آخرین اخبار:
کد خبر : ۶۳۰۹۸۶
۱۲:۲۰

۱۴۰۵/۰۶/۳۰
خاطره‌‌ای از شهید «اسحاق بیلفت»

گفت می‌روم و دیگر برنمی‌گردم؛ آخرین حرف‌های شهید پیش از رفتن

برادر شهید تعریف می‌کند: آخرین باری که به مرخصی آمد، برای شرکت در مراسم تشییع یکی از دوستانش بود؛ دوستی که او هم سرباز بود و در یک حادثه تصادف جانش را از دست داده بود. برای همین به خانه آمد و حدود ۲۰ روز پیش ما ماند. در این مدت، حرف‌هایی می‌زد که آن زمان شاید معنایش را نمی‌فهمیدیم. به فامیل و دوستان گفته بود که می‌رود و دیگر برنمی‌گردد.


به گزارش نوید شاهد هرمزگان، شهید «اسحاق بیلفت» یکم فروردین ۱۳۴۹، در روستای مغ‌سیاه از توابع شهرستان جاسک به دنیا آمد. پدرش سبیلک، راننده جهاد سازندگی بود و مادرش کیدک خانم نام داشت. تا پایان دوره ابتدایی درس خواند. به عنوان سرباز نیروی انتظامی خدمت می‌کرد. بیست و هشتم شهریور ۱۳۷۰، در روستای شهرودِ بم هنگام درگیری با اشرار بر اثر اصابت گلوله به پهلو، چشم و کتف، شهید شد. مزار او در روستای نَصَری تابعه شهرستان زادگاهش واقع است.

گفت می‌روم و دیگر برنمی‌گردم؛ آخرین حرف‌های شهید پیش از رفتن

آخرین مرخصی؛ ۲۰ روزی که به خاطره‌ای ماندگار تبدیل شد

یک روز برای صیادی به دریا رفته بودیم؛ من، برادرم و یکی از دوستانش. تور را انداختیم، اما ناگهان قایق‌مان خراب شد و وسط دریا ماندیم. خیلی نگران و مضطرب شده بودیم و نمی‌دانستیم چه کار کنیم. در آن لحظات سخت، شهید مدام ما را دلداری می‌داد و سعی می‌کرد نگرانی‌مان را کم کند. چند ساعت گذشت تا اینکه یک کشتی که از نزدیکی ما عبور می‌کرد، متوجه‌مان شد و به کمک‌مان آمد و نجات پیدا کردیم.

آخرین باری که به مرخصی آمد، برای شرکت در مراسم تشییع یکی از دوستانش بود؛ دوستی که او هم سرباز بود و در یک حادثه تصادف جانش را از دست داده بود. برای همین به خانه آمد و حدود ۲۰ روز پیش ما ماند. در این مدت، حرف‌هایی می‌زد که آن زمان شاید معنایش را نمی‌فهمیدیم. به فامیل و دوستان گفته بود که می‌رود و دیگر برنمی‌گردد.

موقع رفتن با همه خداحافظی کرد. من هم او را تا جاده رساندم. چند روز بعد با او تماس گرفتم، اما هیچ حرفی از درگیری و عملیات نزد و چیزی نگفت که نگران شویم.

تا اینکه روز شنبه با مخابرات تماس گرفت و گفت قرار است به عملیات برود و شاید دیگر برنگردد.

بعد از آن، منتظرش بودیم؛ تا اینکه یکی از همشهریانمان که سرباز بود، خبر شهادتش را برایمان آورد.

(به نقل از برادر شهید، حسین بیلفت)

انتهای متن/


گزارش خطا

ارسال نظر
تازه‌ها
طراحی و تولید: ایران سامانه