«سید هاشم»؛ پیشگام خطوط مقدم و پرچمدار میدانهای نبرد
به گزارش نوید شاهد خوزستان، شهید سید هاشم فاضلی در اولین روز فروردین ماه سال ۱۳۴۲ در خانواده مذهبی، متدین و انقلابی در شهرستان اهواز دیده به جهان گشود. پدرش سید مطیر در شرکت نفت کار میکرد و مادرش فاطمه نام داشت. وی کودکی خود را در دامان مادری عفیف و انقلابی سپری کرد.

نوجوانی با دغدغههای بزرگ؛ از نوارهای انقلابی تا کوکتلهای دستساز
شهید سید هاشم ویژگیهای شخصیتی استثنایی داشت؛ مهربان، متین و در عین حال در برابر ظلم، سرسخت و نترس فعالیتهای انقلابی او حتی به پیش از پیروزی انقلاب بازمیگشت زمانی که در خفقان حکومت نظامی، بسیاری از ترس ساواک دم برنمیآوردند وی در حیاط بزرگ خانه شان با پخش نوارهای سخنرانی امام خمینی (ره) و شهید کافی شور انقلابی را در دلها زنده میکرد.
روحیه مبارزه طلبانه در تمام لحظات زندگیاش جاری بود؛ حتی در روزهای سخت جمعه سیاه که پا به پشتبام میگذاشت تا با کوکتلهای دستساز، تانکهای نظامیان را از محل دور کند، اما همیشه تأکید داشت که مراقب باشند آسیبی به کسی نرسد.
غیرت محله و ایستادگی در برابر اراذل
وی در کنار فعالیتهای انقلابی به ورزشهای رزمی بهویژه کاراته علاقه داشت و با دوست صمیمی اش شهید نعیم مشعلی زبانزد خاص و عام بود. آنها به معنای واقعی پناه اهالی محل بودند کسی جرات نداشت مزاحمتی برای کسی ایجاد کند کافی بود سید هاشم و نعیم از راه برسند تا امنیت به محله بازگردد وی نه تنها ورزشکار بود بلکه دست یاری رسانی داشت و در روزهای سختی برای بچههای ضعیفتر محله، کلاسهای درس و کنکور برگزار میکرد تا آنها را در مسیر پیشرفت یاری دهد.
از سپاه حمیدیه تا خطوط مقدم مخابرات
با پیروزی انقلاب و آغاز جنگ تحمیلی، سید هاشم بلافاصله لباس رزم پوشید وی به همراه سردار شهید علی هاشمی و دیگر دوستانش در سپاه حمیدیه ثبتنام کرد، سید هاشم با تکیه بر نبوغ و شجاعت خود، وارد گروه اطلاعات عملیات شد و مخفیانه به خط مقدم میرفت تا کابلهای مخابراتی را برای برقراری ارتباط با نیروهای عملیاتی برقرار کند؛ کاری بسیار خطیر بر عهده داشت
ازدواج، فرزندی به نام «سید احمد» و داغی که تمامی نداشت
خانواده برای مهار کردن روح سرکش و عاشق جهاد سید هاشم، برای او آرزوهای دیگری داشتند؛ با این امید که شاید تشکیل خانواده او را ماندگار کند وی در اواخر سال ۱۳۵۹ ازدواج کرد، اما حتی عشق به همسر و زندگی نتوانست او را از میدانهای نبرد جدا کند.
وقتی فرزندش به دنیا آمد، نامش را سید احمد گذاشت؛ به عشق بنیانگذار کبیر انقلاب سید هاشم تنها یکبار فرصت کرد تا فرزندش را در آغوش بگیرد و سپس برای همیشه به جبهه رفت، شهادت او آغاز زنجیرهای از مصیبتها برای خانواده بود، پدرش که از شدت غم از دست دادن فرزند، بیمار شد و کمی بعد از سید هاشم تاب دوری نیاورد و دار فانی را وداع گفت و داغی بر داغهای دیگر افزود.
عروج بی تابانه اش به معبود
سرانجام وی در بیست و هشتم بهمن ۱۳۶۰، در کرخه نور درست در زمانی که به شناسایی رفت توسط دیدهبان دشمن شناسایی میشود و با سلاح سنگین به شدت مجروح شد و در حالی که تیری در شکمش مانده بود تا بیمارستان امام (ره) اهواز دوام آورد، اما در همانجا به مقام رفیع شهادت نائل آمد پیکر پاک و مطهرش در گلزار شهدای اهواز واقع است.
انتهای پیام/