خاطره شهید - صفحه 2

navideshahed.com

برچسب ها - خاطره شهید
خاطره‌ای از شهید «مسعود سالاری»
نوید شاهد استان هرمزگان به مناسبت سالگرد شهادت شهید «مسعود سالاری» خاطره‌ای از این شهید والامقام را منتشر کرد.
کد خبر: ۵۴۶۰۲۵   تاریخ انتشار : ۱۴۰۱/۱۰/۰۷

خاطره‌ای از شهید «سهراب سالارپورمحمدمرادی»
نوید شاهد استان هرمزگان به مناسبت سالگرد شهادت شهید «سهراب سالارپورمحمدمرادی» خاطره‌ای از این شهید والامقام را منتشر کرد.
کد خبر: ۵۴۵۶۳۹   تاریخ انتشار : ۱۴۰۱/۱۰/۰۱

خاطرات شهید:
در واحد مستقر شدیم، چند روزی آنجا بودیم، خیلی برایمان جالب بود، متوجه شدیم خیلی روی غلامرضا جوان حساب باز می‌کنند و یکی از مردان برتر تیم شناسایی است. در سخت‌ترین شرایط روی غلامرضا حساب باز کرده بودند. یادم می‌آید داخل هور بودیم که ... در ادامه متن خبر این خاطرات شیرین را بخوانید.
کد خبر: ۵۴۵۵۳۲   تاریخ انتشار : ۱۴۰۱/۰۹/۲۹

خاطره‌ای از شهید «زنده نوش ناظری»
نوید شاهد استان هرمزگان به مناسبت سالگرد شهادت شهید «زنده نوش ناظری» خاطره ای از این شهید والامقام را منتشر نمود.
کد خبر: ۵۴۵۱۸۰   تاریخ انتشار : ۱۴۰۱/۰۹/۲۴

قسمت دوم خاطرات شهید «محمدرضا باشی زرگرآبادی»
مادر شهید «محمدرضا باشی زرگرآبادی» نقل می‌کند: «بالای سر جنازه نشستم. خواستم گونه محمدرضا را ببوسم. چشمهایش را تا نیمه باز کرد و لبخندی زد که دندانهایش دیده شد. یکی از پاسدار‌ها می‌گفت: اولین مادر و شهیدی است که می‌بینیم این‌گونه با هم وداع می‌کنند.»
کد خبر: ۵۴۵۰۹۵   تاریخ انتشار : ۱۴۰۱/۰۹/۲۲

شهید دانشجوی استان هرمزگان
نوید شاهد استان هرمزگان خاطره ای از شهید دانشجو «محمد قاسمی قلعه قاضی» را منتشر نمود.
کد خبر: ۵۴۴۷۹۳   تاریخ انتشار : ۱۴۰۱/۰۹/۱۶

شهید دانشجوی استان هرمزگان
نوید شاهد استان هرمزگان خاطره ای از شهید دانشجو «احمد بلالی پور بندری» را منتشر نمود.
کد خبر: ۵۴۴۷۲۵   تاریخ انتشار : ۱۴۰۱/۰۹/۱۵

نوید شاهد استان هرمزگان خاطره ای از شهید دانشجو «محمد ایروش» را منتشر نمود.
کد خبر: ۵۴۴۷۱۰   تاریخ انتشار : ۱۴۰۱/۰۹/۱۵

خاطره‌ای از شهید «محمد چرد»
نوید شاهد استان هرمزگان به مناسبت سالگرد شهادت شهید «محمد چرد»، خاطره‌ای از این شهید والامقام را منتشر نمود.
کد خبر: ۵۴۴۶۹۷   تاریخ انتشار : ۱۴۰۱/۰۹/۱۵

نوید شاهد استان هرمزگان به مناسبت سالگرد شهادت شهید «عباس کریمی»، خاطره ای از این شهید والامقام را منتشر نمود.
کد خبر: ۵۴۴۶۶۳   تاریخ انتشار : ۱۴۰۱/۰۹/۱۴

مادر شهید «عزیزالله قصاب» نقل می‌کند: «همسرم گفت: سید جان! عزیزالله به خواب یکی از همسایه‌ها آمد و گفت لباسمو بدین به سید صادق. بالاخره ساک عزیزالله را پیدا کردیم و لباس‌هایش را یکجا بخشیدیم. او به خوابم آمد و گفت ...»
کد خبر: ۵۴۴۶۵۰   تاریخ انتشار : ۱۴۰۱/۰۹/۱۴

نوید شاهد استان هرمزگان به مناسبت سالگرد شهادت شهید «عابس رنجبر کلیبی» ، خاطره ای از این شهید والامقام را منتشر نمود.
کد خبر: ۵۴۴۵۹۶   تاریخ انتشار : ۱۴۰۱/۰۹/۱۳

قسمت نخست خاطرات دانش‌آموز شهید «سید حسین شجاعی»
خواهر شهید «سید حسین شجاعی» نقل می‌کند: «با تمام شدن صحبت‌های امام، سید حسین آماده رفتن شد. برادرم به شوخی گفت: مگه تو وزیری که باید اخبار و صحبت‌های رهبر و مسئولین رو گوش کنی؟ گفت: «هر کاری از دستمون برمی‌آد باید برای انقلاب انجام بدیم؛ از گوش دادن به خبر‌ها تا کشیک و نگهبانی دادن.»
کد خبر: ۵۴۲۶۸۴   تاریخ انتشار : ۱۴۰۱/۰۸/۱۰

«مواد خوراکی که  برای منزلمان تهیه می‌کرد سهم آن‌ها در نظر می‌گرفت و در فرصت مناسبی به این خانواده می‌بخشید...» بخشی از خاطرات شهید «مناسب فام» از زبان همسر این شهید بزرگوار است که تقدیم حضورتان می‌شود.
کد خبر: ۵۴۲۰۱۷   تاریخ انتشار : ۱۴۰۱/۰۷/۲۶

خاطره ای درباره یک شهید
شهید «کرم کره بندی» چنر کبوتر داشت که به آنها علاقه زیادی نشان میداد. وقتی به جبهه رفت کبوترها را به ما سپرد تا از آنها مراقبت کنیم. سه روز قبل از شهادتش تمام کبوتر‌‌‌ها پرواز کردند و ما اثری از آنها ندیدیم. آن روز خبر شهادت کرم را به ما دادند. در ادامه خبر خاطرات زیبا از این شهید عزیز به نقل از خانواده اش بخوانید .
کد خبر: ۵۴۱۷۱۹   تاریخ انتشار : ۱۴۰۱/۰۷/۲۰

سیری در کلام شهیداسمی:
شهید «ابراهیم اسمی» از شهدای مدافع حرم است. مادرش از او روایت می‌کند: «من اصلاً راضی نمی‌شدم که ابراهیم به سوریه برود هر کاری می‌کرد که من را راضی کند. آخر تلاشش جواب داد و من با یک شرط رضایت دادم . به او گفتم: ابراهیم برایت یک شرط دارم! به شرطی اجازه می دهم که یک روز در میان از آنجا به من زنگ بزنی؟حتی قبل از کما با بی حالی و نفس های آخرش با من صحبت کرد. تا آخرین لحظه به قولش عمل کرد.»
کد خبر: ۵۴۰۳۶۴   تاریخ انتشار : ۱۴۰۱/۰۶/۲۳

غیرت و شجاعت شهید سرخی؛
همرزم شهید «محمدعلی سرخی» در ذکر خاطره‌ای از رشادت های وی می گوید: در حین حمله دشمن بعثی کمک تیرانداز او به شهادت می‌رسد و خودش زخمی می‌شود، برای اینکه مبادا تیربار مورد استفاده دشمن قرار گیرد، با شجاعت تمام و بدنی مجروح قطعات اصلی تیربار از جمله قطعه تپانچه ای شکل را همراهش به خاکریز دوم رساند.
کد خبر: ۵۴۰۲۰۱   تاریخ انتشار : ۱۴۰۱/۰۶/۱۴

پدر شهید «محمدرضا هراتیان» نقل می‌کند: «گفت: دارم می‌رم جبهه! بابا! کمک‌های پشت جبهه یادتون نره! مسجد‌ها رو خالی نکنین! اونا سنگر‌های پشت جبهه هستن!»
کد خبر: ۵۴۰۰۶۲   تاریخ انتشار : ۱۴۰۱/۰۶/۱۲

برشی از کتاب روایت عشق؛
همرزم شهید «بسطامی» می گوید: پس از چند روز، چنان با وی انس گرفتم و به دام مهرش افتادم که حاضر نبودم حضور در کنارش را با تمام دینا معاوضه کنم. از نگاهش پیدا بود که شهادت در انتظار اوست و برایش لحظه شماری می کند، او قبل از شهادت شبیه شهیدان شده بود و این را من ماه ها قبل از عروج او حس می کردم.
کد خبر: ۵۳۵۲۶۴   تاریخ انتشار : ۱۴۰۱/۰۳/۰۶

دختر شهید «حسین آستروتین» از مجروحیت پدرش اینگونه روایت می‌کند:۵ ساله بودم که پدرم به جبهه رفت، در خواب دیدم که ترکش به پای پدرم خورده، زمان خوابم با تعبیر آن فاصله‌ای نداشت ... ادامه این خاطره غم انگیز را از زبان دختر شهید در متن خبر بشنوید.
کد خبر: ۵۳۴۶۲۰   تاریخ انتشار : ۱۴۰۱/۰۲/۲۷