پدر شهید - صفحه 5

آخرین اخبار:
پدر شهید

پدر شهید نیلفروشان: عباس همه عمر خود را صرف دفاع از مظلومان کرد

پدر شهید سردار نیلفروشان گفت: عباس اعتقاد زیادی به ولایت، امام و رهبری داشت و همه عمر خود را در میدان جنگ برای دفاع از مظلومان سپری کرد.
خاطره‌‌ای از شهید «ولی شهبازی سرگزی»

شهیدی که برای رفتن به جبهه مصمم بود

پدر شهید تعریف می‌کند: آن زمان آنقدر شوق به جبهه رفتن در جوانان زیاد بود که پسر من نیز از آن مستثنی نبود اما من به دلیل سن کمی که داشت مانع رفتنش می‌شدم که او شکایت مرا نزد امام جمعه شهر بُرد تا شاید...
خاطره‌‌ای از شهید «اسماعیل فرخی‌نژاد»

در حالی که ذکر یا اباالفضل(ع) بر لب داشت به شهادت رسید

پدر شهید تعریف می‌کند: سرانجام آن ترکشی که ماموریت داشت او را به معبود و معشوقش برساند از راه رسید و اسماعیل در حالی که ذکر مبارک یا اباالفضل(ع) بر لب داشت از فرش به عرش پر کشید و...
خاطره‌‌ای از شهید «منصور آتش‌فراز»

پدر مانند کوه محکم و استوار باش

پدر شهید تعریف می‌کند: به شهید گفتم سه تا پسر دارم که دو نفرشان به جبهه رفته‌اند و اگر تو هم بروی من تنها می‌شوم. شهید گفت؛ بابا این کوه را می‌بینی؟ مانند این کوه محکم و استوار باش.
خاطره‌‌ای از شهید «موسی اجدادزاده»

خاک کربلا، هدیه‌ای به پدر

پدر شهید تعریف می‌کند: «موسی مقداری از خاک کربلا را برایم آورده بود و آخرین حرفش این بود که دعا کنید در همین خاک شهید شوم...»
خاطره‌‌ای از شهید «اسماعیل فرخی‌نژاد»

رزمنده هنرمند

پدر شهید تعریف می‌کند: «هم قاری بود و هم مداح، صدای بسیار زیبایی داشت، بسیار زودرنج و دارای روحیه‌ای لطیف بود. زمان دبیرستان داور ثابت مسابقات قرآن بود اما در مسابقات شرکت نمی‌کرد، به همین خاطر...»

روایت پدر شهیدی از خبر تلخ مفقود شدن پسرش

پدر شهید «هوشنگ گچی برازجانی» روایتی غم انگیز از انتظار ۴۰ روز خبر مفقود شدن پسرش می‌گوید. در ادامه خبر مصاحبه این پدر شهید عزیز را ببنید.

اسلام بالاتر از پسر است

پدر شهید «سیف الله سبک رو» می‌گوید: آخرین باری که می‌خواست برود به او گفتم: پسرم! می‌خواهم امروز کاری کنم که محلی‌ها بگویند اسلام بالاتر از پسر است.

پدر شهید والامقام «ناصر خطی دیزآبادی» به فرزند شهیدش پیوست

«حاج ولی خطی دیزآبادی» پدر صبور شهید والامقام «ناصر خطی دیزآبادی» به فرزند شهیدش پیوست.
خاطرات شفاهی والدین شهدا

دفاع از وطن وظیفه همه ماست

پدر شهید «افروتن شمسایی» می‌گوید: به شهید گفتم الان زود است که بخواهی به سربازی بروی ولی او گفت؛ «می‌خواهم به صورت داوطلب بروم و اگر شهید شوم برای شما یک سعادت است»، تو توپخانه خدمت می‌کرد و بعدها بی‌سیم‌چی شد. اینطور نیست که ما راحت باشیم و بگوییم بقیه هستن که از کشور دفاع کنند، دفاع از وطن وظیفه همه ماست.

پدر شهید والامقام «اکبر آقاجانی» به فرزند شهیدش پیوست

«حاج سلیمان آقاجانی» پدر صبور شهید والامقام «اکبر آقاجانی» به فرزند شهیدش پیوست.

پسرم تشنه شهادت بود و به آرزویش رسید

ستوان سوم شهید «پیرولی علیزاده» که زمان دفاع مقدس سال‌ها همراه پدر و برادرش در جبهه حضور داشت و همیشه آرزوی شهادت می‌کرد، بعد از جنگ در باغ شهادت به رویش گشوده شد. در سالگرد شهادت فیلم مصاحبه با پدر این شهید گرانقدر منتشر می‌شود.
خاطره‌‌ای از شهید «عبدالرحمن بستکی‌زاده»

فرزندم امانت خدا بود

پدر شهید تعریف می‌کند: «وقتی به خانه رسیدیم ماجرای پسرم را بهم گفتند. دیگه نفهمیدم چی شد تا اینکه خودمو توی بیمارستان دیدم که بستری شده بودم. فرزندم امانت خدا بود...»
خاطره‌‌ای از شهید «ذوالفعلی جمشیدی شاهرودی»

چشم انتظار!

پدر شهید تعریف می‌کند: «او با رفتنش مرا چشم انتظار خود گذاشت و این رفتن یک رفتن بی‌بازگشت بود و حالا سال‌هاست که منتظر آمدن و شنیدن دوباره صدایش هستم...» در ادامه روایتی خواندنی از پدر این شهید که چشم به راه فرزندش هست را بخوانید.

استاندار خراسان شمالی درگذشت پدر شهیدان «خیر دستجردی» را تسلیت گفت

محمدرضا حسین نژاد استاندار خراسان شمالی در پیامی ضایعه درگذشت پدر شهیدان "حمیدرضا و احمدرضا خیر دستجردی" را تسلیت گفت.
خاطره‌‌ای از شهید «ناصر حیدری»

چشم انتظارم که یک روزی برگردد

پدر شهید تعریف می‌کند: «با همه خوب و مهربان بود و این شهات پاداشی بود که خداوند به او عطا کرد. تا به الان هنوز پیکرش پیدا نشده است و من چشم انتظارم که یک روزی برگردد...»

رضایت‌نامه‌اش را به عنوان نامه جبهه گرفت

پدر شهید «شیروان بزرگی پریجا» می‌گوید: رضایت نامه اش را به عنوان این که نامه‌ای از مدرسه است از من امضا گرفت و از این طریق به جبهه رفت.
خاطرات شفاهی والدین شهدا

دخترم، پدرش را ندید

همسر شهید «نصراله مرواری» بیان می‌کند: دخترم 8 ماهه بود که همسرم برای ما نامه نوشت که عملیات است و من نمیتوانم به مرخصی بیاییم. دخترم پدرش را ندیده بود، همسرم از من خواست که عکس دخترم را برایش ارسال کنم، همان شب که عکس دخترم به دستش رسیده بود، او هم به شهادت رسید.
خاطره‌‌ای از شهید «فرید کارگزار»

آرزو داشت خلبان هواپیمای جنگی شود

پدر شهید تعریف می‌کند: فرید عشق و علاقه زیادی به پرواز داشت و بزرگ‌ترین آرزویش این بود که خلبان جنگی شود. می‌گفت: «اگر خلبان جنگی شوم، تمام بعثی‌های عراقی را می‌کشم که اینقدر روی سر مردم بمب نریزند...»
خاطره‌‌ای از شهید «سید فخرالدین قتالی»

برای دیدنش لحظه شماری می‌کردم

پدر شهید تعریف می‌کند: «داخل فرودگاه دبی برای دیدن خانواده‌ام لحظه شماری می‌کردم، به خصوص برای دیدن فخرالدین عزیزم، چون خیلی کوچک بود و نیاز به مراقبت بیشتری داشت و خودم دبی بودم و کنارشان حضور نداشتم...»
طراحی و تولید: ایران سامانه