پدر شهید - صفحه 5

navideshahed.com

برچسب ها - پدر شهید
خاطره‌‌ای از شهید «حسن سالاری‌نژاد»
پدر شهید تعریف می‌کند: "هر وقت می‌خواستم به بندرعباس بروم او هم همراهم می‌آمد، به شهید گفتم: «چرا همراهم به بندرعباس میای؟» او گفت: «می‌آیم تا در راه دین شهید شوم»..."
کد خبر: ۵۶۹۱۵۹   تاریخ انتشار : ۱۴۰۳/۰۳/۰۶

خاطره‌‌ای از شهید «خلیل تختی‌نژاد»
پدر شهید تعریف می‌کند: در روزهای اول به خاطر سوختگی کامل پیکر، هویت خلیل تایید نشده بود. بعد از انجام آزمایش‌های پزشکی از ما پرسیدند: «خلیل دندان آسیاب سمت چپش را کشیده؟» خیلی تعجب کردم چون...
کد خبر: ۵۶۸۳۹۷   تاریخ انتشار : ۱۴۰۳/۰۲/۲۹

خاطره‌‌ای از شهید «رقیه بی‌نیاز»
پدر شهید تعریف می‌کند: «من و مادرش خیلی دوست داشتیم به دنیا آمدن فرزندش را ببینیم که متاسفانه این اتفاق باعث شد نتوانیم بچه‌دار شدن دخترمان را ببینیم و...»
کد خبر: ۵۶۷۶۱۶   تاریخ انتشار : ۱۴۰۳/۰۲/۱۷

خاطره‌‌ای از شهید «اسکندر جعفری»
برادر شهید تعریف می‌کند: «اسکندر با دوستش مشغول بازی بود که نزد ما آمد و گفت "گرسنه‌ام است"، مادرم گفت "هیچ چیزی برای خوردن نداریم، الان برایت آب آنار آماده می‌کنم تا بخوری"، اسکندر با اینکه خیلی خسته بود هیچ اعتراضی نکرد و نان را در آب انار ریخت و خورد.»
کد خبر: ۵۶۷۴۹۷   تاریخ انتشار : ۱۴۰۳/۰۲/۲۲

خاطره‌‌ای از شهید «علی‌اصغر جعفری لاری»
پدر شهید تعریف می‌کند: «شهید علاقه خیلی زیادی به تربیت اهل خانه و فامیل نسبت به فرایض دینی مخصوصاً یادگیری قرآن کریم داشت. حتی یکی از اتاق‌های منزلش را به برگزاری جلسات قرآنی اختصاص داده بود.»
کد خبر: ۵۶۷۴۹۱   تاریخ انتشار : ۱۴۰۳/۰۲/۱۶

خاطره‌‌ای از شهید «حسن زارعی»
پدر شهید تعریف می‌کند: همیشه آرزو داشت به جبهه برود، می‌گفت «دوست دارم شهید شوم، برایم دعا کنید چون دعای شما زودتر مستجاب می‌شود، دعا کنید شهید شوم ولی اسیر نشوم.»
کد خبر: ۵۶۶۹۰۲   تاریخ انتشار : ۱۴۰۳/۰۲/۰۴

خاطرات شفاهی والدین شهدا
پدر شهید «نصرالله حسن نژاد» می‌گوید: جنازه اش را آوردن تو سردخانه بیمارستان امام گذاشتند، گفتند پدر و مادر شهید هردو بیان رفتیم داخل سردخانه شهید که دیدم گفتم این نصرالله نیست این بچه ما نیست جسد را اشتباه آوردین. گفتم خب پسرم یه نشانه‌ای داشت روی شانه اش برش گردانید به سمت راست بیارینش من دوش شهید را ببینم دیدم درست روی دوشش خال دارد.
کد خبر: ۵۶۶۷۴۹   تاریخ انتشار : ۱۴۰۳/۰۱/۳۱

پدر شهید «غلامرضا پارسی» دار فانی را وداع گفت.
کد خبر: ۵۶۶۴۲۲   تاریخ انتشار : ۱۴۰۳/۰۱/۲۲

خاطره‌‌ای درباره شهید «حسین ذاکری باغگلانی»
پدر شهید تعریف می‌کند: «وقتی که پشت تیربار می‌رفت امان از دشمن می‌گرفت و خاکریز دشمن را با گلوله‌های سربی به خاک و خون می‌کشید. دشمن پنداشته بود که چگونه می‌تواند این تیربارچی را از پای در آورد که...»
کد خبر: ۵۶۶۳۶۶   تاریخ انتشار : ۱۴۰۳/۰۱/۲۱

پدر شهید قرآنی در گفت‌وگو با نوید شاهد:
«درویش‌علی نانکلی» پدر شهید قرآنی «حسین نانکلی» در گفت‌وگو با نوید شاهد بیان می‌کند: «اول ماه شعبان برگشت و تا آخر ماه به مدت سی روز، روزه گرفت زیرا در لبنان روزه نگرفته بود. هنوز صدای تلاوت قرآنش در گوشم است و گاهی مخصوصا در ماه مبارک رمضان در خانه می‌پیچد.»
کد خبر: ۵۶۶۲۴۴   تاریخ انتشار : ۱۴۰۳/۰۱/۱۹

«حاج محمد فضلعلی» پدر شهید «حامد فضلعلی» به فرزند شهیدش پیوست.
کد خبر: ۵۶۶۰۰۳   تاریخ انتشار : ۱۴۰۳/۰۱/۱۴

«حاج شعبانعلی بخشی» پدر گرانقدر شهید «سعید بخشی کیادهی» به فرزند شهیدش پیوست.
کد خبر: ۵۶۵۶۹۷   تاریخ انتشار : ۱۴۰۳/۰۱/۰۵

کربلایی حاج مصطفی شهبازی پدر شهید تفحص «علیرضا شهبازی» به فرزند شهیدش پیوست.
کد خبر: ۵۶۵۶۸۹   تاریخ انتشار : ۱۴۰۳/۰۱/۰۵

پدر شهید «امید پرکار سرخرودی» می‌گوید: به او گفتم اگر نمی‌توانی در عملیات خوب شرکت کنی شرکت نکن و جای خود را به کس دیگر بده تا او بجنگد، جای دیگران را اشغال نکن و اگر عملیات رفتی با روحیه باش و خوب بجنگ و سرت را برای خدا هدیه بده و برو به سمت دشمن.
کد خبر: ۵۶۵۵۲۳   تاریخ انتشار : ۱۴۰۲/۱۲/۲۷

پدر شهید «سبحان جعفری جویباری» می‌گوید: در انجام واجبات و مستحبات پایبند بود. مرتب در نماز جمعه و جماعت حضور داشت. انس و علاقه شدیدی به قرائت قرآن داشت. دائماً قرآن تلاوت می‌کرد.
کد خبر: ۵۶۵۵۱۷   تاریخ انتشار : ۱۴۰۲/۱۲/۲۷

شهید «اله یار بکران چرخ» از شهدای رومینی است که اسفندماه ۱۳۶۹ در منطقه عین خوش در حال چرای گله بر اثر بر خورد با مین به جای مانده از جنگ تحمیلی به درجه رفیع شهادت نایل آمد و فرزندش «نامدار» هم بعد از ۱۱ سال در همان منطقه بر اثر برخورد با مین به شهادت رسید.
کد خبر: ۵۶۵۳۸۳   تاریخ انتشار : ۱۴۰۲/۱۲/۲۴

خاطره‌‌ای از شهید «محمد شاکری فاریاب»
پدر شهید تعریف می‌کند: یکی از پسرهایم گفت «پس باید قرعه بزنیم تا ببینیم این دفعه نوبت برای چه کسی می‌افتد که به جبهه برود»
کد خبر: ۵۶۵۳۷۱   تاریخ انتشار : ۱۴۰۳/۰۱/۱۱

پدر شهید «عبدالرضا جباری» می‌گوید: خیلی بچه‌ی با محبتی بود و به همه‌ی اعضای خانواده علاقه‌مند بود. به خانواده کمک می‌کرد. اصلاً اهل دعوا نبود و خواهر و برادر‌ها اگر چیزی به او می‌گفتند آرام و مظلوم بود، بچه بود، اما رفتاری بزرگانه داشت.
کد خبر: ۵۶۵۳۲۷   تاریخ انتشار : ۱۴۰۲/۱۲/۲۳

«سید جلال جولانی» پدر شهید «سید اسماعیل جولانی» دعوت حق را لبیک گفت و به فرزند شهیدش پیوست.
کد خبر: ۵۶۴۴۹۲   تاریخ انتشار : ۱۴۰۲/۱۲/۰۸

پدر شهید «علی ابوالفضلی» تعریف می‌کند: گفت می‌خواهم جبهه بروم من گفتم: من می‌خواهم برایت مغازه بخرم در آن باش. گفت: «نه! ناموسم در خطر است.» راجع به ائمه گفت، از امام حسین (ع) گفت، گفتم تو از ائمه اطهار نگو، این‌ها یک نور خدایی هستند.
کد خبر: ۵۶۴۴۲۲   تاریخ انتشار : ۱۴۰۲/۱۲/۰۵