تاریخ شفاهی - صفحه 7

آخرین اخبار:
تاریخ شفاهی

پیام تبریک مدیرکل بنیادشهید لرستان به مناسبت عید سعید قربان

مدیرکل بنیادشهید و امور ایثارگران استان لرستان به مناسبت عید سعید قربان پیام تبریکی صادر کرد.
مدیرکل بنیاد شهید و امور ایثارگران لرستان:

تاریخ شفاهی والدین شهدای دانشجوی معلم ضبط شده است

مدیرکل بنیاد شهید لرستان گفت: بنیاد شهید و بنیاد حفظ آثار و نشر ارزشهای دفاع مقدس لرستان، تاریخ شفاهی شهدای کل استان را ثبت و ضبط کرده است اما تاریخ شفاهی والدین شهدای دانشجوی معلم لرستان به همت خود دانشجویان معلمان دانشگاه فرهنگیان ضبط شده است.
گفتگو با جانباز و آزاده کرمانشاهی«حسین مراد امانی دهلقی»

دیدن فرزندم اسارت را از یادم برد

«حسین مراد امانی دهلقی» می گوید: عملیات آغاز و 19 نفر برای شناسایی رفتیم. چون شب شده بود و جایی را نمی‌دیدیم به کمین عراقی‌ها برخوردیم و هر 19 نفر به اسارت بعثی‌ها درآمدیم. زمانی که اسیر شدم فرزندم به دنیا نیامده بود وقتی آزاد شدم و خانواده به استقبالمان آمدند فرزندم را نمی شناختم تا اینکه به من گفتند پسرت به دنیا آمده. آن لحظه از دیدن فرزندم خوشحال شدم و اسارت را فراموش کردم.
گفتگوی تصویری با جانباز کرمانشاهی «سوسن فتحی»

اصابت بمب خوشه‌ای دست و پاهایم را از من گرفت

«سوسن فتحی» می گوید: زمستان سال 1367 بود تقریبا آخرین حملات هوایی دشمن به شرکت نفت بود. در همین سال بمب خوشه ای به منزل ما اصابت کرد. من را به بیمارستان بردند، به هوش که آمدم متوجه شدم دست راستم و سه انگشت دست چپ، کف پای راست و پای چپم را از دست دادم.
گفتگوی تصویری با جانباز کرمانشاهی «احمد جهانداری»

صدای بعثی‌ها را می‌شنیدم

«احمد جهانداری» می‌گوید: من خط اول بودم یک خط دیگر در مرز جلوتر از ما بود که رفتم سرکشی کنم یک مرتبه سر و صدای بعثی‌ها را شنیدم در همین حین آنها یک خمپاره انداختند دراز کشید که نزدی سرم زمین خورد. کل محوطه گرد و خاک شد دوستانم فکر کردند شهید شدم بیهوش شدم وقتی چشم باز کرد بیمارستان بودم.

اولین نشست هم اندیشی کارشناسان طرح اسناد افتخار و تاریخ شفاهی برگزار شد

اولین نشست هم اندیشی کارشناسان طرح اسناد افتخار و تاریخ شفاهی با حضور مدیرکل و معاون فرهنگی و آموزشی بنیاد شهید و امور ایثارگران استان مرکزی و پیشکسوتان دفاع مقدس، مدیریت و کارشناسان بنیاد حفظ آثار و نشر ارزش‌های دفاع مقدس و سپاه روح الله برگزار شد.
تاریخ شفاهی والدین شهدا

پسرم عاشق ائمه (ع) بود

مادر شهید «محمدصادق پیریایی» می‌گوید: پسرم عاشق ائمه بود و می گفت؛ از تمام دنیا، ائمه برای من کافی هستند.
گفتگوی تصویری با جانباز کرمانشاهی «هما طرسوست»

پناهگاهی پیدا نشد پناه بگیرم

«هما طرسوست» می‌گوید: در خیابان جلالیه در حال رفت و آمد بودم که هواپیماهای دشمن شهر کرمانشاه را بمباران کردند. به دنبال پناهگاه بودم که چیز محکمی به کمرم اصابت کرد، چشم که باز کردم دیدم روی تخت بیمارستان هستم.
گفتگوی تصویری با مادر شهید «عبدالمجید شعیری»

بغض جاماندن از شهادت در چهره فرزندم را فراموش نمی‌کنم

عضو بسیج دانش آموزی بود به پدرش التماس می کرد اجازه بدهد که در جنگ شرکت کند همسرم مخالف بود و می گفت: بگذار بزرگتر که شدی برو که حداقل بتوانی آنجا کاری انجام بدهی. هیچوقت این لحظه را فراموش نمی‌کنم وقتی قطعنامه 598 را شنید با بغض به پدرش گفت: تو به من گفتی وقت هست جنگ هم تمام شد و اجازه ندادی.
گفتگوی تصویری با خواهر شهید «الماس رازیانی»

پیکرش را زودتر از شهادتش دیدم

«خاور رازیانی» می گوید: شهادت افتخار من است، ما نباید به دشمن اجازه بدهیم به خاک ما وارد شود تا اینکه لباس مقدس سربازی را به تن کرد و سه ماه آموزشی را تهران رفت. سه روز مرخصی داشت به منزل من آمد وقتی می‌خواست برگردد، دم خانه که او را رد می‌کردم یک لحظه پیکرش از نظرم رد شد، همانجا بود که با دلهره زیاد گفتم الماس دیگر برنمی‌گردد.
خاطرات شفاهی جانبازان؛

صمیمیت و انسانیت جانباز دفاع مقدس

در گفتگویی معنوی و دلنشین جانباز «محمدرضا حسن‌زاده»، با انسانیت و محبت فراوان خود، برای همه دعا می‌کند.
گفتگوی تصویری با جانباز کرمانشاهی «فریبرز فیض الهی»

منافقین در حمله مرصاد جنگ روانی به راه انداخته بودند

جانباز کرمانشاهی«فریبرز فیض الهی»، می گوید: من چون بچه منطقه اسلام آباد بودم برای شناسایی با نیروهای سپاهی همراه شدم. به منطقه شیان که رسیدیم یک جیب پارک شده بود و منافقین پیکر شهدای عزیزمان را کنار آن گذاشته بودند که روحیه مردم را تضعیف کنند، هیچوقت این لحظه را از یاد نمی برم.
گفتگوی تصویری با پدر شهید ارتشی «مصطفی ناصری»

نجات انبار مهمات از جانش مهمتر بود

«یار مراد ناصری» می گوید: مصطفی از سال 1388 لباس مقدس ارتش جمهوری اسلامی را به تن کرد. مسئول توپخانه آتش بار یک پادگان ابوذر بود که حین خدمت برای خسارت وارد نشدن به اموال دولت در انبار مهمات در یک آتش سوزی به شهادت رسید.
تاریخ شفاهی والدین شهدا؛

پسرم دست بوس من و پدرش بود

مادر شهید «محمدابراهیم امیدی» می گوید: ابراهیم خیلی خوشرو بود. با اینکه نامزد داشت اما مدام به جبهه می رفت، هر زمان از بیرون می‌آمد دست من و پدرش را می‌بوسید و می‌گفت: شما کار نکنید، تا من را دارید غم نداشته باشید.
تاریخ شفاهی همسران شهدا

شما از حضرت زینب «س» که بهتر نیستی

همسر شهید «علی کوشکی» می گوید: موقعی به جبهه میرفت، به او میگفتم این بچه ها کوچیک هستند، اگر شهید شوی، کسی نیست به آنها رسیدگی کند. در جوابم گفت: تو از حضرت زینب (س) بهتری!؟...تازه ایشان را به اسارت بردند اما کسی با شما کاری ندارد.
تاریخ شفاهی همسران شهدا؛

دنیا ارزشی ندارد، بهتر است مردم از تو تعریف کنند

همسر شهید «عبداله نوریان» می گوید: همسایه‌ای داشتیم که مستمند بود و آب لوله کشی نداشت. عبدالله از آب لوله خودمان یک انشعاب برایشان زده بود. الان همه همسایه‌ها از او تعریف می کنند. عبداله می‌گفت این دنیا ارزشی ندارد باید مردم از تو راضی باشند.
تاریخ شفاهی والدین شهدا؛

پسرم دستمزد کارش را به فقرا می‌داد

مادر شهید «غلامحسین اسدی» می گوید: غلام‌حسین برای اینکه بتواند به آن فامیلمان که محتاج بود کمک کند، از پدرش خواست که در کارهایش به او کمک کند و در مقابل پدرش به او دستمزد بدهد و پدرش نیز پذیرفت. غلام‌حسین پولی را که پدرش به‌عنوان دستمزد کار کردنش به او پرداخت می‌کرد را به آن فامیل می‌داد. در ادامه بخشی از مصاحبه مادر شهید را می‌بینید:
خاطرات شفاهی والدین شهدا؛

پسرم را فدای امام حسین (ع) کردم

مادر شهید «عزیزعلی محمدی» در بیان خاطرات فرزندش می‌گوید: پسرم خیلی احترام من و پدرش را داشت. بعد از شهادتش، اقوام نگذاشتند من پیکر پسرم را ببینم و مدام در مراسم تشییع او می‌گفتم «من فرزندم را فدای امام حسین (ع) کردم.»
تاریخ شفاهی والدین شهدا؛

من از پسرم راضی هستم

پدر شهید «خسرو کاکاوند» می گوید: پسر من به هیچ کس ظلم نمی کرد، بدی از او ندیدم و از پسرم راضی هستم. از خدا می خواهم دستش را از دست حضرت فاطمه «س» جدا نکند.
گفتگوی تصویری با مادر شهید «امین رضایی»

فرزندم را فدای امام حسین (ع) کردم

«وجیهه کرمی مال امیری» می گوید: مسجد می رفت خیلی دوست اش داشتم بعد از اینکه به شهادت رسید خیلی ناراحت بودم که یک شب در خواب به من گفت: جای من خوب است ناراحت من نباش، او را فدای امام حسین (ع) کردم.
طراحی و تولید: ایران سامانه