از بیقراری برای جبهه تا اسارت دو سرباز عراقی؛ روایت شجاعت شهید «محمدعلی دوستی»
به گزارش نوید شاهد ایلام؛ شهید «محمد علی دوستی» فرزند نمامعلی دومین روز از مرداد سال ۱۳۴۰ در روستای ورمیان از توابع شهرستان سیروان دیده به جهان گشود. وی از همان ابتدای نوجوانی در انجام کارهای کشاورزی به کمک و یاری پدر شتافت و برای کمک به امرار معاش خانواده کار میکرد. با شروع جنگ تحمیلی بنا به احساس تکلیف شرعی و لبیک به ندای رهبر کبیر انقلاب اسلامی به مقابله با متجاوزان بعثی، به عنوان سرباز نیروی زمینی ارتش به جبهههای حق علیه باطل شتافت و در لشکر ٧٧ پیروز خراسان مشغول بخدمت شد. سرانجام بیست و هشتم شهریور ۱۳۶۰ در عملیات شکست حصر آبادان بر اثر اصابت تیر مستقیم دسمن به ناحیه سر و گردن به فیض شهادت رسید. مزار این شهید گرانقدر در جوار امامزاده علی صالح (ع) قرار دارد.

خاطرهای از شجاعت شهید...
همرزم شهید دوستی از شجاعت شهید چنین نقل میکند:
از خاطرات این شهید گرانقدر که همواره در ذهن اعضای خانواده اش ماندگار مانده این است که در یکی از مرخصیها که مدتش ۱۳ روز بود، هنوز ۵ روز از مرخصی اش نگذشته بود که این شهید برای همرزمان و جبهههای جنگ بیقرار شد و با توجه به اصرار خانواده مبنی بر ماندن بیشتر در کنار آنها نتوانستند او را راضی کنند و او هر طور بود خود را به جبهه رساند.
همزمان با بازگشت به جبهه چندین بار زخمی شد و در بیمارستان اهواز بستری شد با توجه اینکه وی نیاز به استراحت داشت و به وی مرخصی میدادند که در خانه بماند، اما او قبول نمیکرد و میگفت جبهه به من و امثال نیاز دارد، شجاعت و شهامت این شهید گرانقدر بی نظیر بود.
طوری که در خط مقدم وقتی که فرمانده میخواست شجاعت نیروهایش را بسنجد از یکی از بسیجیها داوطلبانه درخواست کرد که به سنگر عراقیها برود و حداقل یک عراقی را اسیر کند.
در همین لحظه شهید دوستی اعلام آمادگی میکند و با رفتن به سنگر عراقیها و به اسارت گرفتن دو سرباز عراقی بر میگردد و شجاعت خویش را به نمایش میگذارد و فرمانده با دیدن این صحنه برای وی درخواست تشویقی میکند، اما او نپذیرفت و تاکید کرد که هدف من رضای خداوند و خشنودی امام است.
انتهای پیام/