محمدجواد فاطمینژاد؛ جوانی که آرام بود و در راه ایران و انقلاب جان داد
به گزارش نوید شاهد البرز؛ شهید محمدجواد فاطمینژاد ۲۲ مردادماه سال ۱۳۸۱ در استان البرز و شهرستان کرج به دنیا آمد. او تنها فرزند خانواده بود و همین موضوع، پیوند عاطفی میان او و پدر و مادرش را عمیقتر کرده بود. مادرش بعدها از رابطهای سخن گفت که برای او چیزی فراتر از رابطه معمول مادر و فرزندی بود. محمدجواد برای مادر، پناه و تکیهگاه بود؛ جوانی که حضورش آرامش خانه را شکل میداد و مادر به حرفها و نگاهش دلگرم میشد. محمدجواد از کودکی ویژگیهایی داشت که بعدها در شخصیت اجتماعی و کاری او نیز نمایان شد. مسئولیتپذیری، وظیفهشناسی و مراقبت از رفتار خود از جمله ویژگیهایی بود که خانواده از سالهای کودکی در او مشاهده میکردند.
از ۱۳ سالگی در مسیر فعالیت فرهنگی
محمدجواد از سن ۱۳سالگی با هیئت انصارالحجه امامزاده محمد آشنا شد و به تدریج در فعالیتهای فرهنگی و تربیتی آن مجموعه نقش گرفت. حضور او در هیئت تنها به شرکت در مراسم محدود نماند. علاقهاش به فعالیتهای رسانهای و فرهنگی باعث شد مسئولیت رسانه صوت و تصویر هیئت را بر عهده بگیرد. او از پشت دوربین و در بخش رسانهای، بخشی از فعالیتهای فرهنگی هیئت را ثبت و منتشر میکرد و در کنار آن، در برنامههای تربیتی و فرهنگی نیز فعال بود.
این مسیر نشان میداد که محمدجواد از همان نوجوانی علاقه داشت بخشی از وقت و توان خود را صرف فعالیتهایی کند که برایش معنا و ارزش داشت. او به شهدا ارادت ویژهای داشت و یاد و نام شهیدان در زندگیاش جایگاه خاصی داشت.
غیرت و مردانگی
مادر شهید، مهمترین ویژگی فرزندش را «غیرت و مردانگی» میداند؛ ویژگیای که به گفته اطرافیان در رفتار روزمره محمدجواد نیز دیده میشد. دوست شهید نیز از انس ویژه او با حضرت زهرا(س) سخن گفته است. محمدجواد ارتباط معنوی خاصی با حضرت زهرا(س) داشت و ارادتش به شهدا نیز از همین دلبستگیهای معنوی جدا نبود. با این حال، یکی از ویژگیهای رفتاری محمدجواد آرامش او بود. او جوانی خونسرد بود و تلاش میکرد عصبانی نشود. کمحرف بود و از سخنان بیهوده پرهیز میکرد. بسیاری از حرفها و کارهایش را برای خودش نگه میداشت و خانواده پس از شهادتش تازه متوجه بخشهایی از اخلاص و فعالیتهای پنهانی او شدند.
انتخاب مسیر خدمت
محمدجواد در رشته ریاضی فیزیک تحصیل کرد و در ادامه، فرصت ادامه تحصیل در دانشگاه و همچنین دانشکده افسری امام حسین(ع) را به دست آورد.او در نهایت مسیر دانشکده افسری را انتخاب کرد؛ انتخابی که با روحیه مسئولیتپذیر و علاقهاش به خدمت هماهنگ بود. محمدجواد در کنار این مسیر، مهندس هوافضا نیز بود و آیندهای روشن پیش روی خود داشت. برای خانواده، انتخاب او معنای خاصی داشت. پدرش میگوید هیچگاه مانع حضور فرزندش در این مسیر نشده است؛ چرا که باور داشت محمدجواد راهی را انتخاب کرده که به آن اعتقاد دارد.
آخرین روزهای ماه رمضان
ماه رمضان آخرین روزهای زندگی محمدجواد را در خود جای داده بود. مادرش آخرین دیدار با فرزندش را به یاد میآورد؛ سحر بود، محمدجواد سحریاش را خورد و خیلی سریع آماده شد. او مثل همیشه با لبخند سلام کرد و از خانه بیرون رفت. شاید هیچکدام نمیدانستند این خداحافظی، آخرین دیدارشان خواهد بود. در روزهای جنگ نیز محمدجواد با خانواده تماس گرفت و از آنها خواست به خانه بروند و دانشآموزان را نیز تعطیل کنند. مادرش که معلم است، میگوید این رفتار نیز نشاندهنده همان حس مسئولیتپذیری بود که از کودکی در وجود فرزندش دیده بود.
چهار روز بیخبری
محمدجواد فاطمینژاد در ۲۳سالگی و در جریان جنگ رمضان به شهادت رسید؛ اما خانوادهاش بلافاصله از این اتفاق مطلع نشدند. چهار روز پس از شهادت بود که خبر به خانواده رسید. پدر شهید روایت میکند که ساعت ۱۰ و نیم صبح از محل کار فرزندش با آنها تماس گرفتند و گفتند تا ظهر به منزل میآیند. همان لحظه، مادر محمدجواد احساس کرد اتفاقی افتاده است. وقتی افراد به خانه آمدند، اشکهایشان خبر را آشکار کرد. خانواده فهمیدند محمدجواد دیگر بازنمیگردد و آن جوان آرام و کمحرف خانه، به جمع شهدا پیوسته است. مراسم تشییع پیکر محمدجواد نیز با شب اول قدر مصادف شد؛ شبی که برای خانوادهاش رنگ و بوی دیگری داشت و نام فرزندشان را با یکی از معنویترین شبهای ماه رمضان پیوند زد.
«به فرزندم افتخار میکنم»
پدر محمدجواد، که کارمند فرودگاه است، از شهادت فرزندش با افتخار سخن میگوید. او معتقد است محمدجواد جان خود را برای انقلاب و کشور فدا کرد. پدر میگوید خداوند فرزندش را به عنوان امانتی در اختیار آنها قرار داده بود و آنها تلاش کردند این امانت را حفظ کنند؛ اما سرانجام تقدیر این بود که محمدجواد در راه خدا هزینه شود. با این حال، در میان این افتخار، حسرتی بزرگ نیز برای پدر باقی مانده است؛ حسرت در آغوش گرفتن فرزندش برای آخرین بار. رابطه پدر و پسر بسیار صمیمی بود و همین نزدیکی، دلتنگی پس از شهادت را برای پدر دشوارتر کرده است.
مادری که فرزندش را پناه خود میدانست
مادر محمدجواد نیز از رابطه عمیق عاطفی خود با فرزندش سخن میگوید. او محمدجواد را پناه خود میدانست و میگوید همیشه منتظر بود تا فرزندش جملهای بگوید و با همان چند کلمه آرامش کند. پس از شهادت، تازه ابعاد دیگری از شخصیت محمدجواد برای مادر آشکار شد. او متوجه شد بسیاری از کارهای خیر و فعالیتهای مخلصانه فرزندش را بیآنکه کسی بداند انجام داده است. محمدجواد اهل هیاهو نبود. کم حرف میزد و اگر کاری انجام میداد، لزوماً درباره آن صحبت نمیکرد. همین ویژگی باعث شد خانواده پس از شهادتش بیشتر به عمق شخصیت او پی ببرند. محمدجواد فاطمینژاد در ۱۱ اسفندماه ۱۴۰۴ در تهران به شهادت رسید. او در ۲۳سالگی از میان خانوادهای که تنها یک فرزند داشت، رفت؛ اما مسیری که از نوجوانی آغاز کرده بود، تا آخرین روز زندگیاش ادامه یافت. از نوجوانی در هیئت و فعالیتهای فرهنگی و تربیتی حضور داشت، به شهدا عشق میورزید، ارادت ویژهای به حضرت زهرا(س) داشت، مسیر خدمت را انتخاب کرد و در نهایت، جان خود را در راه کشور و آرمانهایش فدا کرد. روایت زندگی محمدجواد، روایت جوانی است که آرام زندگی کرد و بیهیاهو قدم برداشت؛ اما رفتنش، خلأیی بزرگ در خانهای به جا گذاشت که تمام دنیایش تنها یک فرزند بود. امروز، پدر و مادرش با حسرت دیدار دوباره او زندگی میکنند، اما در کنار این دلتنگی، به فرزندی افتخار دارند که به گفته پدرش، «خود را فدای ایران کرد».
انتهای پیام/