر به شکل ستون کشی از منطقه صعب العبوری عبور کنند و به مناطق از پیش تعیین شده خودشان برسند ، هدایت این ستون با برادر عزیزمان مهدی خندان معاون تیپ یکم عمار بود.

دفتر خاطرات - قول می دهم کسی شما را نبیند

نوید شاهد: مرحله دوم عملیات والفجر چهار به عهده نیروهای تهران بود. ستون بچه ها برای عملیات حرکت کرد که شهید خندان سر ستون بود.

دفتر خاطرات - برخورد باعناصر ضد انقلابی

نوید شاهد: شنیدم یک روز اهل محل می گویند : نمی دانیم شبها چه کسی می آید توی حمام ، توی مسجد و توی کوچه های ده ،اعلامیه های ضد انقلابی می ریزد و مثل جن غیبش می زند . مهدی به محض این که این خبر را شنید..

دفتر خاطرات - اشتیاق شدید ترویج فرهنگ اسلامی

نوید شاهد: از فردای پیروزی انقلاب تمام زندگی مهدی خلاصه شده بود در کتاب و کتاب و کتاب. خیلی به کتابهای شهید مطهری علاقه داشت. مخصوصاً وقتی بعد از شهادت ایشان امام گفت که من تمام آثار او را تأیید می کنم. البته بیشتر از تمام کتابها به قرآن علاقه داشت.

دفتر خاطرات - ان شاء الله آنها که خواب هستند بیدار شوند

نوید شاهد: یکی از بازدید کنندگان در میان انبوه جمعیت شب گذشته، مادر شهید مهدی خندان بود او که حضور در شب آفتابی را برای خود سعادت می داند، گفت : «آنهایی که در زمان جنگ بودند و دیدند، باید دانسته های خود را به جوانان انتقال دهند.
27 سال گذشت

رحلت امام خمینی(ره) در آیینه خاطرات

نوید شاهد: اولین علائم دردهای قلبی، اوایل سال 1358 نمایان شد. مرد روزهای سخت تبعید و رهبر ثابت‌قدم مردم ایران، از یک سال پس از پیروزی انقلاب اسلامی با ناراحتی قلبی روبه‌رو شدند. تیم پزشکی، وظیفه مراقبت 10 ساله از امام خمینی(ره) را برعهده گرفتند که از جمله آنها می‌توان به دکتر حسن عارفی اشاره کرد. وی هر روز وضعیت جسمانی امام(ره) را بررسی می‌کرد و بعدها خلاصه گزارش‌های طول درمان و معالجات ایشان را در کتابی با عنوان «طبیب دل‌ها» گرد آورد. البته این مراقبت‌های پزشکی فقط منحصر به بیماری قلبی ایشان نمی‌شد.
خاطره ای از زیبا از شهید مجید بقایی

دفتر خاطرات - از خونش گذشت...

نوید شاهد: ايشان به منزل آمد امّا بر خلاف هميشه بي حال ورنگ پريده بود.همان روزي كه دربهبهان تظاهرات خونيني بپاشده بود وعده اي توسط مزدوران رژيم پهلوي مورد اصابت گلوله قرارگرفتند.حال وقيافه اش نگرانم كرد.

فقط مجید عملیات را به عهده گرفت

نوید شاهد: سال 57كسي جرأت نمي كرد علناً كاري انجام دهد وشهر شهيد پرور بهبهان منتظر حوادث جالبي بود. بچه هاي مذهبي از هرچيزي براي كنترل مجالس عزاداري و سخنراني و شتم غيره استفاده مي كردند وزمينه سازي مي كردن

ساده و بی تکلف بود

نوید شاهد: در آن روزها كه سردار فرمانده لشكر فجر بود طرحي داد كه لشكر سپاه و ارتش به اتفاق هم اما نه به صورت ادغام كار كنند. ازاينرو لشكرهاي فجر 77 خراسان در كنار همديگر به انجام وظيفه رزمي و دفاعي خود پرداختند.

می گفت عملیات فقط برای رضای خدا باشد

نوید شاهد: هنوز عمليات باشكوه طريق المقدس آغاز نشده بودكه ديدم دكتر مجيد بقايي در گوشه اي براي تني چند از برادران سخن مي گويد در آن زمان سن وسال زيادي نداشتم. كنجكاو شدم تا صحبتهاي او را بشنوم.

از لحاظ ورزش و نظم رقیب نداشت

نوید شاهد: يادم مي آيد يكبار در قرارگاه خاتم بعد از جلسات طولاني كه با برادران ارتش داشتيم ،به خواب رفتم. اواسط شب، ساعت حدود (5/2 الي3) احساس سرو صدايي كردم و برخاستم و ديدم كه قامت بلند مجيد با دستان بزرگ و پر توانش به سوي خداست واورا ذكر مي كند

بسیار منظم بود

نوید شاهد: هرگاه مهياي وضوگرفتن بود در مي يافتم كه وقت اذان است وچون نماز اول وقت را به جا مي آورد اغلب اوقات هنوز اذان صبح به پايان نرسيده بود نمازش را خوانده بود.

مجید شجاع بود

نوید شاهد: در زمان ستم شاهي وزمان اختناق ايشان (مجيد) فعاليت هايي مي كردندكه كمتركسي جرأت داشت انجام بدهد مثلاً حمله به بعضي محل ها وانتشارونشر بعضي اوراق مربوطه به امام و ردو بدل كردن نوارصوت امام (رض) و در زمان تظاهرات مردمي مجيد شور وحال بخصوصي داشت

مرد نیاز و نماز بود

نوید شاهد: يك روز همراه آقا مجيد از قرارگاه كربلا به سمت بهبهان در حركت بوديم.آن روزها (زمستان61) سردارشهيد بقايي فرماندهي قواي يكم كربلا رابه عهده داشت

استعداد و نبوغ بالایی در طراحی نظامی داشت

نوید شاهد: نشستيم وبعد از بحثها وچون وچراها نوشتيم كه از چهار محور به عراقيها حمله مي كنيم واز هرمحور 20نفر وهمه را از پادر مي آوريم و اسير مي كنيم. ديگر از ماچه مي خواهند؟ اين طرح مكتوب.

من فرزند شهيدم،روى پدرنديدم

نوید شاهد: خيلى دلش مى خواست كه تنها فرزندش را قبل از شهادت ببيند و براى ديدن و بوييدنش لحظه شمارى مى كرد.

ماجرای شرکت شهید ابراهیم هادی در ۱۷ شهریور ۵۷

نوید شاهد: صبح روز هفدهم، رفتم دنبال ابراهیم و با موتور رفتیم به جلسه مذهبی اطراف میدان ژاله ( شهدا )...
طراحی و تولید: ایران سامانه