جهاد، دفاع از مکتب توحیدی است
به گزارش نوید شاهد خوزستان، شهید علی گل شقایق در هفدهم ارديبهشت ۱۳۴۳ در شهرستان بهبهان به دنيا آمد. پدرش محمد و مادرش معصومه نام داشت. تا سوم متوسطه درس خواند سپس به عنوان پاسدار در جبهه حضور يافت و سرانجام در دهم شهريور ۱۳۶۵ در حاج عمران عراق بر اثر اصابت تركش و گلوله به شهادت رسيد. مزار او در گلزار شهدای زادگاهش واقع است.

متن وصیت نامه شهید علی گل شقایق:
قَاتِلُوا الْمُشْرِكِينَ كَافَةً كَمَا يُقَاتِلُونَكُمْ كَافَةً وَاعْلَمُوا أَنَّ اللَّهَ مَعَ الْمُتَّقِينَ (سوره توبه آیه ۳۶)
ای مسلمین با همه مشرکین بجنگید همچنانکه ایشان با همه شما سر جنگ داشته و کارزار میکند و آگاه باشید که یقیناً خدای متعال همراه متقیان است.
جهاد امری تدافعی برای دفاع از مکتب توحیدی
افتخار میکنم همان سربازی هستم که امام در سال ۴۳ گفته که سربازان من در گهواره شیر میخورند. در مکتب ما اسلام جهاد امری است تدافعی؛ مسلمین به این دلیل با دشمنان میجنگند که آنان به مبارزه با اسلام و مسلمین برخاستهاند.
پاسخی به شبهات؛ حیات و ممات به دست خداست
خطاب به خانوادهام و به آنانی که میگویند اگر نمیرفت جنگ، کشته نمیشد؛ در مرگ من نگویید که اگر نبود به جنگ کشته نمیشد و اما شماهایی که این حرفها را در گوش خانواده و یا مردم میخوانید، اگر سواد دارید به قرآن مراجعه کنید و اگر سواد ندارید بگویید که برایتان بخوانند؛ سوره آل عمران آیه ۱۵۵ در این مورد که زنده بودن و مردن به دست خداست، سخت گفته است.
ای امت حزبالله، تا زمانی که انسانی در کره خاک مورد ستم قرار میگیرد و تا زمانی که باطل و طاغوتی در گیتی وجود دارد، وظیفه پیکار در راه حق ادامه دارد و تا فریاد الله اکبر، لا اله الا الله در جهان طنین افکن نشده مبارزه هست و تا مبارزه هست، شما امت خداجو پشتیبان این راه خواهید بود. هدف فریضه جهاد در آیین مقدس اسلام کشورگشایی و تجاوز و امثال اینها نیست بلکه تنها و تنها منظور جلوگیری از فساد و ظلم کافران و متجاوزان و برقراری عدل الهی و حکومت توحیدی است.
نبرد اسلام و کفر
سستی در جهاد یعنی ضعف ایمان؛ یعنی دشمن را بالاتر از آفریدگار دانستن؛ یعنی دین خدا و مسلمین را بی یار و یاور گذاشتن؛ یعنی عزت خود و مکتب حق را تسلیم جنایتکاران کردن این نبرد، نبرد اسلام و کفر است؛ دفاع از اسلام، دفاع از مکتبهای توحیدی و تداوم راه همه پیامبران الهی است.
پدرم! اسلام به جوانان نیاز داشت
و اما پدرم، خوب و مهربانم؛ از این که نتوانستم فرزند ارشدی برایت باشم و میدانم چه انتظاری از من داشتی، ولی پدر مهربانم اسلام نیاز به ما جوانها دارد؛ میبایست میرفتم. انشاءالله که راضی هستی و راضی بودی. اگر خدا مرا در جوار شهدا قرار دهد، برایت دعا میکنم و طلب عفو برایت میکنم؛ چون رنج زیادی بردی که مرا بزرگ کردی. مطمئن باش که خدا هم به شما پاداش خواهد داد، در صورتی که راضی باشی و بگویی خدایا این را بپذیر.
مادرم! برای مظلومیت امام حسین(ع) گریه کن
اما مادرم، صبور باش و تحمل کن. مادرم برایم مصیبت حضرت زینب بخوان که علاقه عجیبی به این حضرت دارم؛ هر وقت روضه حضرت زینب را میشنوم گریهام میگیرد. مادرم میدانم با چه رنجی بزرگم کردی و اما حال اسلام نیاز به پشتیبانی دارد و اما چه خوب است مرا علی نامیدی که باید در راه امام علی (ع) شهید شوم. در مراسم فاتحه بلند شو و بگو افتخار میکنم تا که فرزندی با رنج و مشقت بزرگ کردم و تحویل جامعه دادم و در راه خدا شهید شد. من نمیگویم گریه نکن، ولی هر وقت گریه کردی به یاد امام حسین (ع) گریه کن، زیرا امام حسین (ع) تنها بود، کسی نبود که برایش گریه کند؛ مظلوم بود، برای مظلومیت امام حسین (ع) گریه کن.
پیام به خواهران و برادران؛ وظیفه زینبوار
و اما خواهرانم، من رفتم و شما باید کولهباری سنگین از مسئولیت را بر دوش بگیرید؛ باید زینبوار زندگی کنید. در دنیا ناپایداری هیچچیز مفهوم ندارد. این خوشیها، اینهایی که میگویند تا زندهای خوش باش و در رفاه، زندگی حیوانی میکنند؛ البته شما از آنها نیستید.
و خواهری که در سفر است به او اطلاع ندهید تا خودش بیاید. در ضمن به دختر خواهرم بگویید که چگونه علی و برای چه علی شهید شد جمشید مرا حلال کن و نمازت را ترک نکن و بیشتر به معنویت بپرداز.
فرزند شما، علی گلشقاق
خداحافظ