روایت دو پسرعمو که تا آخرین نفس کنار هم ماندند؛ شهادت جواد و رسول مالمیر در آغوش یکدیگر
به گزارش نوید شاهد البرز؛ شهید جواد مالمیر در ۲۶ دیماه سال ۱۳۶۵ در محمدشهر کرج از توابع استان البرز متولد شد. از همان سالهای کودکی، ارتباط عمیقی با خانواده و بستگان داشت و صله رحم یکی از ویژگیهای برجسته اخلاقی او بود. ارتباطش با اقوام فقط به دیدارهای معمول محدود نمیشد؛ او همواره تلاش میکرد پیوندهای خانوادگی را حفظ کند و در شادی و سختی، در کنار نزدیکانش باشد. در میان همه بستگان، رابطه جواد با پسرعمویش رسول مالمیر جایگاه ویژهای داشت. تنها هشت ماه با یکدیگر اختلاف سنی داشتند و از کودکی تقریباً در همه مراحل زندگی کنار هم بودند. دوران کودکی، نوجوانی و مراحل رشد و بلوغ فکری را با هم پشت سر گذاشتند و همین همراهی، رفاقتی عمیق میانشان ایجاد کرده بود؛ رفاقتی که بعدها به یک عهد مشترک برای خدمت در سپاه تبدیل شد.
دو همکار، یک روح در دو جسم
جواد و رسول علاوه بر پیوند خانوادگی، همکار نیز بودند و به کارشان علاقه و وابستگی زیادی داشتند. معمولاً شیفتهای کاریشان را نیز با یکدیگر میگذراندند. خانواده و بستگان گاهی توصیه میکردند برای اینکه فرصت بیشتری برای استراحت و رسیدگی به امور شخصی داشته باشند، شیفتهایشان را از هم جدا کنند، اما آنها ترجیح میدادند همچنان کنار یکدیگر باشند.
اطرافیان، این دو را به تعبیر خودشان «یک روح در دو جسم» میدانستند. همراهی جواد و رسول تنها یک علاقه شخصی نبود؛ نوعی سبک زندگی بود که سالها ادامه داشت. آنها در کنار هم خدمت میکردند، در کنار هم زندگی میکردند و در سختیها نیز یکدیگر را تنها نمیگذاشتند.
رفتار و منش این دو پسرعمو برای اطرافیان نیز الهامبخش بود. آرامش، خوشرفتاری، وفاداری و علاقه آنها به خدمت باعث شده بود بسیاری از نزدیکان به سبک زندگیشان غبطه بخورند. جواد شخصیتی ولایی داشت و نسبت به مسائل مربوط به رهبری انقلاب نیز حساس و دلبسته بود.
از هیئت و موکب تا پیادهروی اربعین
فعالیتهای شهید جواد مالمیر تنها به محل کار محدود نمیشد. او از فعالان هیئت و موکبداری بود و در برپایی برنامههای مذهبی و خدمت به مردم مشارکت جدی داشت.
هیئت الزهرا و هیئت رزمندگان محمدشهر از جمله مجموعههایی بودند که جواد در برپایی و فعالیتهای آنها نقش داشت. موکبداری نیز بخش مهمی از فعالیتهای او بود. بارها در مراسم پیادهروی اربعین حضور پیدا کرد و در کربلا به زائران خدمترسانی کرد.
برای جواد، موکبداری فقط یک فعالیت مناسبتی نبود؛ فرصتی برای خدمت به مردم و زائران بود. او همان روحیهای را که در محیط کاری داشت، در فعالیتهای مذهبی و اجتماعی نیز دنبال میکرد؛ بیادعا، پرتلاش و همراه با مردم.
دلتنگی برای رهبر شهید
از ویژگیهای برجسته شهید جواد مالمیر، ارادت و روحیه ولایی او بود. پس از شهادت رهبر انقلاب، بیتابی و ناراحتی خاصی در رفتار او دیده میشد و این حال تا روزهای پایانی زندگیاش ادامه داشت.
فاصله زمانی میان شهادت رهبر انقلاب و شهادت خود جواد بسیار کوتاه بود و اطرافیانش این روزها را با تغییر حال و هوای او به یاد میآورند. گویی دلش درگیر اتفاقی بود که برایش بسیار سنگین و جانکاه به نظر میرسید.
آخرین همراهی
دهم اسفندماه ۱۴۰۴، جواد مالمیر و پسرعمویش رسول در محل کار و در حال انجام مأموریت عملیاتی بودند که ساختمان محل حضورشان هدف اصابت موشک دشمن صهیونیستی ـ آمریکایی قرار گرفت. بر اثر این حمله، ساختمان تخریب شد و جواد و تعدادی از همکارانش در محل محبوس شدند. در میان آن لحظات سخت و سرنوشتساز، جواد و رسول بار دیگر همانگونه که در تمام سالهای زندگی کنار یکدیگر بودند، تنها نماندند. این دو پسرعمو در آخرین لحظات زندگی نیز یکدیگر را در آغوش گرفته بودند و همانگونه که سالها دوشادوش یکدیگر زندگی و خدمت کرده بودند، سرانجام در آغوش هم به شهادت رسیدند. روایت زندگی جواد مالمیر، روایت مردی است که خانواده، خدمت، ولایت و مردم را دوست داشت و در تمام سالهای زندگی تلاش کرد در کنار دیگران باشد. اما شاید ماندگارترین بخش این روایت، قصه همراهی او با رسول باشد؛ دو پسرعمو که از کودکی با هم بزرگ شدند، برای خدمت در سپاه با هم عهد بستند، سالها در کنار هم کار کردند و در نهایت، حتی شهادت نیز نتوانست آنها را از یکدیگر جدا کند.
شهید جواد مالمیر در دهم اسفندماه ۱۴۰۴، در منطقه عملیاتی اشتهارد به شهادت رسید؛ اما تصویر آخر او و رسول، در حالی که یکدیگر را در آغوش گرفته بودند، به نمادی از سالها رفاقت، وفاداری و همراهی این دو شهید تبدیل شد.
انتهای پیام/